پارسا پیلتن
مرتضوی: سلطانی جاسوس است و گنجی، بازيگر
سعيد مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران می گويد عبدالفتاح سلطانی، وکيل مدافع ناراضيان سياسی و شماری از متهمان جاسوسی اتمی در جمهوری اسلامی، خود متهم به جاسوسی است و اکبر گنجی تظاهر به اعتصاب غذا می کند.
آقای سلطانی، يکی از وکلای مدافع اکبر گنجی و زهرا کاظمی، شامگاه شنبه ۳۰ ژوئيه در کانون وکلای دادگستری در تهران توسط افراد لباس شخصی بازداشت شد. خانواده و وکلای وی می گويند او به جرم حمايت از مخالفان جمهوری اسلامی که به زندان افتاده اند، دستگير شده است. اما قوه قضاييه اتهام اين وکيل دادگستری را "انتشار اسرار و اسناد فعاليت های هسته ای" ايران عنوان کرده است.
آقای مرتضوی که در ژانويه ۲۰۰۳ نيز اين فعال حقوق بشر را به زندان محکوم کرده بود، به خبرنگاران گفته است که نيروهای تحت امرش آقای سلطانی را بعد از "اعلام جرم و گزارش وزارت اطلاعات" بازداشت کرده اند.
به گفته سعيد مرتضوی، جرم اين عضو کانون مدافعان حقوق بشر ايران "انتقال اطلاعات سری و محرمانه کشور به افراد فاقد صلاحيت و وابستگان سفارتهای خارجی" است. به نظر می رسد مديرکل ضد جاسوسی وزارت اطلاعات عليه آقای سلطانی اعلام جرم کرده و متهم در جريان بازجويی، اتهامات را رد کرده است.
آقای مرتضوی با اشاره به اين مساله گفت: "آقای سلطانی با توجه به اين که خودش وکيل و به قوانين آشناست، حدود ۶۵، ۶۶ مورد سوال وزارت اطلاعات را پاسخ نداده است."
دو هفته پيش، شيرين عبادی، يکی از وکلای عبدالفتاح سلطانی در گفتگويی با بی بی سی اتهام "انتشار اسرار و اسناد فعاليت های هسته ای" را بی اساس دانسته و گفته بود وی تنها طبق وظايف حرفه ای خود وظيفه دفاع از متهمان پرونده جاسوسان اتمی را بر عهده داشته و دسترسی به اطلاعات هسته ای نداشته که در اختيار کسی قرار دهد. ايران سال گذشته اعلام کرد ده جاسوس اتمی را بازداشت کرده است.
دادستان تهران افزود که دادگاه انقلاب حکم بازداشت موقت اين وکيل مدافع را تاييد کرده ولی هنوز زمان محاکمه تعيين نشده است.
آقای مرتضوی به خبرنگاران گفته است که قوه قضاييه معمولا ترجيح می دهد تا "زمان صدور حکم"، اتهام فرد بازداشت شده را علنی نکند، اما به دليل آن که خانواده و وکلای آقای سلطانی کوشيده اند وی را "بی گناه جلوه دهند يا اتهامات را سست کنند"، دادستانی ناگزير به افشای اتهام شده است.
فاقد ارزش خبری
دادستان تهران که منتقدانش وی را يکی از تندروترين چهره های جمهوری اسلامی در يک دهه اخير ناميده اند، در ادامه گفتگوی خود اکبر گنجی، خبرسازترين زندانی سياسی جمهوری اسلامی، را متهم به "بازيگری" کرد ولی درباره اعتصاب غذای وی سخنان ضد و نقيضی گفت.
اکنون بيش از هفتاد روز از اعلام اعتصاب غذای اين روزنامه نگار ناراضی می گذرد و علاوه بر کاخ سفيد و اتحاديه اروپا، شماری از چهره های برجسته دنيا از جمله برندگان جوايز نوبل خواستار آزادی وی شده اند، اما آقای مرتضوی گفت که "تصور می کنم گنجی اصلا ارزش پرداختن خبری ندارد."
با اين حال وی گفت: "آقای گنجی بر اثر تحريک عده ای که هويت آنها مشخص است، شروع به اعلام اعتصاب غذا کرد، هر چند ما اطلاع داشتيم او خرما، شربت، قند، مغز بادام، مغز گردو و مغز پسته می خورد."
آقای مرتضوی اصرار آقای گنجی به بيماری آسم و کمردرد را نيز "ساختگی" خواند، ولی گفت که مسئولان زندان با اين حال در اواخر ماه مه يک هفته مرخصی استعلاجی به او دادند، "ولی به تنها جايی که نرفت بيمارستان بود و تنها کاری که به دنبال آن نبود، درمان بود."
اين درحالی است که اين روزنامه نگار ناراضی پس از بيرون آمدن از زندان در ۳۱ مه در مصاحبه با بی بی سی گفته بود که مسئولان زندان به وی مرخصی طولانی داده اند تا "آسم، انحراف بينی و کمر درد" خود را درمان کند. وی حداقل يک ماه برای درمان وقت خواسته و گفته بود تا درمان نشود به زندان بازنخواهد گشت.
اما به نظر می رسد سخنان آقای گنجی که در آستانه انتخابات رياست جمهوری گفته بود آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، بايد در معرض رای مردم قرار گيرد و در صورت بازگشت به زندان، ديدگاه هايش راديکالتر خواهد شد، خشم مقامات قضايی ايران را برانگيخت و آنها تصميم گرفتند به مرخصی وی پايان دهند.
سه شنبه شب هفتم ژوئن مأموران دادستانی تهران به منزل اکبر گنجی مراجعه کردند تا وی را پس از هشت روز مرخصی به زندان بازگردانند، ولی او را نيافتند و سپس آقای مرتضوی گفت که اين زندانی متواری و حکم جلبش صادر شده است. آقای گنجی سپس در دهم ژوئن نامه ای منتشر کرد و گفت: "گويی آقايان فراموش کرده بودند که با خواهش و تمنا مرا به مرخصی فرستاده بودند تا اعتصاب غذا شکسته شود."
اين روزنامه نگار منتقد که بيش از ۶۵ ماه از دوران حبس خود را سپری کرده، يازدهم ژوئن با پای خود و در ميان بدرقه شماری از فعالان سياسی به زندان بازگشت.
می پرد، بلند می شود....
به گفته دادستان تهران، آقای گنجی بعد از بازگشت به زندان گفته است که نياز به درمان دارد، ولی شورای پزشکی زندان حالش را سالم تشخيص داده و تنها به استناد يک عکس MRI که آقای گنجی "بيرون از زندان گرفته بود، گفتند مينيسک پای او پاره شده است و ما سريع دستور داديم که او در بيمارستان بستری شود."
آقای گنجی در ۱۷ ژوييه به بيمارستان ميلاد تهران انتقال يافت و به دستور مقامات قضايی تحت قرنطينه قرار گرفت و همسرش معصومه شفيعی، تنها يک روز بعد اجازه ملاقات يافت. خانم شفيعی بعدا به بی بی سی گفت که ران و ساق پای شوهرش دچار "تحليل عضلانی" شده و برای درمان مصدوميت مينيسک بايد مورد عمل جراحی قرار بگيرد.
عيسی سحرخيز، عضو کميته سه نفره ای که از سوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات برای پيگيری وضعيت اکبر گنجی تعيين شده، نيز تاييد کرد که مينيسک زانوی راست همکار سابقش پاره شده و به تاندون های پای چپ وی نيز آسيبهای جدی وارد آمده است.
آقای مرتضوی که در بخشی از مصاحبه دوشنبه ۱۵ اوت خود گفته بود آقای گنجی تظاهر به اعتصاب غذا می کند، در بخشی ديگر گفته است: "يکی از اعضای خانواده اش او را تحريک می کند که در بيمارستان هم اعتصاب غذا کند که باز شروع به اعتصاب غذا کرد."
آقای مرتضوی در ۱۸ ژوييه در گفتگويی با خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، ايرنا، تاکيد کرده بود که آقای گنجی "اساسا در اعتصاب غذا نبوده و بصورت مرتب مواد غذايی و پروتئينی مصرف میکند".
دادستان تهران در مصاحبه افزوده است که پزشکی به نام دکتر ابراهيمی "که از متخصصان مشهور عمل مينيسک پا در ايران است،" گفته است که آقای گنجی می تواند "بدود، بپرد، بلند شود و بنشيند" و به اين ترتيب نتيجه گرفته است عکس MRI جعلی بوده و مينيسک زندانی سالم است."
يک روز می خورد، چند روز نمی خورد
آقای مرتضوی همچنين ادعا کرده است که خانواده آقای گنجی با ارايه اين "عکس قلابی" به دنبال توطئه برای تبليغ عليه جمهوری اسلامی بوده اند.
دادستان تهران توضيح نداد عکسهايی که آقای گنجی را بسيار تکيده و مريض حال نشان می دهد و از زندان و بيمارستان به رسانه ها درز کرده، واقعی است يا خير.
وی در ادامه به خبرنگاران گفته است: "اطلاعاتی که ما داريم اين است که وی يک نوع بازی می کند. اقدام او بيشتر شبيه بازيگری است تا يک کار جدی. چون يک روز می خورد و چند روز نمی خورد و هر چند وقت يکبار رژيم غذايی بيمارستان را می پذيرد و گاهی نمی پذيرد."
با اين حال، خانم شفيعی در ۲۹ ژوييه به بی بی سی گفته بود که دادستان تهران يک روز پيشتر به وی گفته است: "اکبر گنجی تا صبح، بيشتر دوام نمی آورد. بايد به داد او برسيد و اعتصابش را بشکنيد".
آقای مرتضوی در ۲۸ ژوييه افزوده بود در ملاقات با آقای گنجی او را نصيحت کرده است تا دست از اعتصاب غذا بردارد و حداقل سرم را بپذيرد، اما افزود که گنجی اين توصيه را نپذيرفته و گفته است: "اين، تنها راه من است. من در اعتصاب غذا هستم، اعتصابم را نشکسته ام و سرم را هم به هيچوجه قبول نمی کنم."
خجالت از مادر
هنگامی که از دادستان تهران سوال شده است اگر حال اين روزنامه نگار منتقد خوب است، چرا هنوز در بيمارستان نگهداری می شود، وی پاسخ داده است: "بنا به ادعای اعتصاب غذايی که دارد و ضعفی که در او هست، پزشکان تشخيص دادند که بايد تحت نظر در بيمارستان باشد."
اين درحالی است که آقای گنجی چندين بار اين اتهام را رد کرده و گفته است که برای اخذ جواز آزادی خود دست به اعتصاب غذا زده و آقای مرتضوی را به کينه توزی بر سر انتشار مانيفست جمهوريخواهی متهم کرده است.
تاکنون شماری از چهره های سياسی و مذهبی ايران از آقای گنجی خواسته اند به اعتصاب غذای خود پايان دهد، ولی وی تاکنون امتناع ورزيده است. قاضی مرتضوی می گويد که محکوميت آقای گنجی در مارس ۲۰۰۶ خاتمه می يابد، ولی پرونده کوچک ديگری هم دارد که مربوط به مدير مسئولی نشريه "راه نو" است که "چندان جدی نيست."
فرار از خيابان هشتم
دادستان مرتضوی در ادامه مصاحبه اش به ترور حسن احمدی مقدس، معاون سابق خود، اشاره کرد و گفت که ماموران امنيتی وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و دادستانی به "گروه و افرادی" مظنون هستند که در آينده نزديک معرفی خواهند شد.
آقای احمدی مقدس پنج سال پيش در مقام رئيس شعبه سوم دادگاه انقلاب تهران، اکبر گنجی را به ۱۵ سال حبس و تبعيد محکوم کرده بود و در دوم اوت در خيابان احد قصير (بخارست) در تهران توسط يک فرد ناشناس ترور شد و در دم مرد.
آقای مرتضوی گفت که ترور قاضی احمدی مقدس دقيقا سازماندهی شده بود، زيرا "ضارب نقطه ای را برای ترور انتخاب کرده بود که از جهت فرار مناسب ترين راه در اين منطقه بوده است. خيابان هشتم (بخارست) که فرد می خواسته فرار کند، در يک مسافت کوتاهی شيب تندی دارد که وقتی وارد اين شيب می شده، اگر ماموری او را تعقيب می کرده، از ديد پنهان می مانده و سپس هم وارد اتوبان می شده است."
تاکنون يک سازمان چريکی مسئوليت اين حمله تروريستی را در وب سايت خود پذيرفته، ولی دادستان تهران آن را تاييد يا رد نکرد.
آقای احمدی مقدس، در شعبه سوم دادگاه انقلاب به پرونده شماری ديگر از نويسندگان ناراضی ايرانی همچون برخی روزنامه نگاران روزنامه های جامعه و توس از جمله ابراهيم نبوی رسيدگی کرده بود.
آقای احمدی مقدس در کنار برخی ديگر از چهره های قضائی، از جمله سعيد مرتضوی، در فهرست شاهدانی قرار داشت که وکلای خانواده زهرا کاظمی، خبرنگار عکاس ايرانی تبعه کانادا که در زندان کشته شد، خواهان احضار آنها به عنوان "مطلع" به دادگاه بودند اما اين درخواست از سوی مرجع قضائی پذيرفته نشد.
خانم شفيعی، همسر آقای گنجی اين ترور را محکوم کرده و عباسعلی عليزاده، رييس کل دادگستری تهران گفته است اين حمله تاثيری بر پرونده آقای گنجی ندارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نامه سرگشاده مسئول حزب سبزهای آلمان به رئيس جمهور اسلامی ايران
• با ابراز تاسف بسيار زياد از وضعيت اقای اکبر گنجی، من امروز شما را به عنوان رئيس جمهور ايران مورد خطاب قرار ميدهم. در اين رابطه از شما خواستارم که به مسئوليت خود در مورد جان اقای گنجی "هم" عمل کنيد • اکنون عملکرد قوه قضاييه در اين مورد به يک بازی ناراحت کننده و با بی توجهی بسيار به حقوق بشر توام بوده است. تا به امروز مسئولين قوه قضاييه و ساير مسئولين، نتوانسته اند توضيح دهند که چرا اقای گنجی بايد به تدريج بميرد؟
یکشنبه ٢٣ مرداد ١٣٨۴ – ١۴ اوت ٢٠٠۵ مسئول حزب سبزهای المان به تاريخ 5 اگوست 2005، اقای احمدی نژاد رئيس جمهوری اسلامی ايران را مخاطب قرارداده است: اقای رئيس جمهور محترم، با ابراز تاسف بسيار زياد از وضعيت اقای اکبر گنجي، من امروز شما را به عنوان رئيس جمهور ايران مورد خطاب قرار ميدهم. در اين رابطه از شما خواستارم که به مسئوليت خود در مورد جان اقای گنجی "هم" عمل کنيد. ما ميدانيم در اين روزها شما و رهبر کشور، نامه ها و تقاضا های بسياری از داخل و خارج در رابطه با تقاضای ازادی گنجی دريافت ميکنيد. اکنون عملکرد قوه قضاييه در اين مورد به يک بازی ناراحت کننده و با بی توجهی بسيار به حقوق بشر توام بوده است. تا به امروز مسئولين قوه قضاييه و ساير مسئولين، نتوانسته اند توضيح دهند که چرا اقای گنجی بايد به تدريج بميرد؟ همچنين وضعيت اقای سلطاني، وکيل مدافع اقای گنجی موجب ناراحتی عميق ما است. به عنوان اولين قدم در اين رابطه از طرف شما و قوه قضاييه انتظار داريم، که ابتدايی ترين حقوق اين دستگير شدگان بيش از اين پايمال نگردد. از جمله اين موارد ميتوان به تضمين عملی حق انان برای ملاقات بدون حضور شخص ثالث با وکيل و اعضای خانواده و نيز امکان استفاده نامحدود از همه امکانات پرشکی نام برد. مطمئنا شما در اين روزها شروع کارتان با وظايف بسيار مهمی مواجه هستيد، اما با اين وجود اين دليل ان نيست که تصميمات مهمی را که به نجات جان يک انسان ميتواند منجر گردد، اتخاذ نگردد. با اين وجود در اين موقعيت از شما خواستارم که امکان ملاقات بسياری از اعضای هيئت های ديپلماتيک مقيم تهران، و نيز شخصيت های بسياری را که از سراسر جهان قصد ديدار با اقای گنجي، در بيمارستان دارند، فراهم اوريد. با سلامهای دوستانه، کلوديا روت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محمد پاسدار/ اعتصاب غذاى هنرمندان ايرانى در برلين
شركت كنندگان در اعتصاب غذا در برلين و ابراز همبستگى با اكبر گنجي
شمارى از هنرمندان و خبرنگاران ايرانى ساكن آلمان براى حمايت از اكبر گنجى دست به اعتصاب غذا در برابر دفتر حزب سبزهاى آلمان در برلين زدهاند. خانم كلوديا روت، يكى از رهبران حزب سبزهاى آلمان و همچنين يوشكا فيشر وزير امور خارجه آلمان نيز در محل برگزارى اين اعتصاب غذا حضور يافته و با شركت كنندگان در اين آكسيون اعتراضى ابراز همبستگى نمودهاند. در همين رابطه دويچه وله گفتگويى داشته است با محمد پاسدار و داريوش شكوه، دو تن از كسانى كه در اين اعتصاب غذا شركت دارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اتحاد جمهوری خواهان: توطئه جديد عليه جان اکبر گنجی
يورش به خانه گنجی وممنوعيت ملاقات با او توطئه ای عليه جان اوست از اکبر گنجی صميمانه می خواهيم به اعتصاب غذای خود پايان دهد پس از هشت روز ممنوعيت ملاقات با اکبر گنجی در بيمارستان ميلاد امروز ماموران امنيتی به خانه او يورش برده و با اعمال خشونت نسبت به اعضای خانوده به تفتيش منزل پرداخته و وسائلی را با خود برده اند. در طول هفته گذشته نه تنها وکلای گنجی که خانواده او نيز از ديدار و اطلاع از حال او منع شده اند. اين در حالی است که تيم ويژه امنيتی تحت نظر سعيد مرتضوی اعلام می دارد که گنجی از همکاری با تيم پزشکی و شکستن اعتصاب غذا خودداری می ورزد. جای شگفتی است که تيم امنيتی که ظاهرا برای حال وخيم گنجی و خودداری او از شکستن اعتصاب غذا دل می سوزاند، مصرانه ملاقات خانواده و دوستانش را که می خواهند اورا ترغيب به غذا خوردن و پايان دادن به اعتصاب کنند ممنوع ساخته اند. روشن است که سعيد مرتضوی و تيم امنيتی او و محافل هدايت کننده آنها مايل نيستند که افکار عمومی از آنچه اين روزها بر گنجی می گذرد آگاه باشد. همين محافل طی روزهای گذشته تلاش کرده اند با شايع کردن خبر مرگ او، واکنش احتمالی افکار عمومی در داخل و خارج را نسبت به اين مسئله بسنجند. اتحاد جمهوری خواهان ايران ضمن محکوم کردن يورش خشونت آميز ماموران امنيتی به خانه گنجی اعلام می دارد که ادامه ممنوعيت ملاقات با او توطئه ای عليه جان او و برای اجرای طرح های شومی مانند روان گردانی و بازجوئی و گرفتن مصاحبه و اعمال فشار بيشتر تا وقوع مرگ بظاهر ناشی از اعتصاب غذای اوست. بايد هرچه زودتر اين ممنوعيت لغو گردد تا خانواده و وکلا و ياران او بتوانند وی را به شکستن اعتصاب غذا تشويق نمايند . ما از همه آزاديخواهان و مدافعان حقوق بشر می خواهيم که تا دير نشده همه مساعی خود را برای شکستن ممنوعيت ملاقات و بی خبری افکار عمومی از اکبر گنجی به کار گيرند. اتحاد جمهوری خواهان ايران همچنين صميمانه از اکبر گنجی عزيز می خواهد که با توجه به اينکه او با مبارزات دليرانه و قابل ستايش خود در رساندن پيام خويش به مردم ايران و به جهانيان کاملا موفق بوده است، اکنون برای خنثی کردن توطئه هائی که برای مرگ او چيده شده و برای اين کار هر روز صحنه سازی های جديدی می کنند، به اعتصاب غذای خود پايان دهد. اکنون اين خواست خانواده، و ياران و عزيزان او و خواست همه انسان دوستان و آزادگانی است که با نگرانی و دغدغه کامل تا کنون ساعات و دقايق اعتصاب غذای او را دنبال کرده اند. گنجی عزيز! مردم ايران و جنبش آزادي خواهانه کشور ما به زنده ماندن تو و ادامه پيکار صادقانه ات در راه دمکراسی و حقوق بشر سخت نيازمند ند. در دوران ما تلاش جدی و موثر در راه آرمان ها و ارزش های انسانی همانگونه که خودت به درستی و با هشياری بر آن تاکيد داری فقط می تواند با هزينه کردن و با نشان دادن آمادگی برای صرف اين هزينه به ثمر برسد. اما به خوبی آگاه نيز هستی که برای استمرار اين تلاش و برای رشد و شکوفائی يک جامعه مدنی، اين صرف هزينه را بايد قسمت کرد. به باور ما تو تا کنون در اين راه دين خود را بسيار بيش از سهم يک شهروند آزاده و تلاشگر ادا کرده ای و چه پيروزمند نيز از بوته آزمايش به در آمده ای. اينک ادامه اين راه در صحنه ای کاملا متفاوت و با هشياری و تسلط بر واقعيات سياسی جاری کشور ما ميسر است. واقعيت اينست که دشمنان مردم و دمکراسی خيال شوم مرگ تو و نااميدی جامعه از هرگونه مقاومت و ايستادگی را در سر پرورانده اند. با پايان دادن به اعتصاب غذا و با زنده نگه داشتن خود رسوا کننده اين توطئه و نويد بخش پيروزی در مبارزه با استبداد باش.شورای سياسی اتحاد جمهوری خواهان ايران ١٧ مرداد ١٣٨٤
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سومين شب همبستگی با زندانيان سياسی
جمعيت دفاع از زندانيان سياسی ايران – کلن
یکشنبه ٢٣ مرداد ١٣٨۴ – ١۴ اوت ٢٠٠۵ سومين شب همبستگی با زندانيان سياسی ايران ، با بر افروختن دهها شمع به ياد هر آزاديخواه به خاک افتاده در کردستان، دردفاع از جان وآزادی اکبرگنجی وهمه زندانيان سياسی در سراسر ايران و حضور حدود صد نفر در شهر کلن برگزار گرديد. در مراسمی که جمعيت دفاع از زندانيان سياسی ايران- کلن که در شهر کلن تحت عنوان سومين شب همبستگی با زندانيان سياسی ايران برگزار کرد ، در مجموع حدود 100 نفر از مدافعين حقوق زندانيان سياسی از شهرهای مختلف در طی ساعات مختلف در اين مراسم شرکت کردند . اين مراسم در ساعت 8 شب با برافروختن دهها شمع به ياد زندانيان سياسی و قربانيان نقض حقوق بشر در ايران، اغاز و تا ساعت 12 شب ادامه يافت. در اغاز مراسم خانم دکتر ديانا مسئول حزب سبزها در ايالت نردراين وستفالن المان در مراسم حضور يافت و با اعلام همبستگی خود و حزب خود، مطرح کرد که اين برنامه را به حزب سبزها اعلام کرده و خانم کلوديا روت، در رابطه با وضعيت گنجی نامه سرگشاده ای خطاب به ريئس جمهور ايران فرستاده و خواهان ازادی او شده اند. اين نامه ضميمه اين گزارش ميباشد. خانم ديانا با همراه اوردن عکسهايی که از حرکت چند صد نفری ملاقات کنندگان با اقای گنجی در مقابل بيمارستان ميلاد و با اشاره به ان و اينکه اين افراد با اگاهی به هزينه ای که بايد برای حرکت خود بپردازند، به اين واقعيت اشاره کرد که امروزه با توجه به رشد فضای اينترنتی و امکانات خبررساني، نسبت به گذشته حداقل يک گام جلو هستند و جمهوری اسلامی نميتواند با بستن فضا ی خبررساني، منکر وجود زندانيان و دگر انديشان معترض شود. در طول برگزاری مراسم، سه نامه ای را که جمعيت دفاع از زندانيان سياسی ايران-کلن، خطاب به روزنامه نگاران، نمايندگان پارلمان المان، و افکار عمومی المان فرستاده بود، قرائت شد. دراين نامه ها به وضعيت فجيع سرکوب در کردستان از جمله خانم دکتر طلوعي، جلال اقوامي، آزاد زمانی و مادح احمدی ،مقاومت و زندانی و شکنجه شدن مردم معترض و مدافعين حقوق بشرو روزنامه نگاران درکردستان، و اخرين وضعيت اکبر گنجي، اعتصاب غذای اقای منوچهر محمدی ومفقود الاثر شدن اقای کيانوش سنجری يک ماه پس از دستگيريش، و زندانيان سياسی آزاديخواه ديگر نظير وکيل دادگستری فتاح سلطانی وبهروز جاويد تهراني، بينا داراب زند اشاره شده بود. در اين نامه ها با اشاره به اينکه دولتهای اروپايی برای اينکه بتوانند با جمهوری اسلامی ايران بر سر مسئله هسته ای به توافق برسند، در وارد کردن فشار به جمهوری اسلامی در زمينه حقوق بشر کوتاهی کردند، و به نتيجه هم نرسيدند. و از انها خواسته شده بود که با درس گرفتن از اين اشتباه، دفاع از قربانيان نقض حقوق بشر در ايران قربانی مصالح هسته ای نکرده و جمهوری اسلامی ايران را در زمينه نقض حقوق بشر تحت فشار قرار دهند. از ميان شرکت کنندگان که در طول مراسم با دردست داشتن شمع های روشن، نمای خاصی به ان داده بودند، دو تن از شاعران و هنرمندان حاضر در مراسم به شعر خوانی پرداخته و يکی از حاضرين هم اخرين شعر خانم سيمين بهبهانی در باره گنجی را که در طی ملاقات در مقابل بيمارستان ميلاد، را خواند . در اين مراسم همچنان از عاطفه رجبی دخترنوجوان 16 ساله که 15 آگوست ، که يک سال از اعدام علنی او در شهر نکا توسط جمهوری اسلامی می گذرد، ياد شد. و همچنان به اعدام دو نوجوان در مشهد اشاره شد. يکی از حاضرين به بالا رفتن استانه حساسيت افکار عمومی نسبت به جنايات و دردناک بودن اين واقعيت که به جز خود جمهوری اسلامي، بالا رفتن اين استانه حساسيت است که به جمهوری اسلامی اين امکان را ميدهد، که هر چه بيشتر به نقض حقوق بشر ادامه داده و بر دامنه ان بيفزايد. جمعيت دفاع اززندانيان سياسی ايران-کلن 13 اگوست 2005
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گزارش يك پزشك درباره وضعيت گنجی
گزارش پزشکی از وضعیت اکبر گنجی: تشکیل لخته خون در دست گنجی
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه افاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
گنجي بجهت بستري بودن در بيمارستان شايد بتواند مدت زيادي زنده بماند چون به محض کاهش هر کدام از مواد حياتي اعم از سديم . بتاسيم و ويتامينهاي مختلف و يا همچنين کاهش سلولهاي خوني ميتوانند از طريق سرم اين کمبودها را جبران نمايند ولي اين ميتواند بيش نويس سناريوئي باشد تا شخصيت والاي گنجي را به تمسخر گرفته و اين حرکت بزرگ او را لوث جلوه دهند به عنوان مثال پس از 80 يا 100 روز هماناني که علي رغم اعلان بزشکان بيمارستان ميلاد و همچنين مقايسه عکسهاي قبل از اعتصاب . روز 37 و روز 47 ام اعتصاب ( که به وضوح تحليل جسم او را مشخص مينمايد) اصرار بر اين دارند که گنجي غذا ميخورد و در اعتصاب غذا نيست با يک مصاحبه مطبوعاتي نمايشي و حاكم كردن فضاي اطلاع رساني دروغين اعلام نمايند چطور کسي که ادعا ميکند اين همه مدت در اعتصاب غذا بوده هنوز زنده است .
اکنون همه از گنجی می گویند و وضعیت خطیر سلامتی او.حتی مقامات قضایی که تا چندی پیش مدعی بودند گنجی اصولا در اعتصاب غذا به سر نمی برد اکنون اذعان دارند که او در اعتصاب غذا به سر میبرده است! اما اکنون گاهی وقت ها غذا می خورد.اما این ادعاهای مقامات قضایی نیز مانند ادعای اولیه شان واجد هیچ حقیقتی نیست و اکبر گنجی مطابق اضهارات صریح مدیران و پزشکان بیمارستان میلاد همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و وضعیت سلامتیش همچنان تحلیل می رود. برای داشتن اطلاعات دقیق تر از وضعیت سلامتی گنجی ابتدا باید اشاره ای به نیازمندی های عمومی بدن انسان برای حفظ سلامتیش اشاره ای داشته باشیم. نیازمندی های عمومی بدن: بدن انسان برای تامین انرزی حیاتی خود نیاز به 5 گروه مواد دارد 1- کربوهیدراتها (قندها) 2- چربیها 3- بروتئینها 4- مواد معدنی 5- ویتامینها تقریبا تمامی این مواد از راه تغذیه وارد بدن ما میشوند وگاهی اینها به یکدیگر نیز تبدیل میشوند . بدن قادر است در حالت نرمال اضافه این مواد را ذخیره نماید تا در مواقع کمبود بتواند از انها استفاده نماید . مازاد کربوهیدراتهایی را که مصرف میکنیم در وحله اول در کبد تبدیل به ماده ای بنام گلیکوزن میشود که عمده ان در کبد و ماهیچه ها ذخیره میگردد . در صورتی که ذخیره این ماده بیش از حد شود به چربی تبدیل میشود و در نقاط مختلف بدن ذخیره میگردد. بعضی مواد معدنی همچون اهن . کلسیم و.....و همچنین ویتامینهایی مانند گروه آ . ب . ث و د . تا حدی قدرت ذخیره شدن دارند. بدن در هنگام مواجهه با گرسنگی ( STARVATION) جهت سوخت و ساز شروع به سوزاندن گلیکوزن کبدی میکند . آنرا تبدیل به قند کرده ومورد استفاده قرار میدهد . بس از بایان ذخائر گلیکوزن شروع به سوخت چربی میکند . بس از اتمام بافت چربی . بروتئین را تبدیل به قند کرده و مورد استفاده قرار میدهد . در این زمان است که ماهیچه ها ( به عنوان تنها منبع بروتئینی ) تحلیل میروند . تقریبا بدن وقتی به این مرحله میرسد با کمبود مواد معدنی همچون اهن . کلسیم . سدیم . بتاسیم .و......... مواجه میگردد که این کمبودها باعث ایجاد عوارضی در شخص گرسنه مینماید . پوست ( مهمترین سد حفاظتی بدن ) خشک و شکننده میشود، تولید گلبولهای خونی متوقف میگردد . ارگانهای مختلف بدن رو به تحلیل میروند . بیشترین علت مرگ در این دوره عدم تناسب مواد یونی بدن است خصوصا سدیم و بتاسیم . کاهش این دو یون اصلی میتواند ارگانهایی همچون کلیه . کبد و قلب را از کار انداخته و موجب بایان فعالیتهای حیاتی شخص گردد . در همین زمان سیستم دفاعی بدن تضعیف شده به حدی که بدن توان مقابله با بیماری را ندارد و در اثر عفونتی هر چند کوچک از بای در اید . زمان رسیدن به این مرحله در اشخاص مختلف متفاوت است و به عوامل متعددی بستگی دارد . وضعیت سلامتی گنجی: گنجی این اسطوره صبر و مقاومت 65 روز است در اعتصاب غذا بسر میرد و تا امروز بالغ بر 30 کیلوگرم کاهش وزن داشته است. حدود 10 روز بیش به علت وجود لخته خون در دست چپ و همچنین بایین آمدن میزان گلبول سفید خون ( سیستم حفاظتی بدن ) به آی سی یو ( بخش مراقبتهای ویژه ) منتقل شد. از همان روز بجهت جلوگیری از ایجاد لخته مجدد تزريق داروی هپارین به او شروع شد. دو روز پیش پزشکان متوجه خونریزی در ناحیه دستگاه گوارش وی در اثر عوارض جانبي هپارين گردیدند و تزريق هپارین به اکبر گنجی را قطع کردند . علائم حیاتی وی چنین است: هموگلوبین . 9.2(نرمال15 ) گلبول سفید 2000 (نرمال 8000) سدیم 130 (نرمال135) پتاسیم 3 (نرمال4) فشار خون 60/96 (نرمال80/120 ) نبض 60 (نرمال80 ) تنفس 18 بار در دقیقه (نرمال 14 بار)، درجه حرارت 37 (نرمال37)اکبر گنجی از چهارشنبه 19 مرداد سرم دریافت کرده است. ایشان شاید بتواند بجهت بستری بودن در بیمارستان مدت زیادی زنده بماند چون به محض کاهش هر کدام از مواد حیاتی اعم از سدیم . بتاسیم و ویتامینهای مختلف و یا همچنین کاهش سلولهای خونی میتوانند از طریق سرم این کمبودها را جبران نمایند .ولی این میتواند پیش نویس سناریوئی باشد که در آن شخصیت والای گنجی به تمسخر گرفته شود و حرکت بزرگ او را که با به خطر انداختن سلامت و جانش در پی احقاق حقوق مدنی خویش و اعتراض به روند نامطلوب کنونیست لوث نمایند. به عنوان مثال پس از 80 یا 100 روز همان افرادی که علی رغم اعلان بزشکان بیمارستان میلاد و همچنین مقایسه عکسهای قبل از اعتصاب غذا با روز 37 و روز 47 ام اعتصاب ( که به وضوح تحلیل جسم او را مشخص مینماید ) اصرار بر این دارند که گنجی غذا میخورد و در اعتصاب غذا نیست با یک مصاحبه مطبوعاتی نمایشی اعلام نمایند چطور کسی که ادعا میکند این همه مدت در اعتصاب غذا بوده هنوز زنده است. اینک وظیفه ما ست تا بر خلاف خواست بدخواهان گنجی عزیز این پیام را به او برسانیم که حرکت به سمت تمامی خواسته های والایی که او در نظراتش بدانها اشاره کرده است بیش از هر چیز نیازمند سلامت او و حضور پویا و شادابش است و نباید اجازه دهیم جامعه ایران از یکی از بزرگترین سرمایه های ملی اش که گرفتار دام کین خواهان شده است، محروم گردد. جماعتی که نظر را حرام میدانند نظر حرام بکردند و خون خلق حلال دکتر حسام فیروزی 22/5/1384 drfirozi@yahoo.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معترضین به اکبر گنجی و متحدین وی در برلین همگام شدند شب همبستگی با اكبر گنجی در برلين نسرین بصیری- برلین جمعه شب (٢١ مردادماه) چمن خانهء فرهنگهای جهان در برلین به یاد اکبر گنجی گل باران شد. بیش از ١٠٠ شاخه گل سرخ را به شکل عمودی بر چمن سبز نشانده بودند. حدود ٢٠٠ نفر از ایرانیان شهر ، در محلی که ٥ سال پیش اکبر گنجی در برلین سخنرانی کرده بود گرد هم آمدند و با سرودها و ترانههایی که رنگ درد داشت و عزم دگرگونی، از اکبر گنجی یاد کردند. چمن شمع آجین بود و عکسهایی درشت از اکبر گنجی به چشم می خورد. عکسی هم از ناصر زرافشان میان سبزهها کاشته بودند و شعارهایی در دفاع از آزادی و حقوق بشر درشت بر کاغذ نقش بسته بود. یک پرترهء اکبر گنجی که ویران شده کار اکرم ابویی بر سه پایهای کنار تریبون قرار گرفته بود. در این برنامه حمید عمرانی یکی از برنامه گزاران سخنرانی کرد ، پیرامون اکبر گنجی ، نسرین بصیری آخرین خبرها را پیرامون وضعیت تندرستی این روزنامه نگار به آگاهی جمع رساند و از گرد هم آیی روز پنجشنبه در برابر بیمارستان میلاد گفت و مذاکراتی که نمایندگان جمع با پزشگان معالج گنجی انجام دادهاند. قرار بود کاظم کردوانی که همراه گنجی در کنفرانس برلین سخنرانی کرد و اینجا ماندنی شد سخنرانی کند. کردوانی در گرد هم آیی شرکت داشت اما بنا بر ملاحظاتی صلاح ندانست سخنرانی کنند. فرهاد پایار یکی از هنرمندانی که در برابر ساختمان حزب سبز اعتصاب غذا کردهاند پیرامون این کوشش سخن گفت و واکنش سیاستمداران حزب و واکنش مردم. پایار از کسبهء محل هم گفت که بسیار دوستانه رفتار کردهاند و بی آنکه از ایشان بخواهند آب و آبجوش برای چای در اختیارشان می گذارند . در پایان یکی از گردانندگان میهن روستا از جانب جمع از اعتصابیون خواست تا اعتصاب غذای خو را بشکنند و جمع با کف زدن این پیشنهاد را تصویب کرد. سپسهالهء آگنج سرودهای خواند از سیمین بهبهانی که روی سخنش با اکبر گنجی است. پس از یک استراحت کوتاه که موزیک پخش می شد جلال سر فراز چند شعر خواند، کانون پناهندگان سیاسی نقطه نظرات خود را پیرامون گنجی مطرح کرد و به مسالهء کردستان پرداخت.بار دیگرهالهء آگنج متنی را خواند از نسیم خاکسار پیرامون اکبر گنجی. برنامه را با یار دبستانی به پایان بردند. شهر برلین با رویدادهای سیاسی ایران گره خورده. ژوئن ١٩٦٧ در این شهر فعالان کنفدراسیون دانشجویی بر ضد شاه تظاهرات کردند و چماقداران حکومت ایران به ایشان حمله بردند. چند روز بعد در تظاهرات ضد شاه یک دانشجوی آلمانی بنام بنو اونه زورگ تیر خورد و جان باخت. سپتامبر ١٩٩٢ سه تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران شرفکندی عبدلی و اردلان و یکی از یاران شان دهکردی در رستوران میکونوس ترور شدند و اولین دادگاه اروپایی که حکومت ایران را به سبب ترورها محکوم کرد نیز در شهر برلین تشکیل شد. همسر و فرزندان فرج سرکوهی به برلین پناه برده بودند و تلاشهایی که برای رهایی این روزنامه نگار شکل گرفت و بازتاب جهانی داشت از برلین آغاز شد. در سال ٢٠٠٠ تشکیل کنفرانس برلین صرفنظر از خوب و بد و داوریها، سرنوشت بخشی از جنبش نوپای ایران را رقم زد برلین تنها مهد سیاست مداران و سیاست گزاران ایرانی نیست. شهری است پر جنب و جوش ؛ سه رسانهء تصویری فارسی زبان دارد که بطور منظم برنامه پخش می کنند ، یک رادیو و چندین رسانهء تصویری که بطور نامرتب حضور دارند. شمار هنرمندان ایرانی شهر هم چشمگیر است؛ افرادی که در رشتههای مختلف هنری تلاش می کنند و برخی شان شهرت جهانی دارند. آنچه در برلین نو است تلاشهای چشمگیر دستهء آخر است، برای نجات جان اکبر گنجی. تلاشها ی مردمی برای نجات جان گنجی ، اعتصاب غذایی که از دوشنبهء پیش در برابر دفتر حزب سبز آلمان برگزار می شود را چهار هنرمند فیلمساز و اهل تئاتر سازمان دادهاند که عضو هیچ گروه سیاسی نیستند. مبتکر گرد هم آیی روز جمعه هم بیشتر اهل قلم ، روزنامه نگار ، یا کسانی بودند که در سازمان سیاسی خاصی عضویت ندارند. البته سازمانهای سیاسی و فرهنگی برلین هر کدام به شکلی از این حرکت اعتراضی پشتیبانی کرده بودند. از میان سازمانها (به ترتیب الفباء) می توان از اتحاد جمهوریخواهان نام برد ، از انجمن قلم ایران در تبعید ، فداییان خلق اکثریت ، کانون پناهندگان سیاسی ، و مجامع اسلامی ایرانیان برلین. از میان نهادهای فرهنگی خانهء هدایت از گرد هم آیی پشتیبانی کرد و انجمن فرهنگی دهخدا و سرای اندیشه. گفته می شود فعالین انجمن دفاع از زندانیان سیاسی هم مایل به پشتیبانی از این برنامه بودهاند. اعتصاب غذای گنجی و اوج وخامت وضعیت تندرستی وی بسیار غم انگیز است، با اینهمه زیبایی این ایثار و ایستادگی به اندازهای است که دل افرادی که حاضر نبودند هرگز کنار هم قرار بگیرند نرم شد و برای آزادی و ایرانی خالی از خشونت همگام شدند. گزارش تصويری از شب همبستگی با اكبر گنجی در برلين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به مناسبت اعتصاب غذای اكبر گنجی
به دشمنات
ناصر كاخساز
بارانِ واژههای چروكيده بر زبان چرمين سر میخورد و بر خمير بهم فشردهی ”بندگان“ میبارد بارانِ خشك شبحی در شولا موعظه میكند بين هيچ و خشك. نفی تری پيامآورِ خشكی سلطه را كه محصول فاصله است از فاصلهی خود با خدا میشناسد در عشق جنون آسايش به كشتن انقلاب در همهی گونههايش ارتجاعی میشود و عدالت دشمن فرهنگ. از دهان جانش مرگ میتراود جانِ آينه را با سنگواژه میشكند زندگیاش مرگ ديگران تا مرگ، خود به نوبت بیبهاترين چيزش را باز ستاند.[1] ن كاخساز بيست و يكم مرداد ----------------[1] مكبث ترجمهی آشوری ص 27 “ هيچ چيزش در زندگی برازنده تر از ترك زندگی نبود.“
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومه شفيعي: امروز حتا نگذاشتند وارد حياط بيمارستان شويم! دویچه وله
اكبر گنجى نويسنده و روزنامهنگار منتقد جمهورى اسلامى ايران، در حالى ۶۲مين روز اعتصاب غذاى خود را مىگذراند كه چه خانواده و چه وكلاى او هيچ خبرى از وضعيت وى ندارند. معصومه شفيعى همسر اكبر گنجى كه امروز حتا اجازه ورود به حياط بيمارستان ميلاد را هم پيدا نكرده است، در پاسخ به پرسشهاى صداى آلمان، از نامه اخير خود به رييس قوه قضاييه و نيز از آخرين «بىخبرى»هاى خود سخن مىگويد.
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
دویچه وله: خانم شفیعی، آیا امروز موفق شدید که با همسرتان آقای اکبر گنجی ملاقات کنید؟
معصومه شفیعی: نه متاسفانه. امروز ما به بیمارستان مراجعه کردیم. همه روزه می گذشتند ما داخل بیمارستان بشويم، ولی امروز حتا نگذاشتند داخل بیمارستان برویم. همان جلو در بیمارستان، و حتا نگذاشتند ما وارد حیاط بیمارستان بشویم. به ما گفتند باید بایستید با نیروهای اطلاعاتی هماهنگ کنید. ما هم ایستادیم، ولی بعد به ما گفتند اجازه ی داخل شدن به شما نمی دهند و امکان ملاقات نیست. امروز ۶۲مین روز اعتصاب غذای آقای گنجی ست...
دویچه وله: یعنی خانم شفیعی، شما هیچ اطلاعی الان از وضعیت همسرتان ندارید؟
معصومه شفیعی: می توانم بگویم که تا امروز ۱۳ـ ۱۲ روزی هست که از حال ایشان هیچ اطلاعی ندارم، ایشان را ندیده ام و بسیار نگرانم.
دویچه وله: آیا تمام افرادی که وارد بیمارستان می شدند کنترل می شدند و یا اینکه فقط ماموران شما را...
معصومه شفیعی: ما یکزمانی رفتیم که آن تجمع تمام شده بود و ورود افراد کم بود، ولی فقط راجع ما چنین چیزی بود. یعنی ما را می شناسند، خانواده ی ما را می شناسند و فقط در مورد ما چنین مسئله ای بود.
دویچه وله: خانم شفیعی، از تجمع امروز در پاسخ به فراخوان ۱۶۴ نفر خبری دارید؟
معصومه شفیعی: من خودم حضور نداشتم، ولی دوستان به من زنگ زدند و اطلاع دادند که افراد آنجا حضور پیدا کرده و اعتراض کرده بودند به قضیه.
دویچه وله: من مثلا با آقای علی افشاری که صحبت کردم ایشان از حضور حدود هزار نفر صحبت می کردند.
معصومه شفیعی: به من هم چنین خبری را دادند.
دویچه وله: در مورد وضعیت جسمی آقای گنجی از دوستان یا آشنایان خبری نتوانسته اید بگیرید؟
معصومه شفیعی: تنها کسانی که الان می توانند آقای گنجی را ملاقات بکنند، همان نیروهای ويژه اطلاعاتی هستند و پزشکان ایشان. پزشک ها بنابه تخصص شان در حد همان مسئله وارد قضیه می شوند و من گاهی وقتها اگر بتوانم اینها را پیدا بکنم یا تلفنی صحبت بکنم، اینها اطلاعات پزشکی در مورد وضعیت آقای گنجی می دهند، راجع به اینکه حالشان بهرحال خیلی خوب نیست و در مواقعی که حال ایشان بد می شود به زور به او سرم وصل می کنند.
دویچه وله: خانم گنجی، آیا آقای گنجی درهمان اتاق قبلی خودشان هستند یا در بخش مراقبت های ويژه؟
معصومه شفیعی: بهیچوجه اطلاع ندارم. شايعات به من مىگويد بخش مراقبت های ويژه، ولی چون الان ۱۳ـ ۱۲ روزی هست که من از ایشان خبر ندارم هیچ چیزی را نمی توانم تایید یا تکذیب کنم در مورد محل نگهداری ایشان.
دویچه وله: آقای جمال کریمی راد، سخنگوی قوه قضاییه، روز ۱۸ مرداد، اعلام کرده بودند که «گنجی اعتصاب غذای خود را شکسته است». این در حالی ست که قوه قضاییه بارها سخنانان متناقض گفته و بیشتر تاکید بر این بوده که آقای گنجی در اعتصاب غذا بسرنمی برند.
معصومه شفیعی: من این خبر را شنیدم و خواندم توی روزنامه. بارها خبر اعتصاب غذای گنجی قبلا تکذیب شده، ولی وقتی ایشان می گویند که ایشان اعتصاب غذایش را شکسته، معنایش اینست که اعتصاب غذایش صحت داشته است. این یک معنی این مسئله است، معنی دوم سخنان ایشان اینست که ایشان در اعتصاب غذا نیست، چون از آب و چای و قند استفاده می کند. همه ی افراد در سراسر جهان می دانند که استفاده از آب، چای و قند به معنی اعتصاب غذای « تر» است، و ما هم قبلا این را گفتیم، بارها گفتیم و صحبت کردیم و آن را هم مکتوب کردیم که آقای گنجی فقط آب، چای و قند مصرف می کند به معنی اعتصاب غذای « تر». من از آقای کریمی راد ممنونم که حرفهای ما را تایید کرده اند.
دویچه وله: آیا هنوز هم در پاسخ به خواست هایتان از آقای شاهرودی، رییس قوه قضاییه، خبری دریافت نکرده اید؟
معصومه شفیعی: من هیچ خبری دریافت نکرده ام. من اخیرا نامه ای به آقای شاهرودی نوشته ام که در آن هم مسایلی که در روزهای گذشته برای من و بچه هایم توی خانه بوجود آورده اند برای ایشان تشریح کرده ام و هم از ایشان خواسته ام که بهرحال این قضیه حل بشود. در این مرحله من خیلی نگران سلامتی آقای گنجی هستم، سلامتی خانواده ام هم تحت الشعاع قرار گرفته، بچه هایم نگرانند، مادر پیر آقای گنجی بسیار نگران است. ما دوست داریم آقای گنجی زنده بماند. مسئله ی ما فقط سلامتی آقای گنجی ست. ما به اینکه چه کسی می برد و چه کسی می بازد اصلا اهمیت نمی دهیم، و من فکر می کنم اگر آقای شاهرودی مستقیما وارد این جریان بشوند و نماینده ای تعیین کنند، یک هیات ثالثی وارد قضیه بشوند و خود ایشان هم این هیات را تعیین بکند. این مسئله می تواند خیلی کمک بکند به حل این بحران.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قتل قهرمان در بیمارستان میلاد، علي کشتگر
خامنه ای می خواهد با خاموش کردن گنجی وجدان جامعه را خاموش کند. خامنه ای می خواهد با قتل گنجی رسم آزادگی را از ایران زمین براندازد، خامنه ای می خواهد قتل گنجی باعث عبرت دیگران شود باید هر طوری شده صدای بیرون را به سلول انفرادی گنجی که اینک درطبقه دوازدهم بیمارستان میلاد است رساند
خامنه ای گنجی را در بیمارستان میلاد ممنوع الملاقات کرده است. خامنه ای گنجی را به مرگ محکوم کرده است. تردید نکنید خامنه ای مسئوول مستقیم مرگ قریب الوقوع گنجی است! او از دادستان تهران خواسته است که گنجی ممنوع الملاقات بماند تا فریاد و درخواست کسانی که از او می خواهند اعتصاب خود را بشکند به گوش وی نرسد.
می گویند خامنه ای پس از روئیت نامه های گنجی گفته است گنجی یا باید توبه کند و یا از بیمارستان به گورستان برده شود . دیروز ماموران خامنه ای نگذاشتند درخواست صدها نویسنده و آزادیخواه سرشناس کشور که برای نجات جان گنجی خواهان شکستن اعتصاب غذای او بودند به گوش وی برسد. آنها برای مرگ گنجی لحظه شماری می کنند. آیا گنجی می داند که اعتصاب غذای او پیروز شده و دنیا به حمایت از وی برخواسته است؟ آیا گنجی اگر درخواست صدها و هزاران ایرانی آزادیخواه را که در داخل و خارج کشور از وی می خواهند اعتصاب غذای خود را بشکند می شنید، هم چنان به اعتصاب خود ادامه می داد؟ گنجی از روزهای تیره پائیز 77 که موجی از قتل های زنجیره ای علیه روشنفکران و نویسندگان فرهیخته ایران به راه افتاد تا به امروز، برای تاباندن نور به تاریکخانه آمران و عاملان این جنایات ضد بشری لحظه ای از تلاش بازنایستاده است. و دراین راه هر آن از جان خود مایه گذاشته است. بدیهی است که دشمنی خامنه ای و ایادی او با اکبر گنجی از همین کوششهای شجاعانه و صریح او در نشان دادن مسوولیت مستقیم سران نظام در این جنایات سرچشمه می گیرد. بی اغراق می توان امروز اکبر گنجی را قهرمان ملی ایران در مبارزه علیه خودکامگی و خودکامگان خواند. روشن است که دیو استبداد نمی خواهد گنجی زنده بماند.
اعتصاب غذای 60 روزه گنجی که پس از دو هزار روز زندان ظالمانه آغاز شد، توجه بی سابقه ایرانیان و جهانیان را به خواسته های آزادیخواهانه زندانیان سیاسی ایران جلب کرده است. چنان که اینک علاوه بر روزنامه نگاران، روشنفکران و مراجع جهانی حقوق بشر، سران کشورهای دموکراتیک نیز از خواسته های گنجی حمایت می کنند. به این اعتبار اعتصاب کم سابقه گنجی که در تاریخ مبارزات ضد استبدادی ایرانیان بی سابقه است، پیروز شده است. گزافه نیست اگر بگوئیم که اعتماد و علاقه ای که اینک طیف وسیع و متنوع هواداران دموکراسی و حاکمیت ملی نسبت به شخص گنجی ابراز می کنند، وی را به نقطه اتکاء و اتصال یک جنبش وسیع آزادیخواهانه در ایران تبدیل کرده است. از این رو گنجی امروز به یک سرمایه ملی بی همتا و ضروری برای وحدت و هماهنگی جنبش ملی آزادیخواهانه ایران تبدیل شده است. تردید نکنید که جنبش آزادیخواهانه ایران بیش از هر زمان به اکبر گنجی زنده، اندیشمند و شجاع نیاز دارد و خودکامگان بیش از هر زمان آرزوی خاموشی اکبر گنجی را به سر دارند.
به همین اعتبار است که صدها تن از چهره های فعال و شناخته شده جنبش ملی و آزادیخواهانه ایران درداخل و خارج کشور، همراه با همسر و فرزندان و دوستان گنجی خواهان آن هستند که او با پذیرش توصیه پزشکان و پایان دادن به اعتصاب غذای طولانی خود، آزادیخواهان را خوشنود و خودکامگان را نومید نماید. آیا گنجی اگر این درخواستها را می شنید به آن عمل نمی کرد؟ اینک پزشکان می گویند گنجی در ادامه اعتصاب غذای طولانی خود به خونریزی معده، ورم دست و افت خطرناک فشار خون دچار شده است. با این همه خامنه ای نمی گذارد که درخواست روشنفکران و نویسندگان به گوش او برسد.
خامنه ای می خواهد با خاموش کردن گنجی وجدان جامعه را خاموش کند. خامنه ای می خواهد با قتل گنجی رسم آزادگی را از ایران زمین براندازد، خامنه ای می خواهد قتل گنجی باعث عبرت دیگران شود باید هر طوری شده صدای بیرون را به سلول انفرادی گنجی که اینک درطبقه دوازدهم بیمارستان میلاد است رساند.
مسوول و پزشکان بیمارستان میلاد نیز باید به جای گردن گذاشتن به مقاصد شوم ماموران دادستانی به وظایف انسانی و پزشکی خود عمل کنند وگرنه آنان نیز باید پاسخگوی جنایتی باشند که هم اکنون دارد در بیمارستان میلاد اتفاق می افتد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گنجي در بخش ICU بستري است؛ گزارش شرق از تجمع برای شکستن اعتصاب غذای گنجي
پس از فراخوانى جمعى از چهره هاى سياسى، فرهنگى و دانشجويى كشور براى ملاقات با گنجى و درخواست از او براى پايان دادن به اعتصاب غذايش، جمع زيادى روز پنجشنبه در ساعت رسمى ملاقات به بيمارستان ميلاد رفتند.
در اين مراسم كه به دعوت دفتر تحكيم و سازمان ادوار تحكيم و جمعى از چهره هاى سياسى و فرهنگى برگزار مى شد، شخصيت هايى همچون بابك احمدى، موسى غنى نژاد، سعيد مدنى، سعيد منتظرى، على اشرف درويشيان، سيمين بهبهانى و محمد ملكى نيز حضور داشتند.
در اين تجمع پس از انتخاب جمعى براى مذاكره با مديريت بيمارستان، دكتر تابش از مسئولان بيمارستان در نشستى با نمايندگان جمع گفت: به عنوان يك پزشك وظيفه خود مى دانم كه فارغ از فضاى سياسى و انديشه و تفكر بيمار نسبت به سلامت بيمارم نگران باشم و صداقت را از ياد نبرم. بر اين اساس مى گويم كه تنها مشكل گنجى نخوردن غذاست از اين رو وضعيتش در حالت مساعدى نيست و اكنون در بخش ICU بسترى است و من خوشحال مى شوم كه شما كه از دوستان گنجى هستيد با وى گفت وگو كنيد و او را به شكستن اعتصاب غذايش قانع كنيد.»
با اين حال و با وجود درخواست نمايندگان متحصنين براى ملاقات با گنجى جهت درخواست از وى براى شكستن اعتصاب غذايش، اين ملاقات ميسر نشد.
دكتر تابش در خصوص امكان اين ملاقات به نمايندگان متحصنين گفته بود كه «ما فقط در مورد يك بيمار صحبت نمى كنيم، گنجى يك زندانى بيمار است و ما اختيار اجازه ملاقات با وى را نداريم.
اين سخنان تابش در حالى مطرح مى شد كه سيمين بهبهانى خطاب به وى گفته بود: «ما قصد داريم هم يك بيمار و هم يك بيمارستان را نجات دهيم، ما مى خواهيم فقط يك ملاقات كوتاه با گنجى داشته باشيم و به شما قول مى دهيم اگر با او ملاقات كنيم به طور حتم اعتصاب خود را خواهد شكست و اگر او اعتصاب غذاى خود را نشكست ما از اتاق او خارج نخواهيم شد.»
اين تجمع بدون ملاقات نمايندگان جمع با اكبر گنجى پايان يافت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وضع وخيم گنجی و بی اعتنايیِ رسانه های آمريکا، راديو آلمان
با وخيم شدن بيشتر وضع اکبر گنجی در بيمارستان «ميلاد» انعکاس صدای اعتراض او در رسانه های آمريکايی کمتر از هميشه شده. به جز يکی دو مورد، اين رسانه ها توجه شان را در روزهای اخير به تمامی روی فعاليت های هسته ای ايران متمرکز کرده اند.
ظرف روزهای اخير، اخبارِ از سرگيری فعاليت های هسته ای ايران در صفحاتِ اول اکثر روزنامه های آمريکا و در اخبار راديوتلويزيونی انعکاس وسيعی پيدا کرد اما به همان نسبت نيزصدای آزادی خواهی مهمترين زندانیِ سياسی ايران از صفحات اين رسانه ها محوشد. از تلاشِ پشت پردهء کوفی عنان و سازمان ملل که با پيگيری «انجمن بين المللیِ حمايت از اکبر گنجی» عملی شد، خبری به بيرون درز نکرد. اين انجمن هنوز مبلغ بيست هزار دلار به روزنامهء نيويورک تايمز به خاطر کارزار اطلاعاتی اش بدهکار است. يکی از مفسران روزنامهء لوس آنجلس تايمز در اين باره می نويسد نگرانی در بارهء فعاليت های هسته ای ايران از ماهيت سياسیِ رژيم آن ناشی می شود و هيچ چيز بيشتر از رفتاری که با اکبر گنجی شده نمايشگر بربريت رژيم ملاها نمی تواند باشد. بدترين جرم اين رژيم دخالت اش در عراق يا حمايـت اش از تروريزمِ ضد آمريکايي نيست، بلکه رفتاری است که اين چنين در حق مردم خودش می کند. (لوس آنجلس تايمز، دهم آگوست)
در آمريکا، روزنامهء کوچک و محافظه کارِ «نيويورک سان» (New York Sun) تنها نشريه ای بوده که بطور مستمر خوانندگان اش را از وضع گنجی مطلع کرده است. اين روزنامه در مصاحبه ای با همرزم اکبر گنجی آقای محسن سازگارا که هم اکنون در آمريکا به سر می برد به نقل از او می نويسد گنجی نخستين کسی بود که در سخنرانی ای در دانشگاه شيراز در سال ۱۹۹۷ با عنوان «تعبير فاشيستی از دين و دولت» ايدئولوژیِ دولت اسلامی را با رژيم های موسولينی و هيتلر مقايسه کرد (نيويورک سان، هشتم آگوست). دوستیِ آقای سازگارا با گنجی از سالهايي که به اتفاق هم در نشريهء اصلاح طلبانهء «کيان» کار می کردند شروع شد و هردو مسير سياسی مشابهی را طی کرده اند. آقای سازگارا از بنيانگذاران و فعالان بالای سپاه پاسدارانِ انقلاب اسلامی بود که بعدها به اصلاح طلبان پيوست و به فعاليت های مطبوعاتی پرداخت و به جرم آزادی خواهی به زندان رفت. او مانند گنجی از نخستين کسانی بود که از علی خامنه ای مستقيمن انتقاد کرد. او نيز چندين بار به اعتصاب غذاهای طولانی دست زده و سرانجام برای حفظ جان خود و خانواده اش با دشواری ها و معطلی بسيار پشت مرز، موفق به کسب ويزای موقت از آمريکا شد و هم اکنون در وضعيت دشوار مالی در جهت برنامهء سياسیِ برگزاریِ رفراندم و تغيير قانون اساس تلاش می کند. آقای سازگارا می گويد: «اگر گنجی بميرد، پيش بينی ای چنان دهشتناک که از آن بيزارم، اما اگر او به شهادت برساند مراسم تشييع اش همچون مراسم تشييع دکتر شريعتی در سال ۱۹۷۸ خواهد بود که علارغم قدغن کردن ساواک، بيست هزار نفر در آن حاضر شدند و يکی از رويدادهايی که طلايه دار انقلاب ايران شد را رقم زدند. من نمی دانم ما انقلاب ديگری خواهيم داشت يا نه اما اگر گنجی بميرد، تنفرِگستردهء مردم از اين رژيم دامنه خواهد گرفت.»
عبدى کلانتری - نيويورک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آزادی خواهان با اجتماع در برابر بيمارستان ميلاد تاکيد کردند: زندگی برای اکبر گنجی
• عليرغم تلاش مسولان بيمارستان، اجازه ملاقات به نمايندگان حاضرين در بيمارستان داده نشد و جمعيت پس از خواندن بيانيه پايانی به صورت دسته جمعی از بيمارستان خارج شدند • دكتر تابش، قائم مقام بيمارستان ميلاد: اكبر گنجی همچنان در اعتصاب غذا است • از قطعنامه تجمع: مسووليت هرگونه فاجعه ناگواری برای جان گنجی بيش از پيش بر دوش مقامات عالی حاكميت و دستگاه قضايی خواهد بود پنجشنبه ٢٠ مرداد ١٣٨۴ – ١١ اوت ٢٠٠۵پس از فراخوان 162 نفر از چهره های سياسي، فرهنگی و دانشجويی كشور برای ملاقات با گنجي، هوداران گنجی در مقابل بيمارستان ميلاد گرد هم آمدند تا با ملاقات با گنجی پيام صلح و سلامت خود را به گنجی برسانند. اما علی رغم موافقت مسولان بيمارستان ميلاد، مسولان دادستانی اجازه ملاقات را به نمايندگان حاضرين در محل بيمارستان ندادند. حاضران در بيمارستان ميلاد با در دست داشتن عكس هايی از گنجی و شاخه گل رز، آزادی و بازگشت سرافرازانه وی را به زندگی خواستار شدند. « با مرگ نحس پنجه ميفكن! بودن به از نبود شدن ...»، « Ganji must survive»، « دردا،كه جز به مرگ نسنجند، قدر مرد» ، « آن كه دانست زبان بست آن كه می گفت ندانست» ، « ای مرغ گرفتار بمانی و ببينی آن روز همايون كه به عالم قفسی نيست» اينها جملاتی بودند كه در پای عكس های گنجی حاضران نونشته شده بود. در اين مراسم شخصيت های سياسی و فرهنگی از جمله، دكتر ملكي، سيمين بهبهاني، فريبر رييس دانا، دكتر موسی غنی نژاد، علی افشاري، رضا دلبري، مهدی امينی زاده، عبدالله مومني، فريبا داودی مهاجر، بابك احمدي، موسوی خوييني، علی اشرف درويشيان، سعيد مدني، سعيد منتظري، حجت شريفی و شاخه شمال مشاركت تهران ... حضور يافتند. رضا دلبری عضو شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت مراسم را آغاز كرد و گفت: امروز در اينجا جمع شده ايم تا به گنجی بگوييم كه سلامت و پويايی وی برای جنبش آزاديخواهی ايران مفيد تر و ارزش مند تر است. از آنجا كه گوهر انديشه مدرن، تقدم جان بر عقيده است، گنجی صحيح نيست جانش را فدای حتی انديشه مقدسی به نام آزادی و حقوق بشر كند. وی در ادامه گفت: تعدادی از نمايندگان جمع، روشنفكران، دانشجويان، فعالان سياسی و مدنی برای مذاكره و ملاقات با گنجی در دفتر مديريت بيمارستان حاضر می شوند تا بتوانند با ملاقات با گنجی وی را متقاعد كنند كه زنده ماندنش ارزش مند تر است. بابك احمدي، علی افشاري، رضا دلبري، دكتر ملكي، سعيد مدني، سيمين بهبهاني، فريبرز رييس دانا، علی اشرف درويشيان، دكتر حسام فيروزی و حجت شريفی برای مذاكره تعيين شدند. دكتر تابش و دكتر پيری از طرف بيمارستان برای مذاكره آماده بودند. هرچند كه فشار بر مسولان بيمارستان زياد شده است اما دكتر تابش با خوشرويی و صراحت كلام اجازه نداد كه اين سختی كار و فشارهای وارده نمايان شود. دكتر تابش در اين ديدار گفت]: هر چند كه ممكن است سخنان من برايم مخاطره آميز باشد اما من به عنوان يك پزشك وظيفه دارم فارغ از فضای سياسی و انديشه و تفكر بيمار نسبت به سلامت بيمارم نگران باشم و صداقت را از ياد نبرم. براين اساس می گويم تنهامشكل اكبر گنجی نخوردن غذای وی است و علی رغم تكذيب های صورت گرفته، اكبر گنجی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد از اين رو وضعيتش بسيار وخيم است و در بخش ICU بستری است. و من بسيار خوشحال می شوم كه شما كه از دوستان گنجی هستيد با وی گفتگو كنيد و او را به شكستن اعتصاب غذايش قانع كنيد. دكتر ملكي، به دكتر تابش گفت شما اجازه ندهيد كه بيمارستان از حيطه امن فعاليت پزشكی خارج شود و مسولان دادستانی مديريت بيمارستان را در دست گيرند. سر انجام مقرر شد كه دكتر پيری و دكتر تابش برای مذاكره با مسولان دادستانی جهت اجازه ملاقات به نمايندگان حاضرين در بيمارستان وارد گفتگو شوند. پس از 30 دقيقه گفتگو، به رغم نظر مثبت كادر پزشكي، دادستانی اجازه ملاقات را نداد. نمايندگان حاضرين گفتند: مشخص شد چه جريانی می خواهد تا گنجی با ادامه اعتصاب غذايش از بين برود.و بحران آفرينان مشخص شدند. بنابراين هر اتفاقی كه برای گنجی بيافتد مسوولان نظام و قوه قضاييه بايد پاسخگو باشند. پس از اين مذاكرات علی افشاری با حضور در محل تجمع هوداران گنجی نتيجه مذاكرات را اعلام كرد. افشاری گفت :مطابق منشور جهانی بيمار حق بديهی اكبر گنجی است كه خانواده و دوستانش بتوانند با او در بيمارستان ديدار كنند از طرفی حالا كه جمعی از افراد شناخته شده و فعالان سياسی فرهنگی داوطلبانه پا در ميدان گذاشته اند تا با اكبر گنجی برای تامين پيش نيازهای سلامتش ديدار كنند مسولان قضايی با اين ديدار مخالفت می كنند تا معلوم شود كه اراده قاهری برای عدم حل پرونده گنجی وجود دارد از طرفی همگان بايد بپذيرند كه حل پرونده گنجی با به رسميت شناختن حقوق وی ممكن است و آزادی گنجی بايد با به رسميت شناختن شخصيت فكری و حقوق جسمانی وی توامان همراه باشد.در پايان و پس از قرائت قطع نامه از آنجا كه اكبر گنجی در بخش ICU بستری بود جمعيت حاضر برای حفظ آرامش بيمارستان و خانواده های بيماران بستری با سر دادن شعار "زندانی سياسی آزاد بايد گردد" در محوطه بيرونی بيمارستان به تجمع پايان دادند. قعطنامه حاضرين در مراسم ملاقات اكبر گنجی ،روزنامه نگار آزاده ايراني بنام خداوند جان وخرداكبر گنجی روزنامه نگار شجاع ايراني، لحظه های دشوار ماراتن مرگ خويش را بدون توجه بايسته به سرنوشتش از سوی مقامات قضايی كه مسئولان مستقيم آنچه پيش می آيد هستند، می گذراند. گنجی به سبب همين بی توجهی 63 روز است به اعتصاب غذا روی آورده تا ندای حق طلبانه اش را به افكار عمومی ايران و جهان برساند. ما شركت كنندگان در اين مراسم بر پايه وظيفه وجدانی و انسانی خود به عيادت گنجی آمده ايم تا از مراجع قضايی كشور بسان متوليان مستقيم سرنوشت ناگواری كه بر او تحميل شده است بخواهيم: 1. با توجه به خواسته های به حق گنجی در تامين آزادی اش كه افزون بر 5 سال و 4 ماه از محكوميت 6 ساله خود را سپری كرده است و طبق قوانين قضايی جاری كشور آزاد محسوب می شود امكان بازگشت سر فرازانه ای او را به زندگی آزاد فراهم آوردند. گذشته از اين مرخصی های معوق مانده گنجی می تواند چند ماه باقی ماند از محكوميت او را پوشش دهد 2. امكان ملاقات اكبر گنجی با خانواده و وكيلانش را كه در هفته های گذشته او را از آن محروم كرده اند فراهم آورند. 3. بيمارستان حتی در شرايط جنگی نيز منطقه امن محسوب می شود كه در آن حفظ جان و سلامت بيماران در اولويت قرار دارد و تبديل بيمارستان به پادگان نظامی و محلی تحت نظارت نهادهای قضايی و امنيتی در تضاد با حقوق اكبر گنجی به سان فرد بيمار است. از اين رو ضمن اعتراض به تحت فشار قرار دادن كادر پزشكی محترم بيمارستان ميلاد از سوی مراجع قضايی خواهان فراهم شدن امكان درمان اكبر گنجی تحت نظر گروهی از پزشكان مجرب و مستقل مورد تاييد خانواده ايشان به منظور تامين سلامت و باز گرداندن او به زندگی عادی اش هستيم. 4. امروز برای ملاقات با اكبر گنجی و رساندان پيام صلح خود به وی در محل بيمارستان ميلاد حاضر شديم. اما نشستگان در مسند قدرت كه مرگ گنجی را بيشتر می پسندند و گويی از ادامه بحران و ايجاد بحران های جديد نفعی می برند و بنابراين از هرگونه ملاقات خانواده، دوستان و وكلا با ايشان، ممانعت به عمل می آورند. بنابراين مسووليت هرگونه فاجعه ناگواری برای جان گنجی بيش از پيش بر دوش مقامات عالی حاكميت و دستگاه قضايی خواهد بود. 5. امروز دشمنان آزادی كه مرگ گنجی را وقيحانه به انتظار نشسته اند در پی آنند كه يا مرگ او را جشن بگيرند و يا مقاومت مورد ستايش او را وارد روندی فرسايشی كنند و در درازمدت و با به طول انجاميدن اعتصاب غذای اين نماد شجاعت و آزادگی و حاكم كردن فضای اطلاع رسانی دروغين، حركت آزاديخواهانه او را خدشه دار كنند. از اين رو به گنجی عزيز كه سرافرازانه از اين مصاف نابرابر پيروز از ميدان به در آمده و پوشالی بودن اقتدار اربابان قدرت را به اثبات رسانده است می گوييم كه مسير مبارزه و دفاع از آزادی، عدالت، دموكراسی و حقوق بشر وجود عزيز تو و امثال تو را بيش از پيش می طلبد تا حضور سالم و پويايت، خاری در چشم كسانی باشد كه خاموشی فرياد رسا و حق طلبانه ات را به انتظار نشسته اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گزارش تصويري از تجمع مقابل بيمارستان ميلاد
تا ساعت 15:30 به وقت تهران از چهرههاي سرشناس امضا كننده فراخوان، به اندازه انگشتان دو دست هم نيامده بودند. تنها حضور دانشجويان و جوانان چشمگير بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تجمع فعالین سیاسی و حقوق بشری و خواست ملاقات حضوری با اکبر گنجی و آزادی بدون قید شرط آزادی اکبر گنجی و سایر زندانیان سیاسی ایران
لینک های مربوط به تجمع در مقابل بیمارستان میلاد
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8405200115
http://news.gooya.com/politics/archives/034550.php
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در خواست کمیته دفاع از اکبر گنجی و زندانیان سیاسی اعتصابی - پاریس
آقای گنجی، در پی گردهمایی امروز چهارشنبه 19مرداد ۱۳۸۴ (10اوت ۲۰۰5) ، ما امضاء کنندگان زیر با تشکیل کمیته ای در دفاع از حقوق شما و تمام زندانیان سیاسی در اعتصاب و به منظور پیگیری و همآهنگ کردن اقدامات مقتضی در این زمینه، اینک با همسر و خانواده شما همصدا می شویم تا از شما صمیمانه بخواهیم که به اعتصاب غذای پیروزمندانه خود پایان دهید.
اعتصاب غذای بی سابقه شما به لحاظ اخلاقی و سیاسی بر خود کامگی و خود کامگان پیروز شده است. پایداری شما، توانست نقض مستمر حقوق بشر و ظلمی را که در نهان بر زندانیان سیاسی ایران می رود در کانون توجه جهانیان قرار دهد.
ما با تایید خواست بر حق شما برای آزادی بی قید و شرط از زندان و با اذعان به تاثیر سرنوشت ساز مقاومت شما بر زندگی و حقوق دگر اندیشان در بند در ایران خواهان زنده ماندن و ادامه نبردتان هستیم.
بنفشه آذرکلاه ـ هومن آذرکلاه ـ رسول آذرنوش ـ بتول آزاده ـ عبدی احمدی - احمد اسکندانی ـ محمداعظمی ـ رضااکرمی ـ بهمن امينی ـ منصور انصاری - جلال ایجادی - مهردادباباعلی ـ احمد باکری – احمد بخردطبع - بیژن برهمندی - ناصرپاکدامن ـ علی پور امان - حيدرتبريزی ـ اقدس جاويدی ـ سيروس جاويدی ـ ميهن جزنی ـ جواد جواهری ـ ويدا حاجبی ـ آسو حسن زاده - شاهو حسينی ـ شهريار ختائی زاده ـ رضا دانشور ـ حسين دولت آبادی ـ ناصر رحیم خانی - ماشاء الله رزمی - سهيل رسولی ـ نسرين رضايی ـ فرهمندرکنی(اخوی) ـ فخری زرشگه ـ اکبرسيف ـ شهلا شفیق - حماد شيبانی ـ حمید صبا - خسروعبدالهی ـ مليحه فرهنگ ـ ويدا فرهودی ـ شهرام قنبری ـ مقصودکاسبی ـ علی کشتگر - مهناز متین ـ حسن مکارمی - ابراهیم مکی - باقرمومنی ـ ناصرمهاجر ـ سعید مینوئی - حسن نادری - رضا ناصحی ـ پرويز نويدی - آذر هاشمی- محسن یلفانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پشتيبانی از ملاقات با گنجی
هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)
چهارشنبه ١۹ مرداد ١٣٨۴ – ١٠ اوت ٢٠٠۵
آزاديخواهان ايران ! جمعی از کوشندگان آزاديخواه کشور با صدور فراخوان مسئولانهاي، اعلام کردهاند که در ساعت چهارده روز پنجشنبه بيستم مردادماه به محل حبس اکبر گنجی يعنی بيمارستان ميلاد تهران خواهند رفت تا با اين زندانی شجاع ملاقات کنند و از او بخواهند که به اعتصاب غذای کشنده شصت روزه خود پايان دهد. امضاء کنندگان اين فراخوان درخور تحسين، به درستی تأکيد کردهاند که مسير مبارزه و دفاع از آزادي، عدالت، دموکراسی و حقوق بشر به وجود عزيز گنجی و گنجيها نياز دارد تا خاری در چشم کسانی باشد که خاموشی فرياد رسا و حقطلبانه وی را به انتظار نشستهاند. پيش از اين اقدام مسئولانه، بسياری از تشکلها و منفردين سياسی آزاديخواه، در عين محکوم کردن جمهوری اسلامی به خاطر اعمال زور و شکنجه عليه اکبرگنجي، و با تصريح اينکه مسئوليت مرگ وی که آخرين روزهای حيات خود را طی ميکند و عفريت مرگ را در دو قدمی خود ميبيند با شخص خامنهای ولی فقيه است، بارها از گنجی شجاع خواستهاند که اين ماراتون پيروزمندانه را پايان دهد و سيه دلان را که در کمين جان وی نشستهاند، ناکام و روسياه کند. فراخوان اخير برای ملاقات با گنجی و رساندن اين پيام همگانی انبوهه آزاديخواهان به وي، اقدامی است درخور تحسين که ادامه و تعالی همه تلاشهای تاکنونی آزاديخواهان را به نمايش ميگذارد. ما با اعلام پشتيبانی از اين فراخوان، همه آزاديخواهان را دعوت ميکنيم که با امضاء کنندگان آن همراه شوند و در عمل به گنجی نشان دهند که پيام او را گرفتهاند که گفت: «آزادي، هزينه ميخواهد!» ايرانيان آزاديخواه! ساعت دو بعد از ظهر روز پنجشنبه بيستم مرداد ماه را به لحظه آزمون در پايداری برسر آزادی و آزاديخواهی بدل کنيم. به ديدار ياری بشتابيم که: «جرمش اين بود که اسرار هويدا ميکرد». مردی را ملاقات کنيم که با تن سخت رنجور و جان بس والا نياز دارد تا از دوستداران و همراهانش بشنود که: گنجي! ترا زنده ميخواهيم! هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همبستگی با اکبر گنجی
اعتصاب غذای گودرز اقتداری در پرتلند سه شنبه ١٨ مرداد ١٣٨۴ – ۹ اوت ٢٠٠۵
دو روزی است که برای همبستگی با آقای اکبر گنجی در اعتصاب غذا هستم. من مبتلا به مرض قندم که توانم را برای ادامه اعتصاب محدود می کند. اما دلم می خواهد کاری بکنم و جز همراه شدن با اکبر و فرود چه می توانم کرد. چندين دوست و هميار از جمله دخترم در اين روزه همراه من هستند. برادر و رفيق راه هميشگی علی پلاکارد " آزاد باد زندانی سياسي" را باز هم آورد، همان که در دهه هفتاد برای تظاهرات زمان شاه ساخته بود و سی و پنج سال بعد همچنان به کار می آمد. شب اول را در مقابل کتابخانه دانشگاه گذرانديم که به باورمان سمبل قداست کتاب و قلم است و تبلور آزادی بيان. چند شعر خوانديم و از گنجی ياد کرديم. تعداد کمی از هم وطنان به ما پيوستند گرچه تعدادی در خور آنچه گنجی انجام می دهد نبود. چه کنيم که همچون ايران در غربت هم همه سر به دنبال نان شبند روز دوم را در جشنواره ايرانيان شهر پرتلند مستقر بوديم. جماعت کثيری به ديدار غرفه گنجی آمدند استقبال دلگرم کننده بود. دويست نفری کارت های درخواست آزادی گنجی را امضا کردند تا به دفتر نمايندگی ايران در سازمان ملل فرستاده شود. به سوالات جوانان و نوجوانانی پاسخ داديم که با ديدن عکس های گنجی در روزهای اعتصاب از خودشان و سپس از ما می پرسيدند چرا او اعتصاب کرده است؟ مگر او چه کرده است که زندانی است؟ و پاسخ های ما برای کسانی که در دنيای آزادتری رشد کرده اند نه قانع کننده بود و نه دلپذير. از مجريان جشنواره هم گله ای ندارم که با وجود چندبار درخواست از بردن نامی از گنجی پرهيز کردند. چرا که بالاخره حباب شادمانی هزاران تماشاگر را نمی توان به تلنگر يادی از گنجی خراب کرد. امروز اين يادداشت را از محل تحصن در مقابل کتابخانه می نويسم. صدای خانم شفيعی (گنجي) را پخش کرديم و از نا اميدی او برای حل اين بحران آنگونه که خود اکبر می خواست و از درخواست او برای پايان اعتصاب غذا باخبر شديم. از پاسخ خانم عبادی که گفت شرايط بحرانی به حل مساله کمک نمی کند، دانستيم که اين قصه را بزودی نقطه پايانی نيست. نامه هشتم فرود سياوش پور را خوانديم و با او و اکبر بيش از پيش نزديک شديم. امروز آخرين روز اعتصاب غذای ما خواهد بود. دقيقا سه و نيم ساعت ديگر باز زندگی روند خود را باز خواهد يافت و لقمه نانی يا کاسه آشی را به دهان واريز خواهيم کرد. اما می دانم که زندگی گنجی به حال عادی بر نخواهد گشت، می دانم که حتی اگر او اعتصاب را بشکند (عليرغم باور من) و سلامت خويش بازيابد اثار اين دوران از ذهن فرزندانش رضوانه و کيميا محو نخواهد شد. می دانم که اسم گنجی برای هميشه در خاطر دختر من زنده خواهد ماند و آن نوجوان که ديروز از او می پرسيد هرگز فراموش نخواهد کرد که روزی روزگاری در سرزمينی بسيار دور مردی جان بر سر پيمان خويش گذاشته بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمايت از اکبر گنجی
شش نفر ديگر از برندگان جايزه ی نوبل خواهان آزادی اکبر گنجی شدند
چهارشنبه ١۹ مرداد ١٣٨۴ – ١٠ اوت ٢٠٠۵
شش نفر ديگر از برندهگان جايزه نوبل خواهان آزادی فوری و بدون قيد وشرط اکبر گنجی شدند. اين طومار به پيشقدمی شيرين عبادی برنده ايرانی جايزه صلح نوبل و وکيل اکبر گنجی و دعوت گزارشگران بدون مرز تهيه شده است. پيش از اين توسط هشت تن ديگر از برندگان جايزه نوبل امضا شده بود.
گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام ميکند : "اعلام حمايت چهارده شخصيت برجسته ی و مورد احترام بين المللی نشانگر گسترش جنبش همبستگی با اکبر گنجی ست. گزارشگران بدون مرز با آنکه از اکبر گنجی خواسته است که به اعتصاب غذا خود پايان دهد، اما اين به معنای توقف تلاش برای آزادی او نيست."
شش برنده جايزه نوبل عبارتند از :
۱- جان بی فين برنده جايزه ی نوبل شيمی ٢٠٠٢ – امريکا
٢- والتر کاون برنده جايزه ی نوبل شيمی ۱٩٨٨ – امريکا
٣- ژورژ آ اولاح برنده جايزه ی نوبل شيمی ۱٩٩٤ – امريکا
٤- پير ژيل دو ژنس برنده جايزه ی نوبل فيزيک ۱٩٩۱ – فرانسه
٥- ژروم فريدمن برنده جايزه ی نوبل فيزيک ۱٩٩٠ – امريکا
٦- دودلی هر آر هرشباخ برنده جايزه ی نوبل شيمی ۱٩٨٦ – امريکا
گزارشگران بدون مرز بسيج استثنايی دانشمندان امريکايی و فرانسوی که جامعه ی جهان را به دفاع از آزادی بيان فرا می خوانند ارج می نهد.
هشت برنده جايزه نوبل که پيش از اين خواهان آزادی اکبر گنجی شده بودند.
۱- شيرين عبادی برنده جايزه ی صلح نوبل ٢٠٠٣ – ايران،
٢- جان هوم برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٩٨ – انگلستان
٣- جودی ويليام برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٩٧ – امريکا
٤- اسقف دزموند توتو برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٨٤ – افريقای جنو بی
٥- مئرياد کوريگان مگوئر برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٧٦ – ايرلند
٦- بتی ويليام برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٧٦ – ايرلند
٧- موريس آلياس برنده جايزه ی نوبل علوم اقتصادی ۱٩٩٨ – فرانسه
٨- جرج شارپاک جايزه ی نوبل فيزيک ۱٩٩٢ – فرانسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمايت از فراخوان برای ملاقات با اكبر گنجی
اطلاعيه دفتر تحكيم وحدت
چهارشنبه ١۹ مرداد ١٣٨۴ – ١٠ اوت ٢٠٠۵
اكبر گنجي، روشنفكر و روزنامه نگار شجاع ايرانی كه بدل به نماد خواسته های مدنی مردم ايران برای گذار از اقتدارگرايی به دموكراسی شده اينك در حالی شصتمين روز اعتصاب غذای خود را به پايان رسانده است كه روزهای فراوانی را به جرم تابانيدن نور به تاريكخانه های قدرت غير دموكراتيك و بردريدن پرده تزوير اربابان قدرت در كنج زندان به سر برده است و اكنون با تنها سرمايه اش كه جان و حياتش است به مبارزه با روند رايج بی عدالتی برخواسته است و هر لحظه بيم آن می رود كه حادثه ای غير قابل بازگشت آسيب جدی به اين سرمايه ملی وارد كند و گنجی ناخواسته در دام شومی كه اقتدارگراين در برابر ش گشوده اند وارد گردد. اكنون كه به ابتكار جمعی از فعالان مدنی حوزه فرهنگ و سياست و جامعه فراخوانی برای حركت فراگير ملاقات با گنجی در ساعت چهارده تا شانزده پنجشنبه بيست آبان هشتاد و چهار و رساندن صدای حمايت و نيز نگرانی همه آزاديخواهان ايرانی به وی اعلام گرديده ، دفتر تحكيم نيز حمايت خود را از اين حركت مدنی اعلام می دارد تا با حضور خود ضمن جلوگيری از مشمول مرور زمان شدن موضوع اعتراض اكبر گنجی و يادآور شدن حقوق شهروندی او ، اين پيام دردمندانه و صميمانه همه آنان كه همچون گنجی به حقوق انسان ها و آزادی ايرانيان می انديشند را نيز به اين روزنامه نگار، روشنفكر و نماد مقاومت مدنی برسانيم كه مسير مبارزه و دفاع از آزادي، عدالت، دمكراسی و حقوق بشر ، وجود عزيز تو و امثال تو را بيش از پيش ميطلبد. روابط عمومی دفتر تحكيم وحدت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اطلاعيه ادوار دفتر تحكيم
اطلاعيه سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی به منظور حمايت از فراخوان ملاقات با اكبر گنجی
بيش از ٦٠ روز از اعتصاب غذای روزنامهنگار شجاع اكبر گنجی گذشته است و اكنون گنجی، مظلومانه، در راه دفاع از آزادي، عدالت، دمكراسی و دفاع جانانه از حقوق انسانی و بهخاطر حقيقتجويی و حقگرائی و تاباندن چراغ بر تاريكخانههای مولد قتل و جنايت، پس از ٢٠٠٠ روز زندان با مرگی نحس پنجه در افكنده است تا با هزينهای اين چنين سنگين بر وجود خويش، دلهای مرده و چشمان خسته و ياس آلود ايرانيان از مبارزه برای اصلاحات را نوری تازه بخشد و بيدار نمايد. اما اين شمع فروزان و اين فرياد رسا رفته رفته در حال خاموشی است. آری امروز گنجی پيام خود را رساتر به گوش ما رسانده است و حال نوبت ماست تا نگذاريم اين صدا خاموش شود و اين چراغ، بيفروغ بماند. سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی ضمن حمايت از اعلام حضور جمعی از فعالين سياسی برای ملاقات و درخواست پايان اعتصاب غذای وي، از همه بيدار دلان و دوستداران حقوق انسانی كه نميخواهند در اين ملك جان ادمی بيش از اين بيارزش گردد، دعوت مينمايد تا در ملاقات روز پنج شنبه ٢٠/٥/٨٤ ساعت ١٤ بعد از ظهر در محل بيمارستان ميلاد حاضر شوند. باشد كه حضور ما ضامن بقای حيات سر فراز گنجی باشد.روابط عمومی سازمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانم معصومه شفيعی همسر گنجی: برای حل موضوع گنجی رييس قوه قضاييه شخصا دخالت كند همسر گنجی: رييس قوه قضاييه شخصا دخالت كند خانم معصومه شفيعی ، همسر اكبر گنجی از رئيس قوه قضاييه خواست برای حل مساله وضعيت گنجی، رييس قوهی قضاييه بايد شخصا دخالت كند و پيشنهاد نمود كه رييس قوهی قضاييه، نماينده يا هياتی مورد اعتماد طرفين را تعيين كند و مساله در دست كسانی كه تا به حال بوده، نباشد. معصومه شفيعی در گفتوگو با خبرنگار "ايسنا"، با بيان اينكه روز گذشته به بيمارستان برای ملاقات با گنجی مراجعه كرده، اما موفق به اين ديدار نشده، اظهار داشت: بيش از ١٠ روز است كه همسرم را نديدهام لذا نمیتوانم خبر شكستن اعتصاب غذا وی را تاييد كنم. هرگونه خبری دربارهی گنجی كه از جانب وكلا يا بنده منتشر شود، قابل تاييد است. وی دربارهی نحوهی گرهگشايی از مسالهی به وجود آمده در پروندهی گنجی، با بيان اين پيشنهاد كه رييس قوهی قضاييه، نماينده يا هياتی مورد اعتماد طرفين را تعيين كند و مساله در دست كسانی كه تا به حال بوده، نباشد، تصريح كرد: ما احتياج به اعتماد سازی داريم و اين اعتماد جز از طريق هيات صالحی كه طرفين به آن اعتماد داشته باشند، ميسر نيست. همسر گنجی افزود: وقتی حال همسرم وخيم میشود سرم به او وصل میكنند و در حال حاضر در اثر وضعيت بدی كه روز جمعه برای او پيش آمده لختهی خونی در دست چپش وجود آمده و سبب شده كه كارآيی دست چپ تحت تاثير قرار گيرد. وی در پايان اظهار داشت: تعجب میكنم كه چرا اجازه ملاقات نمیدهند؛ ما نگران وی هستيم به بيماران بيمارستان هر روز ملاقات میدهند؛ گنجی در زندان كه بود ملاقات هفتگی داشت اما الان از زندان هم بدتر شده است. همسر گنجی خبر شکسته شدن اعتصاب غذای او را تکذيب کرد بیبیبی: معصومه شفيعی همسر اکبر گنجی خبر شکسته شدن اعتصاب غذای همسرش را تکذيب کرد. خانم شفيعی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که اکبر گنجی پيشتر بارها اعلام کرده بود که هرگونه اطلاع رسانی در مورد وضعيت او بايد از طريق همسرش صورت بگيرد، در حالی که او طی ده روز گذشته امکان ملاقات با همسرش و دسترسی به او را نداشته است. مقامات قضائی ايران تاکنون حاضر به تأييد اينکه اکبر گنجی در شرايط اعتصاب غذا به سر می برند نشده اند اما سخنگوی قوه قضائيه ايران ديروز (نهم اوت) گفت که آقای گنجی ظاهراً با توجه به درخواست افرادی که خواستار پايان اعتصاب غذايش شده بودند، در وضعيتی قرار گرفته است که اگر گفته می شد اعتصاب غذاست، الآن ديگر نيست و اخيراً وضعيت بهتری هم پيدا کرده است. اين در حالی است که به گفته همسر اکبر گنجی، تازه ترين خبرها از آقای گنجی حاکی از بد بودن حال اوست. آقای گنجی که به دنبال نوشتن مقالات انتقادی در روزنامه های اصلاح طلب پنج سال گذشته را در زندان به سر برده ٦١ روز پيش در اعتراض به آنچه ناديده گرفتن حقوق خود در زندان عنوان می کند، اعلام اعتصاب غذا کرد و سپس به دنبال وخامت حالش در هفدهم ژوئيه (٢٦ تير) گذشته به بيمارستان ميلاد در تهران انتقال يافت. همسر اکبر گنجی که از دوستان و همفکران او خواسته است از وی بخواهند به اعتصاب غذايش پاين دهد می گويد جمعه گذشته (پنجم اوت) ضربان قلب و نبض و فشار خون آقای گنجی افت پيدا کرده و همراه با کاهش فعاليت مغز استخوان باعث وخامت حال او و ايجاد لخته خون در دست چپ او شده بوده که پزشکان را بسيار نگران و مضطرب ساخته بوده که سرم و داروهای مورد نياز را به او تزريق کرده و باعث رفع عارضه شده بودند. درخواست انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران از رييس قوهی قضاييه برای ملاقات با گنجی ايسنا: انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران در نامهای خطاب به رييس قوهی قضاييه، ملاقات نمايندگان اين انجمن با اكبر گنجی را خواستار شد. در اين نامه كه نسخهای از آن به ايسنا نمابر شده، انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران با استناد به گزارشهای رسيده از بيمارستان ميلاد به اين انجمن يادآور شده است كه اظهارنظر پزشكی مسوولان اين بيمارستان در مورد وضعيت اكبر گنجی، از وخامت اوضاع جسمی و سلامت جانی وی حكايت دارد. انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران در اين نامه از هاشمی شاهرودی خواست تا ترتيبی اتخاذ كند كه نمايندگان اين انجمن بتوانند فورا با اكبر گنجی در بيمارستان ملاقات كرده و گزارش دقيقی از وضعيت وی تهيه كنند. اين انجمن، بار ديگر آمادگی خود را برای مذاكره با دو طرف ماجرا به منظور حل مسالمتآميز اين موضوع اعلام كرد. وكيل مدافع اكبر گنجی: تلاش همه بايد برای حل مشكل اعتصاب غذای گنجی باشد ايسنا: وكيل مدافع اكبر گنجی گفت: همه بايد تلاش كنيم تا مشكل اعتصاب غذای گنجی حل شود، چرا كه برای حل باقی مسائل راهحل قانونی وجود دارد. يوسف مولايی در گفتوگو با "ايسنا"، در تشريح آخرين وضعيت اكبر گنجی اظهار داشت: طبق اطلاعاتی كه دريافت كردم، پزشكان نمیتوانند گنجی را معالجه كنند و همه بايد تلاش كنيم تا مشكل اعتصاب غذای گنجی حل شود. وی با تاكيد بر اين كه بايد تلاش شود گنجی اعتصاب غذايش را بشكند، تصريح كرد: بنده نيز تا حد امكان مكاتبه كردهام اما جواب قابل اعتنايی دريافت نكردهام كه بخواهم اعلام كنم اما اين مساله راهحل قانونی دارد و بايد از اين طريق وارد شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سومین شب همبستگی در كلن
سومین شب همبستگی 8 بعدازظهر جمعه12 آگوست2005 شهرکلن مقابل کلیسای دُم. تا نیمه شب با شمعهای افروخته! صدای بشارت دهندگان ایران آزاد، ایران فردا، ایران بیزار از جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان برسانیم! رژیم جمهوری اسلامی باید بداند که: - تا او در جنایت پی گیراست ما نیز در افشای آن پی گیریم. - او بهای سرکوب و جنایت در ایران را با بی حیثیتی باز هم بیشتر در سطح جهان خواهد پرداخت. و جهان ازآنچه جمهوری اسلامی با آزادیخواهان در ایران میکند،آگاه می گردد. اکنون هفته هاست که آزادیخواهان کرد در کردستان ایران با حرکتی نمونه وار، مسالمت آمیز، شجاعانه و با دادن دهها کشته وصدها دربند، فعالان حقوق بشر و روزنامه نگارانی مانند خانم دکتر طلوعی، اجلال قوامی، آزاد زمانی و مادح احمدیآغاز به پرداختن هزینه سنگین وصول به آزادی در ایران کرده اند . همزمان مبارزه اکبرگنجی،آزادیخواه از جان گذشته با مرگ درراه افشای رژیم سرکوبگر اسلامی ادامه دارد، ودر کنارآن مبارزه صدها زندانی سیاسی آزادیخواه دیگر در سراسر ایران نیز، نظیر منوچهر محمدی( سه هفته در اعتصاب غذا)،کیانوش سنجری (حدود یکماه مفقود الاثر)،فتاح سلطانی ( وکیل دادگستری دستگیر شده) وبهروز جاوید تهرانی (بعداز پایان پنج سال زندان و شرکت در تظاهرات، هفته گذشته به هفت سال زندان محکوم شد)، بینا داراب زند(ممنوع ملاقات) و... در این شب به یاد هر آزادیخواه به خاک افتاده در کردستان، دردفاع از جان وآزادی اکبرگنجی وهمه زندانیان سیاسی در سراسر ایران شمع خواهیم افروخت! وشمعی نیز به یاد عاطفه رجبی دخترنوجوان 16 ساله که 15 آگوست یک سال از اعدام علنی او در شهر نکا توسط جمهوری اسلامی می گذرد خواهیم افروخت. مانند همیشه تمامی آزادیخواهان را از هر سازمان، گروه و منفرد به همراهی و شرکت فعال فرا می خوانیم.جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران کلن - 18مرداد1384 Postfach 900423 D-51114 Köln Fax: 0049-221-17099009Jdef_zendanian_siassi_iran@yahoo.com Köln, den 9.08.2005
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومه اشکهايت را پاک کن...
برای معصومه شفيعی که اين روزها سخت در التهاب است
• ای معصوم! ای مادر! ای مبارز! ای صبور... قسم به تلخ ترين روزهای آشنايی، قسم به جان نيمه جان اکبر، به دو هزار روز بغض دردناکت، به هرچه و هر که قبولش داری، اشکهايت را پاک کن و روبرو را ببين، ببين که اکبر با نيمه جانش و با تمام گرفتاری ها در ميانه تارهای عنکبوتی جهل و جور اما مردانه فرياد می زند "خامنه ای بايد برود!" پس بايست و فرياد بزن و اکبرت را طلب کن... و بخند، بخند به اينکه اکبر هنوز جان دارد و فرياد می زند و با شصت روز روزه سپيدش روی تمام مدعيان ديانت و سياست را سياه کرده. نگاه کن اکبر زنده است و به روشن ترين معنايش مرگ را شكست داده
امير فرشاد ابراهيمی
www.goftaniha.com چهارشنبه ١۹ مرداد ١٣٨۴ – ١٠ اوت ٢٠٠۵
می آيم پای کامپيوتر و خبرها را می خوانم به يکباره خشکم می زند ماموران دادستانی ريخته اند خانه اکبر گنجی. بهتم می زند از آنچه می خوانم، دست همسر اکبر را بسته اند به تخت و تمام خانه را کاويده اند و رفته اند. گيج می شوم و تصوير گريان معصومه شفيعی را که می بينم تازه می فهمم که چه بر سر اين سه تن رفته است و همسر و دو دختر گنجی چه کشيده اند، چرا که او کسی نبود که به آسانی اشکش را بتوانند درآوردند، زمان را می شکافم و به ايامی که همه در اوين بودم راه می برم... روزهای يکشنبه! روزهای ملاقات بود روزهايی که بعد از يک هفته بی خبری خانواده را می ديديم و چه کوتاه بايد همه چيز را و همه کس را فشرده می کردی در پانزده دقيقه، همه بوديم دور هم و يادش بخير! (راستش اينجا در اين غربت دلم برای اون روزها هم تنگ می شود). همه را گرفته بودند و آورده بودند، شمس الواعظين، باقی، گنجی، بهنود، زيدآبادی، لطيف صفری، نبوی و... سخت ترين روزها بود روزهای التهاب و نگرانی از آينده و عصرها و شبهای بی خوابی و بازجويی و سرو کله زدن با بازجوها و مامورانی که انگار اصلا زبان آدمی سرشان نمی شود. همه در اين درد مشترک همدرد بوديم و با هم آن روزگاران را می گذرانديم. از آن جمع که روزهای يکشنبه همسفر هم بوديم در مينی بوسی که از آموزشگاه اوين تا سالن ملاقات ما را می برد، رفته رفته کم و کمتر شديم. به گمانم اولين نفر ابراهيم نبوی بود که عصر سه شنبه ای از سالن چهار خبر رفتن و آزادی اش را شنيديم. بعد زيدآبادی و بعدتر يکروز بهمراه زندانی ديگر مجتبی ساک مسعود بهنود را در دست گرفتيم و از اتاق نود و نه راهی اش کرديم و او هم رفت و بعدها شمس و بعدتر باقی. کم و کمتر شديم. گنجی بود و چند نفر ديگری که همه در فاصله های کم با هم بازداشت شده بوديم. خانواده هايمان هم در اين درد مشترک با هم دوست شده بودند و تمام بدرفتاری ها و تحقيرهای ماموران زندان اوين را مشترکا تجربه و تحمل می کردند اما همه به هم که می رسيديم می خنديديم. ما برای آنکه خانواده ها نگرانمان نباشند و خانوده ها برای اينکه گمان نکنيم ناراحتند، برای اينکه مبادا ماموران از ناراحتی ما خرسند شوند که به مقصود خودشان رسيدند. می خنديديم، اما بدون آنکه به روی هم بياوريم می دانستيم که... حالا، چه شده که همان خنده های ظاهری را هم ديگر نمی شود کرد. چه به روز اين زن آورده اند که پيش چشم هزاران مرد و زن و دوست و دشمن اينچنين گريه می کند و فرياد می زند اکبر، اکبر... اما معصومه خواهر عزيزم، اشکهايت را پاک کن، تو نبايد گريه کنی! می دانم درد داری. می دانم بيش از دو هزار روز است که درد و بغض را تحمل کرده ای، می دانم که تو هم انسانی، طاقتت طاق می شود اما، اما تو به چشم هزاران چشم ديگر قهرمانی، قهرمان صبر و استقامت. اگر امروز اکبر در سلولی در طبقه دوازدهم بيمارستانی که امروزه قلعه فلک الافلاک مرتضوی شده است، قهرمان است؛ تو هم قهرمان خانه اکبر هستی، اشکها را پاک کن و مثل آنروزها بخند و در برابر زورگويی های ماموران بايست و فرياد بزن. ای معصوم! ای مادر! ای مبارز! ای صبور... قسم به تلخ ترين روزهای آشنايی، قسم به جان نيمه جان اکبر، به دو هزار روز بغض دردناکت، به هرچه و هر که قبولش داری، اشکهايت را پاک کن و روبرو را ببين، ببين که اکبر با نيمه جانش و با تمام گرفتاری ها در ميانه تارهای عنکبوتی جهل و جور اما مردانه فرياد می زند "خامنه ای بايد برود!" پس بايست و فرياد بزن و اکبرت را طلب کن... و بخند، بخند به اينکه اکبر هنوز جان دارد و فرياد می زند و با شصت روز روزه سپيدش روی تمام مدعيان ديانت و سياست را سياه کرده. نگاه کن اکبر زنده است و به روشن ترين معنايش مرگ را شكست داده. اشکهايت را پاک کن خواهرم و افتخار کن که همسر مردی از نسل قهرمانانی هستی كه در اين روز نامردی و قحطی وجدان و مردانگی میگفتند دورانشان به پايان رسيده است، مجاهدت و مبارزه جسورانه ای ر ا آغاز كرده و در اين راه نه نام و نه نان و نه مسئوليت و قدرت و آبرو و شرف و هستی خود كه "جان خويش" را مايه اين راه ساخته و اينك كه در شصتمين روز روزه او هستيم او همچنان سخت سربلند است و سرافراز و بدكرداران و دربندكنندگانش سرافكنده، که اين آنها هستند که زندانی اکبرند نه او. اشکهايت را پاک کن خواهرم و شاد باش! شاد باش که اگر می گويند رمضان بهار اسلام است، اکبر دو ماه است در روزه و بهار آزادی رو در روی شيطان و دشمن ايستاده است. شاد باش در اين بهار که دنيا صدای پرطنين "گنج ايران" را به جان دل شنيده و چشمها در جستجويش است و دل همه و همه برايش می تپد. اشکهايت را پاک کن و همچنان که تا بحال بوده ای با همه مشتاقان اکبر فرياد بزن «آزادش كنيد»...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرثيه
برای روح آزاد ايرلند، بابی ساندز
سروده ای از محمد عارف
چهارشنبه ١۹ مرداد ١٣٨۴ – ١٠ اوت ٢٠٠۵
(نقل از دو روی يک سکه، به ياد بابی ساندز ناميرای ايران، اکبر گنجي)
شصت و چهار خاج رنج
همخون زنجره ها و شبنم ها
بر مرمری سپيد
روييد
و ماه با سايه های در اهتزاز
در آميخت
تا همه ناقوس های جهان
بشنوند:
« هر سال
شصت و چهار پرستوی جوان
بر ايوان اچ بلاک
می ميرند.»
مرداد ماه ۱۳۶۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا گفت جمهوری اسلامی باید از مدتها پیش اکبر گنجی را آزاد می کرد، راديو فردا
ادم ارلی سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز سه شنبه گفت : دولت ایران از مدتها پیش باید اکبر گنجی را که از حقوق بشر و آزادی های بنیادی دفاع کرده است، آزاد می کرد. در این میان دهها تن از نویسندگان و فعالان سیاسی در ایران با انتشار فراخوانی در دفاع از مقاومت مدنی اکبر گنجی اعلام کردند روز پنجشنبه ساعت دو بعد از ظهر برای ملاقات با اکبر گنجی به بیمارستان میلاد مراجعه می کنند. هدف از این دیدار متقاعد کردن گنجی به پایان دادن به اعتصاب غذا اعلام شد. آنها در بیانیه خود، امتناع عناصر دادستانی مستقر در بیمارستان از دادن اجازه ملاقات با گنجی به مادر و همسر وی را محکوم کردند. گنجی بیش از دو ماه است که در اعتصاب غذا به سر می برد. مسئول روابط عمومی بیمارستان میلاد تهران گفت به علت پرهیز گنجی از غذا، امکان عمل جراحی به روی زانو آسیب دیده وی فعلا منتفی است. وی گفت حال گنجی بهبود حاصل نکرده ولی بدتر نشده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علیرضا جباری: گنجی نگذارد آرزوی آنها که او را زنده نمیخواهند برآورده شود، خسرو شمیرانی
در آخرین ساعات دیروز 164 فعال سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و دانشجویی فراخوانی برای عیادت از گنجی منتشر کردند. سیمین بهبهانی بانوی شعر ایرا ن ، ناصر زرافشان وکیل زندانی و فاطمه حقیقت جو از جمله امضا کنندگان این فراخوان هستند.
این افراد نگرانند که گنجی "چراغ تابناک راهآزادی، اکنون به خاموشی میگرايد." و اعلام کرده اند که میخواهند با اکبر گنجی ملاقات کرده و از او طلب کنند تا اعتصاب غذای خود را پایان داده و "سالم و پويا، خاری در چشم كسانی باشد كه خاموشی فرياد رسا و حق طلبانه اش را به انتظار نشستهاند." علیرضا جباری مترجم ونویسنده عضو کانون نویسندگان ایران در گفت وگوئی با ما ابراز داشت: " گنجی رندانی است و آنها مرگ او را میخواهند. اکبر گنجی زندانی تاریک اندیشانی گشته است که از قلم او وحشت دارند از حقیقت گوئی او میترسند و تاب تحمل کلام او را ندارند. گنجی زندانی عدم آزادی اندیشه، قلم و وجدان است. من به عنوان یک نویسنده دفاع از حق بیان وی را وظیفه صنفی خود میدانم . گنجی بیمار است و تلاش برای نجات جان او را وظیفه انسانی خود میدانم " او همچنین اعلام داشت که فردا پنج شنبه در ساعت 2 بعد از ظهر که ساعت ملاقات رسمی است به بیمارستان میلاد خواهد رفت. جباری که خود از امضا کنندگان فراخوان است گفت: " میگویند گنجی در بیمارستان است و در زندان نیست و به این بهانه از ملاقات وکلای وی با او ممانعت میکنند. من میگویم در بیمارستان او حق عیادت دارد. مگر این آقایان نمیگویند که مسلمان هستند و مگر عیادت از بیمار وطیفه نیست. من میخواهم گنجی بیمار را ملاقات کنم. " او در باره وضعیت اکبر گنجی گفت: " 60 روز است برای رسیدن به آنچه حق مسلم او است اعتصاب غذا کرده است. بیمارستان میگوید او در وضعیت بحرانی قرار دارد اما آقایان در قوه قضائیه میگویند که گنجی اعتصاب غذای خود را شکسته است. اگر اینچنین است چرا نمیگذارند که همسر و فرزندانش او را ملاقات کنند؟ حنای این آقایان دیگر رنگی ندارد. "
علیرضا جباری که خود به دلیل نوشته ها و مصاحبه هایش نزدیک به دو سال در زندانهای مختلف بوده و شکنجه و فشار تحمل کرده است گفت: "معتقدم اینها باید اکبر گنجی را آزاد کنند و ما باید او را بر سر خود بنشانیم. جنبش دمکراسی ما به گنجی نیاز دارد پس امیدوارم او اعتصاب غذای خود را پایان دهد و نگذارد آرزوی آنها که او را زنده نمیخواهند برآورده شود."
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فراخوان دیدار عمومی با اکبر گنجی در بیمارستان میلاد: مصاحبه رادیوفردا با علی اکبر موسوی خوئینی یکصد و پنجاه تن از فعالان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، از جمله سیمین بهبهانی، در فراخوانی از هواداران اکبر گنجی خواستند فردا (پنجشنبه) در ساعت 2 بعدازظهر برای دیداری نمادین با وی در مقابل بیمارستان میلاد گردهم آیند. علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم، در مصاحبه با رادیوفردا میگوید در این فراخوان ضمن تاکید بر حقوق شهروندی آقای گنجی، که قوه قضائیه باید رعایت کند، از کسانی که با گنجی ملاقات میکنند خواسته شده این پیام را به او برسانند که مسیر دفاع از آزادی و عدالت و دمکراسی، وجود سالم امثال ایشان را میطلبد. سخنگوی گزارشگران بدون مرز می گوید چهارده برنده سابق جایزه نوبل از آزادی اکبر گنجی حمایت کردند و هنرمندان و سیاستمداران جهان به این فهرست می پیوندند.
یکصد و پنجاه تن از فعالان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، از جمله سیمین بهبهانی، در فراخوانی از دیگران خواستند فردا (پنجشنبه) در ساعت 2 بعدازظهر برای دیداری نمادین با اکبر گنجی در مقابل بیمارستان میلاد گردهم آیند.
علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم، در مصاحبه با رادیوفردا میگوید در این فراخوان ضمن تاکید بر حقوق شهروندی آقای گنجی، که قوه قضائیه باید رعایت میکند، از کسانی که با گنجی ملاقات میکنند خواسته شده این پیام را به او برسانند که مسیر دفاع از آزادی و عدالت و دمکراسی، وجود سالم امثال ایشان را میطلبد. در این فراخوان از گنجی خواسته شده است با پزشکان همکاری کند. وی میافزاید دستگاه قضائی باید بداند که مسئله گنجی به هیچ عنوان فراموش نمیشود وحقوق او باید رعایت شود.
وی میافزاید اگر امکان مذاکره با گنجی فراهم شود، احتمالا در پایان بخشیدن به اعتصاب غذای خطرناک او تاثیر خواهد داشت. فاطمه حقیقتجو و حسین لقمانیان، نمایندگان سابق مجلس نیز این فراخوان را امضا کردهاند، در کنار برخی از اعضای کانون نویسندگان، دفتر تحکیم وحدت، چهرههای ملی – مذهبی و روزنامهنگاران اصلاحطلب.
گزارشگران بدون مرز در تازه ترین اطلاعیه خود به ادامه تلاشهای جهانی برای آزادی گنجی اشاره دارد و می نویسد به فهرست هشت برنده جایزه صلح نوبل که در متنی به ابتکار خانم شیرین عبادی از آزادی گنجی حمایت کرده اند، اسامی شش برنده دیگر جایزه نوبل نیز افزوده شده است. رضا معینی، از گزارشگران بدون مرز، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید در ادامه این فهرست هنرمندان و سیاستمداران و شخصیت های معتبر بین المللی نیز به این فهرست خواهند پیوست. وی می افزاید ده روز است که ارتباط گنجی با خانواده و دوستان و و کلای او قطع شده است و امکان رساندن خبر این حمایت ها به وی وجود نداشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فراخـوان برای ملاقات با گنجـی مردم آزاده ایرانگنجی فرزند شجاع و آگاه ملت ایران را كه به جرم افشای جنایات سازمان یافته و دفاع از عدالت وآزادی سالهای متمادی در زندان بسر برده، پس از تحمل رنجهای طاقت فرسای زندان و٦٠ روز اعتصاب غذا با تنی رنجور و جسمی نحیف ، در بیمارستان میلادحبس كردهاند. این چراغ تابناک راهآزادی، اکنون به خاموشی میگرايد. جلوگیری از ملاقات همسر، فرزندان و بستگان با او و دستگیری وکیل مدافع شجاع وی آقای عبدالفتاح سلطانی و منع جراید و مطبوعات از درج اخبار مربوط به گنجی و سرکوب معترضان به چنین رفتارها در مقابل دانشگاه تهران و بازداشتهای گسترده و یورش به خانه او نمایان گر اراده دشمنان مردم و دموکراسی به حذف اوست. گفت آن یار کز او گشت سردار بلند / جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد اگر بهخاطر داشته باشیم، ” بابی ساندز “مبارز شجاع ایرلندی پس از ٦٦ روز اعتصاب غذا جان باخت و با توجه به اینکه بيش از ٦٠ روز ازاعتصاب غذای "اکبر گنجی" میگذرد و وی از بیماریهای دشواری همچون بیماری شديد تنفسی نیز رنج میبرد، درک این نکته که او هر دم به مرگ ناخواسته نزدیک و نزدیک تر میشود چندان دشوار نيست. امروز جامعه جهانی و تمام دلسوزان حقوق بشر همراه با ملت ايران با چشمی نگران خواستار رفع همه محدوديتها و رعايت حقوق كامل شهروندی گنجی و آزادی وی هستند. ما امضاء کنندگان این فراخوان، ضمن تأکید بر ضرورت پاسخگويی قوه قضائیه به درخواستهای مشروع ، قانونی و برحق این روزنامه نگار شجاع در ساعت ١٤ روز پنج شنبه٢٠/٥/٨٤(ساعت رسمی ملاقات) به منظور ملاقات با اکبر گنجی به بيمارستان ميلاد مراجعه خواهيم كرد تا ضمن ملاقات و مذاكره با او، درخواست صمیمانه آزادیخواهان و مدافعان حقوق انسانها را به گنجی عزیز برسانیم و بگويیم که مسير مبارزه و دفاع از آزادی، عدالت، دمكراسی وحقوق بشر ، وجود عزيز تو وامثال تو را بيش از پيش میطلبد تا حضور سالم و پويای گنجی، خاری در چشم كسانی باشد كه خاموشی فرياد رسا و حق طلبانه اش را به انتظار نشستهاند. علی افشاری علی اكبر موسوی خويينی دكتر محمد ملكي دكتر ناصر زرافشان عليرضا جباري سيمين بهبهانی رضا دلبری عبدالله مومنی مهدی امينی زاده باقر علايی علی اشرف درويشيان حجت شريفی ستار امينی محمدعلی عمويی دكتر فريبرز رييس دانا فاطمه حقيقت جو دكتر رضا يوسفيان دكتر علی تاجرنيا محمد دادفر حسين لقمانيان حسين مجاهد دكتر احمد زيدآبادی سعيد مدنی علی سياسی راد خانم عابدينی هادی كحالزاده محمدعلی سيدنژاد سميرا صدری عليرضا كفشكنان شاكر كيوان صميمی مجيد تولايی محمد بهزادی مصطفی تنها محمود يگانلی عليرضا كرمانی شايا شهوق ناصر اشجاری داوود محمدی ابراهيم صحافی بهزاد شكريان شهرانگيز ابوطالبی زهره تنكابنی علی ارجمندی پيمان معظمی رضا شرفی مرضيه منصوری نسرين رضايی رضا باغچه سرا نسرين علوی زاده قدرت سميع ماريانا ظفری احمد بنی حسن فاطمه سلطان زاده محمد جودكی هزير پلاسچی الناز انصاری مجيد ملكی شهروز مقدم توتونچی جعفر مهر اقدم بيزن امينی كسری پيله چيان پروانه سمامی گوهر شميرانی حميد بی آزار شهلا انتصاری سيف الله اكبری نجف رحيمی علی فايض پور رضی جعفرزاده كريم قربان زاده فرزانه آقايی پور احمد بابايی نادر اسداللهی محسن اسداللهی محمد هاشمی امين احمديان بهاره هدايت جعفر رسولی ماكان مينايی سعيد مرادی اميرحسين رحمانی مهدی عربشاهی علی كاكاوند علی طاهري احسان پورنگ محسن شيرزاد داود شاهچراغی رضا بخشي كيوان اميری مرتضی اصلاحچی فاطمه آرام نژاد فريد مدرسی محمدرضا نوربخش كوروش طاهری محمد عاملی عليرضا ارشادی فر مجيد برقی سميه مغنی زاده شوان رستمی مهدی محمدی اميرحسين بهروز اميد كماني سعيد طبرسی مجيد جانی پور مصطفی خسروی محمدجواد بنی حسينی ايمان براتيان حميد هداوند محسن سيدين احسان منصوری محسن سهرابی نگار زمانفر حميد طباطبايی مهدی حبيبی صديقه بيگدلي نصرالله كشاورز بيژن پوريوسفی اسماعيل سلمان پور داوود زمانی ياشار قاجار مسعود دهقان متين مشكين حامد ابراهيمی عابد توانچه مهدی مشايخی حاجيلری علی كميجانی توحيد علی اشرفی كيوان انصاری روزبه رياضی حميد چمن علی بيكس علی مهري مصطفی صداقت جو امير اسحاقی نفيسه زارع مرتضی احمدی علی رحمتی نژاد جواد رحيم پور حسام فيروزی علی مقيمی بهزاد اسدنژاد سراج ميردامادی مريم شبانی مجتبی سادات عباس سرلك محمد سعيدزاده جعفر شرفخانی مهدی حسين نژاد خشنود احمدی حميدرضا مالكی احمد مدادی محمود معتقد جواد علايی رئوف طاهری بهروز طاهري زهره اسلاميان رضا خجسته رحيمی بهروز خالقی مهدی فولادگر محمدرضا رحيمی راد ساسان آقايی بهزاد مينایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقاي اكبر گنجي، به اعتصاب غذاي خويش پا یا ن دهید، تعدادي از شخصيت ها و گروه هاي سياسي
نظر باينكه ادامه اعتصاب غذاي شما با عواقب ناگوار روحي و جسمي روبرو می باشد و مي رود که به مرحله خطرناكي برسد، ما افراد، سازمان ها و گروه هاي مقيم خارج از كشور از شما استدعا داريم. اعتصاب غداي خود را به اتمام برسانيد. چنانكه مي دانيد ما خواهان آزادي بدون قيد و شرط شما و كليه زندانيان سياسي ایران هستیم متاسفانه ما در عصري زندگي مي كنيم كه حاكميت در ايران كوچكترين توجه و درايتي به حقوق بشر و رعايت موازين اخلاقي ندارد . جمهوري ولایت فقیه کمر به نابودی شما و تمام زندانيان سياسي بسته است. ما با توجه به موقعيت خطرناك شما كه ناشي از اعتصاب غذاي طولاني و دوران حبس شما می باشد ، به نام زندگي و عشق از شما مي خواهيم ، زندگي و عشق را برگزينيد و اعتصاب غذاي خود را بشكنيد. با درود فراوان
امضا كنندگان :
دكتر پرويز داورپناه دكتر منصور بيات زاده جبهه ملي ايران ـ آلمان دكتر همايون مهمنش سازمانهاي جبهه ملي ايران ـ آمريكا مهندس حسين اسدي سازمان سوسياليست هاي ايران مهرشاد بیات سازمان جبهه ملی سوئد جمشيد تقوي بيات
كميته حمايت از حقوق بشر در ايران ( كلن ) منوچهر تقوي بيات اعظم اسكندانيان دكتر علي حصوري اكبر شقايق دكتر زهرا شمس ارژنگ برهان آزاد
جهت تماس براي درج امضاء به آدرس زير رجوع فرمائيد : info@jmiran.de
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از سوی خانواده، وكلای اكبر گنجی و برخی گروههای سياسی: درخواست از گنجی برای شكستن اعتصاب غذا معصومه شفيعی:دوستان اكبر گنجي او را تحت فشار قرار دهند تا اعتصاب غذاي خود را بشكند همسر اكبر گنجي گفت: شب گذشته براي مقالات با گنجي به بيمارستان ميلاد مراجعه كردم اما اعلام شد كه نميتوانم با همسرم ملاقات كنم. معصومه شفيعي به خبرنگار" ايلنا" گفت: شب گذشته پس از معطلي زياد جهت ملاقات با گنجي، در بيمارستان ميلاد به ما اعلام شد كه امكان ملاقات وجود ندارد. وي با اعلام نگراني از وضعيت گنجي افزود: پنج روز است كه از گنجي خبري ندارم و از وضعيت وي بياطلاعم. شفيعي خطاب به دوستان و حاميان گنجي گفت: به دليل نگرانيهاي شديد خانواده گنجي از وضعيت وي، از همه دوستان و كساني كه حمايت خود را در طول اين مدت از گنجي ابراز داشتند، ميخواهم فارغ از مسايل سياسي و صرفا از جنبه انسان دوستانه، همسرم را تحت فشار قرار دهند تا اعتصاب غذاي خود را بشكند. به گفته اكبر گنجي، دستگاه قضايي به خواستههاي گنجي توجه كند و حقوق قانوني او را به رسميت بشناسند .
شيرين عبادى از گنجى خواست كه اعتصاب غذايش را بشكند
«شيرين عبادى» يكى از وكلاى مدافع «اكبر گنجى» روزنامه نگار زندانى از وى خواست تا اعتصاب غذايش را بشكند. اكبر گنجى كه در حال گذران دوره محكوميت حبس خود در زندان اوين است، از حدود يك ماه پيش بنا به دستور مسئولان دادسرا و زندان، براى انجام امور درمانى به بيمارستان ميلاد تهران منتقل شده است. شيرين عبادى روز يكشنبه در نامه اى با اشاره به درخواست همسر گنجى براى متقاعد كردن وى براى انصراف از اعتصاب غذا تصريح كرد: بر خود فرض مى دانم كه به عنوان يكى از وكلاى مدافع و فردى از خوانندگان آثار شما (گنجى) صميمانه درخواست مى كنم با شكستن اعتصاب و خوردن غذا، دل دوستان را شاد و خانواده خود را از نگرانى به درآوريد. وى همچنين در نامه خود خطاب به گنجى يادآور شد: مسلم بدانيد كه پيگيرى ادعاهاى حقوقى شما (گنجى) در فضاى مناسب ترى امكان تحقق بيشترى خواهد داشت.
نامه يوسف مولايی به گنجی "به آفتاب سلامي دوباره بده و به زندگي برگرد" يوسف مولايي در نامهاي به اكبر گنجي كه نسخهاي از آن به ايسنا نمابر شده، از وي خواست تا اعتصاب غذايش را بشكند. مولايي كه در اين نامه، خود را دوست و وكيل گنجي معرفي كرده، با اشاره به درخواست همسر گنجي از دوستداران وي براي ترغيب او به شكستن اعتصاب غذايش، آورده است: «اين فراخوان در شرايطي صادر شده است كه نگراني از وضعيت جسماني شما به اوج خود رسيده و هيچيك از دوستداران شما در هيچجاي دنيا از تداوم اعتصاب غذاي شما حمايت نميكنند. عليهذا ضمن استقبال از فراخوان همسرتان شما را به مسووليت سنگيني كه در مقابل تداوم حيات خود، بازگرداندن آرامش به خانواده و جامعه بر دوش داريد، توجه داده و پاسخ شجاعانه و آگاهانه شما را انتظار دارم.» وي در اين نامه خطاب به گنجي آورده است: «به آفتاب سلامي دوباره بده و به زندگي برگرد. در غيراين صورت تاريخ در قبال مسووليتگريزي شما داوري بيرحمانهاي خواهد نمود. با شكستن اعتصاب و در آشتي با زندگي، شجاعت را گنجيوار معني كن.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ درخواست جبهه ملی ایران از اکبر گنجی برای شکستن اعتصاب غذا با توجه به درخواست و تلاشهای همسر گرانقدر و مقاوم آقای اکبر گنجی در راستای نجات جان ایشان، که اکنون در پایان دهه ششم اعتصاب غذا در شرایط بشدت بحرانی و خطرناک بسر می برد، جبهه ملی ایران در پی موضع گیری ها و تلاشهای گسترده خود برای رهایی وی و جلوگیری از یک رویداد تلخ، با توجه به همه جوانب، اعلام می دارد: از آنجا که ادامه روند کنونی، با توجه به اظهارنظرهای پزشکان متخصص، می تواند فاجعه آمیز باشد، ما بنام یک جریان سیاسی ملی ایران از آقای اکبر گنجی خواستاریم که هرچه زودتر اعتصاب غذای خود را بشکنند. ملت ایران به یک اکبر گنجی تندرست نیاز دارد که همچنان بتواند با قدرت به نقد حاکمیت و انحصارگران قدرت بپردازد و در راه آزادی و دستیابی به استقرار حاکمیت ملی، هموطنانش را یاری دهد. ما بیم آن داریم که با ادامه روند کنونی، اکبر گنجی به یک زنده بودن گیاهی کشانده شود و یا بر اثر روان گردانی، شرایط دردناکی برای او پدید آید. امید که اکبرگنجی به این خواست خانواده ومردمی که مبارزه اورا صمیمانه ستایش میکنند، هرچه سریعتر پاسخ مثبت بدهد. جبهه ملی ایران ١٦ امرداد ١٣٨٤ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) گنجی! بااعلام پیروزی همه آزادیخواهان را شاد کن دوست گرامی، گنجی عزیز ما یاران و دوستداران توکه روزهای پانزدهم و شانزدهم مردادماه برای رایزنی وتدبیر اندیشی در قبال آنچه در این مقطع حساس در میهنمان میگذرد، در نشست نوبتی شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ،گرد آمده بودیم ، هر لحظه با خبرگیری از طریق تلفن و انترنت در پی آگاهی از وضع نگران کننده توبوده ایم وهمراه با تو از رنجی که برتومی رود، رنج برده ایم. بسیارند از همین جمع ما که سالهای زیاد ی از عمر خودرا در پشت میله های زندان ودرون سلول های تنهایی اسارت در زندانهای شاه وشیخ گذرانده اند. کم نیستند در میان ما دوستانی که بارهادر دفاع از حقوق انسانی خود در زندان چند روز تا چندین هفته دست به اعتصاب غذا زده اند . باورکن که ما ترا میفهمیم وکم وبیش احساس مشترک با توداریم .هم اکنون رفیقی ازماـ دکتر فرود سیاوش پوررا میگوییم ـ درپی دواعتصاب منقطع نه روزه ویازده روزه، ده روزاست که با امتناع از خوردن غذا تورا همراهی میکند.ودراین مدت تقریبا هرروز نامه سرگشاده ای برایت می نویسد.جان سوزان و شمع روشن ، گنجی عزیز! انبوه یارانی که درایران وبیرون ازایران داری ودراین شصت روز جانگداز براین انبوهه هم افزوده ای ،سخت نگران جان شیفته وعزیزتو هستند .حرف همه آنان یکی است" گنجی، ترازنده میخواهیم" . همه آنان ،به فراخور وضع وموضع شان یک سخن میگویند : " مسیول جان و زندگی تو،آقای خامنه ای است " اینان ندایت داده اند که تو در اثبات اینکه "آزادی هزینه میخواهد" ، سنگ تمام گذاشته ای. وبیش از این دیگر نه به کام آزادیخواهان وآزادگان ،که گرفتار ماندن در دام مستبدان است. آیا به تکرار بیشتر این گفته ها نیازی هست؟آیا تورا عزم آن نیست این همه دلهره همگانی را به سود اراده ای نوین برای راهی طولانی پایان دهی؟ هنوز نمیخواهی بپذیری که کار خودت را کرده ای ـ بیش ازآنچه ظرفیت لحظه اقتضا میکندـ وعرض سلطان برده ای ؟ در تلاش برای گذار ایران از استبدادبرنظامی مبتنی بردموکراسی وحقوق بشر تو تنها نیستی .چرا به تنهایی عمل کنی؟جمع کنیم همه توش وتوان خودرا برای آنچه که همگانی باید پیش رود.درالگو بودن برای مبارزه پیگیرعلیه استبداد گزیری ازهزینه نیست وتو چنین کرده ای که درود همه ما برتوباد؛ ولی سوختن شمع وار در منطق مبارزه سیاسی تا آن میزان رواست که راه بگشاید وپلی شودبرای گذر ازمانع. اکبرگنجی گرامی! ما نیز چون بسیاری، ازتو میخواهیم که پیروزی خود وآزادیخواهان را دراین نبرد جانکاه شصت روزه باور کنی واین پیروزی را با اعلام فرصت برای تجدید قوای جان وجوانی گنجی،به شادی وسرور بنشینی اگر لبان خشکیده ات را دگر باره به خوردن بازکنی،همه دوستدارانت وآنانی راکه دل در گرو آزادی دارند،شادمان خواهی کردوشادی هایی ازاین دست است که منبع نیروی پیشروی ومایه فرارسیدن بار وبرنهال ایستادگی است.بیش ازاین انبوه یاران دیده وندیده ات رانگران مگذار. پاسداران تاریکی فردایی ندارند. بگذاراین تو، ما و ما بسیارها استواروپابرجا، با هم وبا امیدی بزرگ نگهبان شب را مدام نهیب زنیم که ؛ این شب هولی وتاریک را پایانی است.بادرود های فراوان شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) شامگاه شانزدهم مردادماه 1384 ـ برلینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با محکوم کردن هجوم به خانه اکبر گنجي گزارشگران بدون مرز از اکبر گنجی خواست به اعتصاب غذای خود پايان دهد دوشنبه ۱٧ مرداد ماه روبرت مئنار دبير اول گزارشگران بدون مرزبا ارسال نامه ای به اکبر گنجی از وی خواست به اعتصاب غذای خود پايان دهد. در همين روز ماموران دادستانی به خانه ی اکبر گنجی حمله کردند و با اهانت و ناسزاگويی به همسر و دختران اين روزنامه نگار، آنها را متهم به "جاسوسي" و اطلاع رسانی به رسانه های بين المللی کرده وتهديد به دستگيری کردند. دوشنبه ۱٧ مرداد ماه ده ها تن از ماموران لباس شخصی دادستانی به خانه ی گنجی هجوم برده و به اصطلاح به تفتيش خانه پرداختند. ماموران که در اين حمله وسائل شخصی دختران گنجی، آلبوم های عکس خانوادگی، دفترچه های تلفن، کاست های نوار، سی دی و نوشته های شخصی خانواده را به غارت بردند. همسر اکبر گنجی مورد تهاجم قرار گرفته و به دست های وی دستبند زدند و تهديد به دستگيری شد که با اعتراض و کمک خواهی دختران گنجی همسايگان آنها مانع بازداشت خانم معصومه شفيعی شدند. در حين در گيری ماموران دادستانی جمهوری اسلامی روسری از سر خانم گنجی برداشتند، در حالی که برخی از همين ماموران مشغول فيلم برداری از صحنه بودند. اين ماموران هيچ حکم دستگيری و يا بازرسی را به خانواده نشان ندادند به هنگام خروج نيز صورت جلسه ای از مدارک و وسايل مصادره شده را به امضای خانواده نرساندند. نامه ی روبرت مئنار به اکبر گنجی دوست عزيز با آنکه بر روی تخت بيمارستان نيز تحت نظر قرار داری، اما می دانم که صدای مرا خواهی شنيد. می خواهم با تو دوستانه سخن بگويم اکبر عزيز ما به تو نيازمنديم ، ما به شهامت و روحيه ی تو برای ادامه ی مبارزه نيازمنديم. با اين نامه از تو می خواهم که به اعتصاب غذايت پايان دهي. امروز معصومه شفعيی همسر و شيرين عبادی وکيل تو و من، نمی پذيريم که به ورطه ی جبران ناپذير گام برداری. از امروز ادامه اعتصاب غذا اثرات درمان ناپذيری بر جسم و روح تو خواهد گذاشت. ما نمی خواهيم روزنامه نگار اکبر گنجی، يکی از شريف ترين و قوی ترين نداهای خود را از دست دهيم. می دانم که تو درخواست دوستانت را می پذيری و شهامت آن را داری که به آنها حق دهي. می خواهم بازهم به تو يادآوری کنم که ما در کنار تو هستيم. همچنان که ديروز بوديم و فردا نيز خواهيم بود. ما تا آزادی تو و همکاران در بندت سيامک پورزند، حسين قاضيان، رويا طلوعی و اجلال اقوامی، از اطلاع رسانی به افکار عمومی، به تعجيل واداشتن سياست، به حرکت در آوردن نهادهايی که اغلب اوقات بی حرکتند باز نمی ايستيم. تو تلاش بسياری برای آگاه کردن جهانيان از وضعيت اسفبار آزادی در ايران کرده ای، ديروز با تحقيق و نوشتن و روشنگری در باره ی چهره واقعی قدرت حاکم در کشورت، و از ۱٩ خرداد با اعتصاب غذا تا جلادانت را به پذيرش خواست عادلانه ات وادار کني. اعتصاب غذای تو نشان داد، قضاتی که ترا محکوم کرده اند تنها کلمه ای که نمی شناسند "عدالت" است. آنها در خدمت انصاف و حق نيستند، که دست پروردگان و بازيجه های حکومتی استبدادی اند. پزواک صدای اعتراض تو در همه ی جهان پيچيده است. رئيس جمهور بوش؛ کشورهای اتحاديه اروپا و فرانسه علنا خواهان آزادی تو شده اند. سازمانها و نهاد های بين المللی مدافع حقوق بشر همه در اين راه بسيج شده اند. ده برنده ی جايزه صلح نوبل از جمله شيرين عبادی و اسقف دزموند توتو و ده ها شخصيت معتبر بين المللی با محکوم کردن رفتار جمهوری اسلامی و يا از ديپلمات های حاضر در تهران دعوت کردند که برای ديدار تو به بيمارستان بروند. و در آخر سر ريچارد دالتون سفير انگلستان در ايران که کشورش رياست کنونی اتحاديه اروپا را بر عهده دارد، شنبه خواهان ملاقات با تو شده بود که وزير امور خارجه ايران به بهانه مضحک غرور ملی آن را نپذيرفت. جهان را وادار کردی که با نگاه به تو بر روی تخت بيمارستان، رودرو به ايران در رنج نگاه کند. در انتظار بی صبرانه ی پاسخ تو روبرت مئنار دبير اول گزارشگران بدون مرز پاريس – دوشنبه ٨ اوت ٢٠٠٥
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوفی عنان هم به میدان آمد
گسترش ابعاد بین المللی پرونده گنجی -
در حالی تحصن اعلام شده در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران در حمایت از اکبر گنجی از سوی خانواده وی لغو شد که با استقبال گسترده گروه های سیاسی روبرو شده بود. با این حال دیروز خبر اقدام دبیرکل سازمان ملل در رابطه با وضعیت گنجی از سوی برخی رسانه ها منتشر شد. سخنگوی دبيرکل سازمان ملل متحد به روزنامهء «نيويورک سان» گفت که آقای کوفی عنان با بالاترين مقامات ايران تماس گرفته تا مسأله اکبرگنجی حل شود. اين سخنگو گفت کارشناسانِ حقوق بشر در سازمان ملل نسبت به وضعيت جسمی و طرز مراقبتِ طبی از گنجی اظهار نگرانی می کنند. همسر گنجی به همين روزنامه گفت: «وضعيت طوری است که مبارزه ما بايد به خارج از مرزهای ايران برسد.» این در حالی است که کوفی عنان دبير کل سازمان ملل، سه هفته پيش در مصاحبه ای گفته بود اطلاعات کافی در مورد گنجی ندارد که در اين مورد دخالتی بکند. در این رابطه «کميته بين المللیِ حمايت از اکبر گنجی» هفتهء گذشته در روزنامهِ نيويورک تايمز نامه ای خطاب به کوفی عنان چاپ کرد که در آن تقاضا شده سازمان ملل هرچه در توان دارد برای حفظ جان گنجی و آزادیِ او به کار ببرد. اين نامه را حدود سيصدنفر از برجسته ترين چهره های فعالِ حقوق بشر، نويسندگان، روشنفکران و استادان دانشگاهی امضا کرده اند که در ميان آنها نام هايی چون نوآم چامسکی، سلاوج ژيژک، چارلز تيلر، مايکل والزر، ريچارد رورتی، اسقف دزموند توتو، شيرين عبادی، شهرنوش پارسی پور، داريوش آشوری، آذر نفيسی، رويا حکاکيان، آزادهء معاونی و مرجانهءساتراپی به چشم می خورد. در همین زمینه "کميتهء بين المللیِ حمايت از اکبر گنجی" با صدوراعلاميهای، روز چهارشنبه دوازدهم مرداد را روز عمل اعتراض آميز اعلام کرد و از مردم آمريکا و اروپا دعوت کرد تا در اين روز، از طريق کارزار در رسانه ها و فرستادن پيام به مقامات بالای جمهوری اسلامیِ ايران و سفارتخانه های آن در کشورهای اروپايی، تقاضا کنند که اکبرگنجی بدون هيچ قيد و شرطی آزاد شود. کمیته مذکور اين اقدام را نشانه همبستگی با مراسمی خواند که پيش از اين اعلام شده بود به خواست معصومهء شفيعی، همسر گنجی، جلوی ساختمان سازمان ملل متحد در تهران برگزار شود.به گزارش خبرنگار "ایران ما "به نقل از سایت دویچه وله ، شفيعی در مصاحبه ای تلفنی با روزنامهء «نيويورک سان» گفت: «ما از سازمان ملل متحد وگروههای مدافع حقوق بشر تقاضا می کنيم به دولت ايران فشار بياورند تا همسرمن آزاد شود. وضعيت طوری است که مبارزه ما بايد به خارج از مرزهای ايران برسد. رهبران ما به صدای مردم خودشان گوش نمی دهند. آنها فقط به فشار از خارج پاسخ می دهند.» با تمام این تفاصیل هرچند با ترور معاون دادستان تهران اخبار اعتصاب غذای گنجی تحت الشعاع قرار گرفت و به نوعی اجماع در محکومیت تروریسم حاصل شد اما با روی کار آمدن دولت جدید مقولاتی چون انرژی هسته ای و حقوق بشر یکبار دیگر به موضوع اصلی رسانه ها باز خواهد گشت. در حالی که رسانه های داخلی معطوف به ماجراهای ترور اخیر شده اند رسانه های خارجی همچنان موضوع اعتصاب غذای گنجی برایشان با اهمیت تر است. به گونه ای که دیروز دویچه وله به نقل از روزنامهء محافظه کار «نيويورک سان» پيشنهاد می کند که ماه آينده به هنگامی که محمود احمدنژاد رييس جمهورِجدید ايران در مجمع عمومیِ سازمان ملل حضور پيدا می کند، سفير آمريکا به نشانه اعتراض به رفتار غيرانسانی تئوکراسیِ ايران نسبت به گنجی سالن مجمع عمومی را ترک کند. اين روزنامه اکبر گنجی را واسلاو هاول ايران خواند.
با این حال باید دید پیامد های اعتصاب غذای گنجی به کجا می انجامد. آیا پیش از آنکه بحران کنونی ابعاد تازه بین المللی بیابد حل خواهد شد یا نه طبعات آن دامن دولت جدید را هم خواهد گرفت؟!