تبليغاتX
دموکراسی و حقوق بشر

دموکراسی و حقوق بشر

سیاسی اجتماعی فرهنگی

اعلاميه گزارشگران بدون مرز:
بيست و پنج روز بی خبری از اکبر گنجی

گزارشگران بدون مرز نگرانی و انزجار خود را از رفتار مقامات مسئول ايرانی نسبت به اين روزنامه نگار و عدم اجرای تعهدات خود مبنی بر آزادی وی اعلام می دارد
به نظر می رسد اکبر گنجی در سلول های انفرادی "بند ويژه" زندان اوين يعنی در تنهايی مطلق بسر می برد. در اين بخش از زندان تنها ماموران قضايي- امنيتی حق رفت و آمد دارند
عليرغم سکوت دستگاه قضايی ايران ما مصمم به ادامه تلاش و بسيج همگان برای آزادی اکبر گنجی هستيم
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

دوشنبه ٢٨ شهريور ١٣٨۴ – ١۹ سپتامبر ٢٠٠۵


گزارشگران بدون مرز، در تازه ترين بيانيه خود که روز سه شنبه انتشار يافت، از بيست و پنج روز بی خبری از اکبر گنجی، ابراز نگرانی کرده است.
در اطلاعيه گزارشگران بدون مرز آمده است: اکبر گنجی از دوزاده شهريور ماه که به زندان انتقال يافته است ملاقات ممنوع است. گزارشگران بدون مرز نگرانی و انزجار خود را از رفتار مقامات مسئول ايرانی نسبت به اين روزنامه نگار و عدم اجرای تعهدات خود مبنی بر آزادی وی اعلام می دارد.
به نظر می رسد اکبر گنجی در سلول های انفرادی "بند ويژه" زندان اوين يعنی در تنهايی مطلق بسر می برد. در اين بخش از زندان تنها ماموران قضايي- امنيتی حق رفت و آمد دارند. در قرنطينه قرار دادن زندانی به حبس محکوم شده زيرپا نهادن صريح قوانين ايران در رابطه با حق ملاقات با وکلا و خانواده است. هدف مقامات قضايی ايران از اين اقدام شکستن پايداری اکبر گنجی است. گزارشگران بدون مرز اعلام می کند که مقامات قضايی ايران به قول هايی که به اين روزنامه نگار و خانواده ی وی داده بودند مبنی بر ادامه مرخصی پزشکی اکبر گنجی در نزد خانواده اش، عمل نکردند و بار ديگر تعهدات خود را زير پا نهاده اند.
گزارشگران بدون مرز از مذاکراتی که به طور منطقی بايد به آزادی اکبر گنجی منجر می شد حمايت کرده بود. بيست و پنج روز بی خبری از اين روزنامه نگار به شدت نگران کننده است و امروز با سکوت دستگاه قضايی ايران ما مصمم به ادامه تلاش و بسيج همگان برای آزادی اکبر گنجی هستيم. خانم معصومه شفيعی همسر اکبر گنجی اعلام کرده است که از تاريخ چهار شهريورماه نتوانسته است همسرش را ملاقات کند و از اين سکوت بسيار نگران است.
در اول شهريور ماه اکبر گنجی به اعتصاب غذای هفتاد و دو روزه خود پايان داد، اين روزنامه نگار در اين مدت بيش از بيست و پنج کيلو وزن کم کرده بود. با اين حال مقامات قضايی ايران پس از دو هفته در تاريخ دوازده شهريور ماه وی را به زندان منتقل کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 23:44  توسط داریوش   | 

گزارشگر ويژه‌ي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل، عفو گنجي را خواستار شد، ايسنا

گزارشگر ويژه‌ي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امر ارتقا و حمايت از آزادي عقيده و بيان، عفو بي‌قيد و شرط اكبر گنجي را خواستار شد.


به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مركز اطلاعات سازمان ملل متحد با ارسال نمابري اعلام كرد كه امبيه ليگابو، گزارشگر ويژه‌ي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امر ارتقا و حمايت از آزادي عقيده و بيان، با انتشار بيانيه‌اي، عفو بي قيد و شرط و بدون وقفه اكبر گنجي را به دليل مسايل انسان‌دوستانه، خواستار شد.


در اين بيانيه آمده است كه ليگابو، نگراني خود را در مورد وضعيت اكبر گنجي را كه در تاريخ 8 نوامبر 2003 طي ديدار خود از ايران در زندان اوين ملاقات كرده بود، ابراز داشته است.

ليگابو يادآور شده است كه پيش از اين نيز كميسيون حقوق بشر سازمان ملل بازنگري در وضعيت افرادي كه به خاطر عقيده زنداني شده‌اند را خواستار شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 18:50  توسط داریوش   | 

تعهد جمهوری اسلامی به رعایت حقوق بشر

شرط مقدم حل مناقشه اتمی است!

 

اکنون مدتی است که جامعه بین المللی بر سر فعالیت های جمهوری اسلامی در زمینه انرژی اتمی درگیر است. مناقشه بر سر برنامه اتمی حکومت اسلامی همه مسائل دیگر ایران از جمله مهم ترین مساله جامعه ما، یعنی نقض روزمره و مستمر حقوق بشر را تحت الشعاع خود قرار داده است. امروز مشاجره بر سر برنامه های اتمی جکومت اسلامی به جائی رسیده است که بحث اعاده پرونده این دولت به شورای امنیت سازمان ملل و تصمیمات متعاقب آن در میان است. اما دولت کنونی حاکم بر کشور ما هم چنان به جای همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی، در اندیشه ادامه روش تاکنونی خود و وقت‌کشی بیشتر است.

همزمان، با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و یکدست شدن قدرت اقتدارگرایان از طریق در دست گرفتن قوه مجریه علاوه بر قوه  مقننه و قضائیه و نیروهای سرکوب گر نظامی، انتظامی و امنیتی،  سیاست سرکوب و کشتار، دستگیری، شکنجه و اعدام مردم آزادی خواه ایران بویژه مردم کردستان و خوزستان که به‌خاطر حقوق دموکراتیک خود بپا خاسته‌اند، گسترش بیشتری یافته است.

سران جمهوری اسلامی با این تصور که با یک دست شدن قدرت در ایران، می توانند از موضع قدرت وارد مذاکره با کشور های اروپائی شده، آنان را از طریق پافشاری بر ادامه برنامه های اتمی خود و تمرکز افکار عمومی جهانیان بر این امر، مساله نقض مستمر حقوق بشر و محو و پایمال نمودن حق انتخاب آزادانه مردم، از مرکز توجه دور نگهداشته و تحت پوشش مناقشه اتمی با دست باز علیه مردم کشور دست به جنایت و سرکوب بزنند. در عین حال با دادن وعده های اقتصادی، دول غربی را نیز هم چنان به سکوت در برابر اقدامات خود ترغیب نمایند.

بیهوده نیست که بعد از انتخابات ریاست جمهوری، همزمان با شروع دوباره فعالیت های اتمی در اصفهان، موج جدیدی از اعدام های سیاسی و دستگیری ها نیز آغاز شده است.

از آخرین نمونه‌های بارز نقض حقوق بشر در هفته ها و ماه های اخیر می‌توان از جمله موارد زیر را نام برد.

- اعدام اسماعیل محمدی و محمد پنجوینی از سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران (کومه له)

- صدور حکم اعدام سه زندانی دیگر از کردستان به نام های ابوبکر میرزا قادری، عثمان میرزا قادری و قادر احمدی

- اعدام دو نوجوان زیر ١٨ سال در مشهد

- دستگیری روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و وبلاگ نویسان از جمله خانم دکتر رویا طلوعی، اجلال قوامی، سعید ساعدی، مادح احمدی که در زندان در شرایط نامساعد و نامعلومی بسر می برند.

- سرکوب و دستگیری تعداد زیادی از مردم کردستان در تظاهرات مسالمت آمیزی که خواستار حقوق انسانی و دموکراتیک خود بودند.

- دستگیری ١٥ تن از دخترانی که در مراسم هفدهمین سالگرد قتل عام سال ٦٧ زندانیان سیاسی ایران در خاوران شرکت کرده بودند و نامعلوم بودن سرنوشت آنها در دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی و تحت فشار و سرکوب قرار گرفتن خانواده آنها

- بستن روزنامه‌ها و رسانه‌های گروهی و فیلترگذاری وبلاگ ها و اینترنت

- سرکوب جنبش کارگران و زحمتکشان که جهت حقوق صنفی خود مبارزه می‌کنند

- تحت فشار قرار دادن اعضای سندیکاها و اتحادیه‌های مستقل کارگری و دستگیری آنان، مانند اعضا سندیکای اتوبوسرانی تهران

- تحت فشار قرار دادن دوباره زندانیان سیاسی و رسیدگی نکردن به وضعیت بهداشتی و درمانی آنها

 

از نظر ما  مبارزه برای کسب حقوق بشر در جامعه ایران،  از مبارزه با تلاش سران  رژیم برای تجهیز خود به سلاح هسته‌ای، حمایت از تروریسم و مخالفت با روند صلح خاورمیانه جدا نیست و کوشش برای تامین حقوق بشر باید در راس خواسته‌ها و مذاکرات جامعه بین‌المللی باشد.

ما با تصریح بر حق هر کشوری از جمله کشور ما  ايران در برخورداری از فن آوری  صلح آميز هسته ای، مشکل جامعه بین المللی با جمهوری اسلامی را در عدم اعتماد به این حکومت و عدم شفافیت در برنامه های اتمی آن دانسته، با توجه به این واقعیت نیز خواستار شفافیت در برنامه های اتمی حکومت اسلامی و توقف کامل غنی سازی اورانیوم، تامین نظارت کامل آژانس بین المللی اتمی بر تمامی فعالیت ها در این عرصه بوده و خواستار دنیایی عاری از سلاح هسته‌ای هستیم.

در عین حال تاکید می کنیم که رعایت حقوق بشر و احترام به حق انتخاب آزادانه مردم ایران تنها راه و شرط ضرور و مقدم حل مناقشه اتمی بین جمهوری اسلامی و جامعه بین المللی است.

 

 

حزب دموکرات کردستان ایران- کمیته اتریش

سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران- واحد اتریش

سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)- اتریش

١٩سپتامبر ٢٠٠٥

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 1:5  توسط داریوش   | 

عيسي سحرخيز: در حال حاضر نمي توانيم درباره زنده بودن اكبر گنجي اظهارنظری كنيم، امروز

در پي انتشار شايعات ناگواري درباره وضعيت جسماني اكبر گنجي خبرنگار سايت امروز در تماسی تلفني با عيسي سحرخيز جویای صحت وسقم این شایعات شد.

عيسي سحرخيز با بيان اين مطلب كه در حال حاضر نمي توانيم درباره زنده بودن اكبر گنجي اظهارنظری كنيم تصریح كرد: از يك هفته پيش از مرخصي گنجی از بيمارستان ميلاد و انتقال مجدد وی به اوين مسئولان دادستاني اجازه هيچ گونه ملاقاتي را به خانواده گنجی نداده‌اند و در نتيجه نمي‌توانيم درباره وضعيت کنونی وي ابراز نظر كنيم.

عضو تيم سه نفره دوستان گنجي در ادامه با اشاره به سخنان متناقض مسئولان قضايي درباره محل نگهداري اكبر گنجي افزود: برخي از مسئولان قضايي اعلام مي‌كنند كه گنجي به بند عمومي منتقل شده است و برخي ديگر مي گويند وي در قرنطينه بهداشتي اوين بستري است. اين تناقضات نشان مي‌دهد كه به احتمال زياد گنجي دوباره دست به اعتصاب غذا زده است.

وي درپایان گفت: همسر گنجي با مراجعه چندين باره به زندان خواهان ملاقات با گنجي مانند بقیه محکومان شده است، كه متاسفانه مسولان زندان اجازه ملاقات با گنجی را برخلاف رویه معمول زندان منوط به اجازه دادستان تهران کرده اند وبا توجه به برخوردهای دادستانی وهمچنین دراعترض به این اقدام غیر قانونی خانم شفیعی اعلام کرده است که برای درخواست دیدار با گنجی به دادستانی مراجعه نمی کند.

شایان ذکر است آمبئی ليگابو، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امورحقوق بشر و آزادی بيان و عقيده نیزطی بيانيه ای از حکومت ايران خواست "به خاطر انسانيت" به اکبرگنجی، روزنامه نگار زندانی "عفو نامشروط" اعطا کند و او را بيدرنگ آزاد سازد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گزارشگر ويژه سازمان ملل خواهان عفو نامشروط گنجی شد

آمبئی ليگابو، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امورحقوق بشر و آزادی بيان و عقيده طی بيانيه ای از حکومت ايران خواست "به خاطر انسانيت" به اکبرگنجی، روزنامه نگار زندانی "عفو نامشروط" اعطا کند و او را بيدرنگ آزاد سازد
از زمانی که آقای گنجی اعلام اعتصاب غذا کرد، گذشته از فعالان حقوق بشر در داخل و خارج ايران، شخصيتها و نهادهای مهمی همچون کوفی عنان، دبيرکل سازمان ملل متحد، دولت آمريکا و اتحاديه اروپا خواستار آزادی او از زندان شده اند
 


بی بی سی: آمبئی ليگابو، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امورحقوق بشر و آزادی بيان و عقيده طی بيانيه ای از حکومت ايران خواست "به خاطر انسانيت" به اکبرگنجی، روزنامه نگار زندانی "عفو نامشروط" اعطا کند و او را بيدرنگ آزاد سازد.
زندانيان در ايران تنها با تأييد آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی مشمول عفو قرار می گيرند.
آقای ليگابو در بيانيه خود اين را تأييد کرده که آقای گنجی پس از گذراندن دوران بستری خود تحت نظر پليس در بيمارستان در حالی به زندان بازگردانده شده که شرايط جسمی مناسبی نداشته است.
همسر اکبر گنجی نيز گفته است که از او در زندان تحت شرايط قرنطينه بهداشتی نگهداری می کنند.
اما قوه قضائيه ايران حال آقای گنجی را در زندان "بسيار خوب" توصيف و اعلام کرده که از او در بند عمومی نگاهداری می شود.
اکبر گنجی که واپسين ماههای دوران محکوميت حبس شش ساله خود را می گذراند چند ماه پيش در اعتراض به آنچه محروميت خود از حقوق زندانيان همچون ملاقات و تماس تلفنی با خانواده و مرخصی مرتب می خواند اعلام اعتصاب غذا کرد و پس از آنکه چند روزی به وی مرخصی داده شد پس از بازگشت به زندان اعلام کرد که به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.
با گذشت هفتاد روز از اعلام اعتصاب غذا، او در حالی که خانواده و وکلايش شرايط جسمی اش را وخيم می خواندند به بيمارستان اعزام شد و در بخش عمده دوران بستری اش امکان ملاقات با خانواده و وکلايش به او داده نشد.
مقامات قضائی ايران هيچگاه خبر اعتصاب غذا و وخامت حال جسمی اکبرگنجی را تأييد نکرده اند اما او حتی از توطئه برای قتل خود در زندان سخن گفته و اعلام کرده است که اگر در زندان اتفاقی برای او بيفتد مسئول مستقيم آن آيت الله خامنه ای است.
اکبرگنجی پس از نوشتن رشته مقالاتی که برخی مقامهای ارشد ايرانی را به دست داشتن در قتل و سرکوب ناراضيان سياسی متهم می کرد و پس از بازگشت از کنفرانسی که در پايتخت آلمان درباره اصلاحات در ايران برگزار شده بود بازداشت و به شش سال زندان محکوم شد.
از زمانی که آقای گنجی اعلام اعتصاب غذا کرد، گذشته از فعالان حقوق بشر در داخل و خارج ايران، شخصيتها و نهادهای مهمی همچون کوفی عنان، دبيرکل سازمان ملل متحد، دولت آمريکا و اتحاديه اروپا خواستار آزادی او از زندان شده اند.
آمبئی ليگابو، گزارشگر ويژه سازمان ملل که به جمع متقاضيان اکبر گنجی پيوسته در نوامبر 2003 ميلادی که از زندان اوين در شمال بازديد کرد گفت که مقامات ايرانی در نظر دارند آقای گنجی را آزاد کنند اما اين وعده هنوز به تحقق نپيوسته است.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درخواست انجمن دفاع از حقوق زندانيان براي تغيير وضعيت 34 زنداني

انجمن دفاع از حقوق زندانيان پس از چند ماه گفتگو با مقامات مختلف قضايي به منظور تغيير وضعيت و يا آزادي برخي زندانيان و با توجه به تمايل برخي از مقامات قضايي به حل مسئله اين افراد كه حتي بعضاً سخن از عفو عمومي مي‌راندند سرانجام در 13 شهريور ماه 1384 نامه مشروحي خطاب به آيت الله شاهرودي رياست محترم قوه قضاييه نوشت. با توجه به اينكه ايشان دستور بررسي كارشناسي توسط مسئولان ذي‌ربط به منظور رسيدگي و اقدام صادر كرده‌اند انجمن دفاع از حقوق زندانيان ضمن قدر داني از اين اقدام متن كامل نامه را جهت اگاهي افكار عمومي انتشار مي‌دهد.

بسمه تعالي

حضرت آيت الله شاهرودي

رياست محترم قوه قضائيه

با سلام و دعاي خير

انجمن دفاع از حقوق زندانيان، نهادي مدني است كه موضوع فعاليت آن عام (شامل زندانيان عادي و سياسي) بوده و بيشتر مراجعان آن را زندانيان عادي و غير سياسي تشكيل مي‌دهند كه تاكنون در حد بضاعت خويش اقدامات و پيگيري‌هاي لازم را درباره آنها انجام داده‌است. اما نامه‌اي كه پيش رو داريد به گروه خاصي از زندانيان اختصاص دارد. اين انجمن ماهيتاً و اصالتاً نهادي حقوق بشري است و فارغ از سياست و عوامل سياسي ديده‌باني و رفتار مي‌كند، اما اعضاي اين انجمن به صفت فردي خويش همچون شما و همه جريانات موافق و مخالف در موضوع منافع ملي و مصالح عمومي وحدت نظر دارند و مايلند كانون‌هاي تنش و بدنامي و بد فرجامي زدوده شوند و سيمايي از رأفت و عدالت و حقوق بشر در جامعه ما به نمايش درآيد كه مايه مباهات همه ايرانيان باشد. براي بسترسازي جامعه‌اي عاري از خشونت و سرشار از رحمت و نشاط و مدارا و همدلي بايسته است حق آزادي بيان را براي يكديگر به رسميت بشناسيم و هيات منصفه واقعي كه نماينده وجدان عمومي باشد را در تشخيص مجرمانه بودن افعال سياسي، اجتماعي و مطبوعاتي دخالت دهيم تا كسي را مستقل از تشخيص آنان به خاطر گفتن و نوشتن و يا اعتراض و شركت در تجمع يا تظاهرات مستوجب مكافات و حبس و زجر ندانيم و حتي اگر رفتارش مستوجب ملامت باشد بكوشيم با ديده اغماض به آن نگريسته شود. ما مايليم همدلانه و مسئولانه در راه تحقق آنچه گفته شد و نيز در راه حل آن دسته از مسائلي كه به قلمرو كار اين انجمن مربوط و منجر به بهبود وضعيت زندانيان مي‌گردد از هر اقدامي فروگذار ننماييم.

ما نيز اين سخنان شما را كه كراراً بر زبان رانده‌ايد كه زندان راه حل مناسبي براي بسياري از بزهكاري‌ها نيست باور داريم، لذا معتقديم مجازات زندان در مورد فعالان سياسي، اجتماعي و مطبوعاتي نيز نه تنها مشكلي از مشكلات كشور حل نمي‌كند بلكه هزينه‌هاي فراواني را بر نظام ج.ا.ا. تحميل مي‌نمايد. در اين درخواست بدون ورود به ماهيت و صرفنظر از درستي يا نادرستي احكام صادره و يا عقايد و مواضع زندانيان و صرفاً با اهداف انسان دوستانه و به منظور فضاسازي مناسب براي جامعه و دولت سخن مي‌گوييم. از اين ‌رو پيرو گفتگو‌هاي عديده چند ماه گذشته در خصوص زندانيان مختلف، بدين وسيله مستدعي است اقدامات لازم نسبت به تغيير وضعيت زندانيان نامبرده در زير (طبق حروف الفبا يا پرونده مشترك) را مبذول داريد.

1- آقاي عباس امير انتظام كه تاكنون 26 سال از محكوميت وي مي‌گذرد و حدود دو سال است به عنوان مرخصي درماني براي معالجه بيماري‌هايي كه عمدتاً از عوارض دوره طولاني زندان است آزاد است. چرا نبايد اين آزادي به صورت قطعي درآيد؟

2- آقاي مسعود باستاني كه در تاريخ 3 مرداد 84 در بيمارستان ميلاد مشغول تهيه گزارش بود بازداشت و دو هفته بعد (15 مرداد) آزاد شد. پس از آن به دليل محكوميت شش ماهه و 5 سال محروميت از فعاليت مطبوعاتي در دادگستري اراك خود را به آنجا معرفي‌كرد و با وجود اخذ رضايت شكات( شهرداري، نيروي انتطامي و آقاي رضواني يكي از قضات دادگستري) از تاريخ 17/5/ 84 اكنون در زندان اراك به سر مي‌برد، به اين دليل كه دادستان اراك مي‌گويد وي بر خلاف 5 سال محروميت از فعاليت مطبوعاتي، در يك خبرگزاري در تهران مشغول بكار شده است. حبس يك روزنامه‌نگار به دلايل پيش گفته زيبنده دستگاه قضايي نيست و مقتضي است دستور آزادي نامبرده صادر گردد.

3- آقاي احمد باطبي حدود 7 سال از محكوميتش مي‌گذرد و اكنون حدود شش ماه است در مرخصي بسر مي‌برد. مرخصي طولاني وي بهترين گواه بر عدم ضرورت ادامه حبس وي مي‌باشد و انتظار مي‌رود آزادي كامل وي تامين گردد.

4- آقاي حجت بختياري در دي‌ماه 1381 بازداشت و محكوم به چهار سال حبس شد. وي ‌ كارگر و متعلق به خانواده‌اي محروم در يكي از روستاهاي مشكين‌شهر است. ولي او تاكنون 3 سال از محكوميت خويش را سپري كرده است. در اين مدت پدرش جان به جان‌ آفرين تسليم كرد و نتوانست در مجلس ترحيم پدر نيز حضور يابد. با وجود صدور قرار وثيقه 30 ميليوني از دو سال پيش تاكنون قادر به تامين آن نبوده است. اخيراً قرار وثيقه به كفالت تبديل شده و از تاريخ 2 شهريور 84 به مرخصي دو هفته‌اي آمده‌است. مستدعي است با حذف بازمانده حبس او دستور آزادي‌اش صادر شود.

5- آقايان مصطفي پيران(پدر) و پيمان پيران(پسر) بيش از يكسال است در زندان بسر مي‌برند و همسر و دو دختر مصطفي پيران بدون حمايت و تامين معاش هستند. پيمان پيران محكوم به ده سال حبس ومصطفي پيران محكوم به يك سال و نيم زندان شده‌اند. انتظار مي‌رود مصطفي پيران با گذراندن بيش از نيمي از محكوميت خود اكنون آزاد شود و در مورد پيمان پيران ضمن درخواست رسيدگي مجدد به پرونده وي در شعب ديوانعالي كشور، خواستار آزادي فوري او تا اعلام نتيجه اين رسيدگي هستيم.

6- آقاي سيامك پورزند 74 ساله كه محكوم به يازده سال حبس شده و دوره حبس وي از... تاكنون بوده 2 سال اخير را در مرخصي بوده است. در حالي كه وي جزو آمار زندانيان به شمار مي‌رود. واقعاً چه لزومي دارد آزادي قطعي وي فراهم نشود.

7- آقاي بهروز جاويد تهراني در 18 تير 1378 بازداشت و پس از 4 سال آزاد شد. وي مجدداً در تير ماه 1383 بازداشت و به 7 سال زندان و 54 ضربه شلاق محكوم شده است. رسيدگي مجدد و عادلانه به پرونده وي با در نظر گرفتن ملاطفت و تسامح و آزادي تا تعيين تكليف پرونده در شعب ديوانعالي كشور را تقاضا داريم.

8- آقاي بينا داراب زند بيش از يكسال از محكوميت سه ساله و نيمه خويش را سپري كرده و داراي بيماري كليه و دندان و چشم و نيازمند مرخصي فوري است. همچنين برابر قانون آزادي مشروط مي‌توان آزادي ايشان را تامين كرد.

9- آقاي ارژنگ داوودي محكوم به 14 سال زندان است كه در دو سال اخير از مرخصي محروم بوده است. ضمن تقاضاي اعطاي مرخصي به نامبرده خواستار رسيدگي مجدد به پرونده ايشان در شعب تشخيص ديوانعالي كشور هستيم.

10- آقاي عباس دلدار هفتمين سال حبس خويش را مي‌گذراند و مقامات زندان از رفتار با وقار وي ابراز رضايت دارند و مرخصي‌هاي اخير وي نيز تاييد ديگري بر آن است. اميد است با توجه به شرايط خاص خانوادگي وي، دوران محكوميت‌اش پايان يافته و به آغوش خانواده باز گردد.

11- آقاي ناصر زرافشان كه اخيراً به مدت كوتاهي در مرخصي درماني بسر ‌برد، و پيش از پايان معالجه به زندان بازگشت، بيش از نيمي از محكوميت خويش را سپري كرده و بايسته است اقدامات لازم براي آزادي وي از زندان به عمل آيد.

12- آقايان تقي رحماني ، رضا عليجاني و هدي صابر كه بعضاً محكوميت‌هاي طولاني را در سال‌هاي گذشته سپري كرده‌اند، اكنون تا تعيين تكليف پرونده آنها توسط كميسيون 4 نفره منصوب جنابعالي در مرخصي بسر مي برند. انتظار مي‌رود با روشن ساختن وضعيت آنان و ختم پرونده و آزادي كامل از زندان، حقوق آنان را استيفاء نماييد.

13- ‌آقاي امير حشمت ساران در تاريخ 5/12/83 براي چهارمين بار بازداشت و محكوم به 8 سال حبس شده و راي صادره در دادگاه تجديد نظر تاييد گرديده است. از آنجا كه حدود 7 ماه است محكوميت خويش را سپري مي‌كند و تاكنون به مرخصي نيامده، مستدعي است ضمن موافقت با مرخصي وي، دستور اعاده دادرسي صادر گردد.

14- آقاي عبدالفتاح سلطاني وكيل دادگستري و عضو هيات مديره كانون وكلا است كه خدمات حقوقي بسياري از پرونده‌ها را به صورت رايگان انجام مي‌داد. وي در تاريخ 8/5/84 بازداشت شد و پيش از محاكمه، اتهام جاسوسي به وي به عنوان جرم اعلام گرديد و بر خلاف قوانين اجازه ملاقات با وكيل به او داده نشده‌است كه شرح آن را در نامه مورخ 27 مرداد 84 به آن جناب منعكس كرده‌ايم. با توجه به لزوم رعايت حقوق شهروندي آقاي سلطاني و شرايط داخلي و بين‌المللي موجود تبديل قرار بازداشت به وثيقه يا كفالت و آزادي ايشان تا زمان رسيدگي به اتهامات در دادگاه صالح مقتضي است.

15 -آقاي مجتبي سميع‌نژاد جوان 21 ساله‌ا‌ي است كه پدر وي بازنشسته و عهده‌دار سرپرستي دو برادر بيمار مجتبي است. وي در جريان بازداشت وبلاگ‌نويسان در تاريخ 24/11/83 بازداشت شده و پس از آزادي ساير متهمان اين پرونده هنوز در زندان است. در حال حاضر حكم دادگاه بدوي مبني بر 2 سال محكوميت زندان وي صادر گرديده و قرار وثيقه 130 ميليون توماني براي آزادي وي تا صدور رأي تجديد نظر صادر شده است و در پرونده ديگري مجدداً به ده ماه حبس در دادگاه بدوي محكوم گرديده است. به دليل عجز خانواده از توديع وثيقه ملكي يا ريالي‏، تبديل قرار بازداشت به كفالت تا زمان صدور رأي تجديدنظر به اميد تبرئه وي كمترين كاري است كه مي‌توان براي تغيير وضعيت وي انجام داد.

16- آقاي حشمت‌الله طبرزدي پس از بازداشت‌ها و توقيف‌هاي مكرر، در حالي كه از آخرين بازداشت وي تاكنون بيش از دو سال و نيم مي‌گذرد، براي نخستين بار در تاريخ 2 شهريور 84 به وي مرخصي داده شد و هم اينك نيز در مرخصي بسر مي‌برد. آقاي طبرزدي محكوم به 14 سال حبس بوده و انتظار داريم مرخصي نامبرده تمديد گردد تا پرونده وي در ديوان‌عالي كشور مورد رسيدگي مجدد قرار گرفته و احقاق حقوق وي مد‌نظر قرار گيرد.

17- آقاي امير عباس فخر آور محكوم به 8 سال زندان شده كه نيمي از آنرا سپري كرده‌است. مرخصي‌هاي متعدد يكسال اخير او نشان مي دهد دليلي براي نگراني از آزادي وي وجود ندارد. او از 20 خردادماه سال جاري تاكنون در مرخصي بسر مي برد و مقتضي است مرخصي وي تداوم يافته و با توجه به درگذشت پدر نامبرده در سانحه رانندگي و اينكه وي بزرگترين فرزند خانواده است شايسته است محكوميت وي مورد تجديد نظر قرار گيرد.

18- آقاي مهدي قاسميان 62 ساله در تاريخ 22/4/84 در جريان برگزاري نماز جمعه خصوصي به اتهام تجمع و اخلال در نظم بازداشت شده است. با توجه به اينكه وي داراي يك كليه است و در ايام بازداشت چند روز را به بيمارستان انتقال يافت و تحت عمل جراحي قرار گرفت و وضعيت مساعدي از نظر جسمي ندارد و در بلاتكليفي بسر مي‌برد مطلوب است دستور آزادي وي تا رسيدگي عادلانه به پرونده وي صادر شود.

19- آقاي حسين قاضيان هم پرونده آقاي عباس عبدي است كه محكوم به 4 سال و نيم زندان شده كه يكسال آن سپري گرديده است. با توجه به تبرئه آقاي عبدي، ادامه حبس آقاي قاضيان فاقد وجاهت قانوني به نظر مي‌آيد و تا تعيين تكليف نهايي پرونده وي در شعبه تشخيص مي‌تواند بيرون از زندان بماند.يادآوري مي‌شود چنانكه در نامه مرداد 1384 آقاي قاضيان خطاب به جنابعالي آمده است، بسياري از نوشته‌ها و اوراق نامربوط به اتهام نامبرده را بر خلاف ماده آيين دادرسي كيفري 103و ماده 10 ق.م.ا ضبط كرده و به وي مرجوع نكرده‌اند. حاصل 20 سال مطالعه، پژوهش و ترجمه براي وي بسيار مهم‌تر از حبس سپري شده‌است كه لازم است دستور اعاده آنها داده شود.

20- آقاي اكبر گنجي اكنون بيش از 5 سال از محكوميت 6 ساله خويش را سپري كرده و نيازمند رسيدگي‌هاي درماني است. ضمن درخواست آزادي ايشان، در حال حاضر كمترين انتظار ما مرخصي درماني وي مي‌باشد.

21- آقاي مهرداد لهراسبي، دستفروش كتاب در خيابان انقلاب در جريان وقايع 18 تير 1378 در سن 26 سالگي بازداشت شد. او ابتدا محكوم به اعدام و سپس به 15 سال حبس گرديد كه ده سال از حكم او تعليقي است. وي در سال گذشته بطور موقت آزاد شد اما مشكلات فراوان مالي و شغلي مجال سامان يافتن به زندگي او را نداد و پس از چند ماه مرخصي دوباره به زندان بازگردانده شد. با توجه به مشكلات روحي و جسمي وي، آزادي و اقدامات درماني و حمايت از طريق مركز مراقبت‌هاي پس از خروج در مورد او اقدامي انساني و شايسته‌است.

22- منوچهر محمدي و اكبر محمدي در جريان وقايع 18 تير 1378 بازداشت شدند و احكام آنها در مرحله تجديد نظر به 15 سال حبس تقليل يافت. اكنون با سپري شدن نيمي از محكوميت مشمول آزادي مشروط شده‌اند و بدون تعلل مي توان حكم آزادي‌شان را صادر كرد. منوچهر محمدي در ايام حبس با شركت در آزمون كنكور سراسري موفق شد در مقطع ليسانس پذيرفته شده (و مانند زندانيان ديگري چون احمد باطبي، امير عباس فخرآور، رضا محمدي و ...) ادامه تحصيل دهد و وارد دوره فوق ليسانس شود. او از تاريخ نيز در مرخصي بسر مي‌برد. مرخصي و آزادي او به دفعات براي درمان يا شركت در امتحانات دانشگاه متبوع حاكي است كه هيچ دليلي وجود ندارد كه قوه قضاييه از حق وي براي آزادي نگران باشد. همچنين اكبر محمدي حدود 15 ماه است در مرخصي بسر مي‌برد و مشغول اقدامات درماني است. چه دليل وجود دارد كسي كه عملاً آزاد است در ليست زندانيان سياسي قرار گيرد و رسماً آزاد نشود؟ با توجه به شرايط خانوادگي اين دو برادر و نگراني هاي پدر و مادر آنان كه ساكن شهرستان هستند و بنابر آنچه گفته شد، مقتضي است حق آزادي آنان در اسرع وقت تامين گردد.

23- آقايان شهرام منصوري، فرهنگ منصوري و خالد حرداني سه متهم هواپيما‌ربايي هستند كه 13 به دليل محروميت‌هاي اقتصادي و بدون انگيزه سياسي دست به اقدام زده‌اند. با توجه به اظهار ندامت از فعل ارتكابي و شرايط وقوع بزه كه مطابق قوانين ايران و بسياري از كشورهاي ديگر از موجبات تخفيف مجازات است، امكان عفو وجود دارد، مستدعي است تا زماني كه مراحل قانوني آن طي شود و با توجه به سپري شدن 6 سال از حبس آنان، امكان استفاده از مرخصي‌هاي مندرج در آيين‌نامه زندان براي آنها فراهم آيد. به ويژه يادآوري مي‌شود كه آقاي خالد حرداني در حال حاضر از عفونت شديد فك رنج مي‌برد و لازم است در مراكز درماني‌ مجهزتر تحت معالجه قرار گيرد.

همچنين آقاي رسول حرادني محكوم به 22 سال حبس شده و همسر وي به دليل طولاني بودن مدت حبس دادخواست طلاق داده است، او يك سوم از مدت محكوميت را سپري كرده و در حال حاضر دو سال است كه رأي باز شده است. محل سكونت خانواده اين افراد شهر اهواز و محل محكوميت‌شان زندان‌هاي اوين و رجايي‌شهر است، در نتيجه براي خانواده آنان كه از نظر مالي فاقد توانايي هستند ملاقات با زنداني دشوار و فواصل زماني زياد است. رأي باز شدن آقاي رسول حرداني بهترين گواه بر وجود زمينه‌هاي مساعد براي تخفيف مجازات و گذشت و آزادي است.

24- در پايان مستدعي است نسبت به وضعيت 4 روزنامه‌نگار بازداشت شده در كردستان نيز اقدامات و پي‌گيري‌هاي لازم را انجام دهيد. آقاي مادح احمدي در تاريخ 6/5/ 84، رويا طلوعي در تاريخ 10/5/84 و اجلال قوامي و سعيد ساعدي نيز در تاريخ 11/5/84 بازداشت شده‌اند. بازپرسي آنها به كندي صورت گرفته و در بلاتكليفي بسر مي‌برند و قرار بازداشت آنها تمديد شده‌‌است. مستدعي است با توجه به طولاني شدن مرحله بازپرسي دستور تبديل قرار بازداشت به قرار خفيف‌تر را صادر فرماييد تا با آزادي آنان در شرايط مناسب‌تري ادامه دادرسي صورت گيرد.

پيشاپيش از هر گونه اقدام جنابعالي و قوه محترم قضائيه در اجابت درخواست هاي سابق الذكر كمال امتنان را داريم.

با تشكر
انجمن دفاع از حقوق زندانيان
13 شهريور 1384

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 2:26  توسط داریوش   | 

شکنجه های يک همجنس گرا

سازمان همجنسگرايان ايرانی: همجنسگرايان ايرانی در امنيت به سر نمی برند
 


امير يک همجنسگرای ايرانی به تازگی شکنجه ها و ظلم و ستم هايی که بر او رفته است را فاش نموده است که دل هر انسانی را به درد می آورد.
پدر او در زمان کودکی و نوجوانی اش در جنگ ايران و عراق شهيد شد و همواره مشکلات اجتماعی او را آزار و اذيت می نمود. او همجنسگرا بود و با توجه به اين گرايش و متفاوت بودنش ستم های زيادی را در دوران تحصيل و دانشگاه خود تحمل نمود.
از زمانی که با ديگر همجنسگرايان آشنا شد و هم احساسان خود را يافت نه تنها مشکلاتش کاسته نشد بلکه اضافه نيز شد. او در يک ميهمانی دستگير شد و محکوم به پرداخت جريمه گرديد. بارها توسط نيروهای انتظامی و بسيج و سپاه دستگير و بازداشت شد و به دليل اينکه فرزند شهيد بود او را بيش از همه آزار و شکنجه نمودند زيرا که معتقد بودند که او خون شهدا را پايمال کرده است اما او کاری جز سرشت و گرايش خود انجام نداده و فقط يک همجنسگراست همانند ديگران هم احساسان خود.
با نفوذ ماموران و طعمه های نيروی انتظامی و بسيج در شبکه اينترنت وضع بدتر از قبل گرديد. يکی از اين ماموران با امير در چت روم آشنا می شود و با او قرار می گذارد و بر سر قرار امير را دستگير کرده و به مفاسد اجتماعی می برند. بيش از يک هفته بازداشت او محکوم به تحمل 100 ضربه شلاق می شود و در زندان حکم جاری می گردد.
پس از اين ماجرا بارها امير تحت کنترل و بازجويی ماموران انتظامی و سپاهی قرار می گيرد و تهديد به مرگ می گردد. بعد از اعدام دو نوجوان در مشهد به جرم لواط ماموران باز امير را فرا خوانده و تهديد می کنند که در صورت مشاهده تنها يک مورد ديگر او را به سرنوشت آن دو فرد مشهدی دچار می نمايند.
امير به دليل فشارهای موجود تا به حال اقدام به فاش سازی فشارها و ظلم و ستم هايی که بر او رفته است نکرده بود اما حال با توجه به خروج او از کشور اين شکنجه ها و اين فجايع فاش گرديده است. تصاويری از اين شکنجه نيز در دست است.
سازمان همجنسگرايان ايرانی اين شکنجه ها و ظلم و آزار و اذيت را محکوم کرده و خواستار توجه بين المللی به اين موضوع است. همجنسگرايان ايرانی همواره مورد ظلم و ستم و شکنجه و قتل قرار دارند اما شايد تنها موارد جزئی از آن به گوش رسد. خيلی از اين فجايع در پشت پرده های ترس به دستان بی رحم سکوت سپرده می شود و يا خيلی از آن ها با نام ها و اتهام هايی آميخته می گردد که اصل قضيه پنهان بماند.
سازمان همجنسگرايان ايرانی از تمامی فعالين حقوق بشر و مدافعان حقوق همجنسگرايی درخواست می نمايد که به اين رفتارهای هموفوبيا اعتراض نمايند.
بياييد از تکرار اين ظلم و ستم ها جلوگيری کنيم


سازمان همجنسگرايان ايرانی
دبير کمسيون حقوق بشر
آرشام پارسي
hrc@pglo.org
www.pglo.org
0090 555 42 30 360

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 20:45  توسط داریوش   | 

اكبر گنجي و معصومه شفيعي زندان اوين در رابطه با اكبر گنجي هيچ مسئوليتي نمي پذيرد: معصومه شفيعي
جمال كريمي راد سخنگوي قوه قضاييه و وزير دادگستري جمهوري اسلامي گفت: اكبر گنجي در بند عمومي است و وضعيت او خوب است. وي افزود:16 ميليون تومان براي درمان اكبر گنجي هزينه شد. از سوي ديگر سهراب سليماني مديركل زندان هاي استان تهران گفت: اكبر گنجي پس از بيمارستان به قرنطينه بهداشتي درماني زندان منتقل شده است. معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: 18 روز است آقاي گنجي را نديدم و اگر واقعا منظورشان قرنطينه است، در قرنطينه كه تلفن ممنوع نيست، چرا ايشان تلفن نمي زند؟ پس ايشان را به يك سلول انفرادي بردند كه هيچ كس از حال و روزش با خبر نباشد و اينها خلاف صحبتي است كه رئيس زندان اوين كردند و گفتند آقاي گنجي در بند عمومي است؛ چون بند عمومي نام و شماره دارد. خانم شفيعي مي گويد: وقتي از مسئولان زندان درباره وضعيت اكبر گنجي هر سئوالي مي كنيم، مي گويند از سعيد مرتضوي بپرسيد و رئيس زندان اوين خود را در برابر گنجي به هيچ وجه مسئول نمي داند كه اين بسيار نگران كننده است.

جمال كريمي راد سخنگوي قوه قضاييه و وزير دادگستري جمهوري اسلامي گفت: اكبر گنجي در بند عمومي است و وضعيت او خوب است. وزير دادگستري جمهوري اسلامي روز سه شنبه به خبرنگاران گفت: 16 ميليون تومان براي درمان اكبر گنجي هزينه شد. از سوي ديگر سهراب سليماني مديركل زندان هاي استان تهران روز سه شنبه به خبرگزاري ايسنا گفت: اكبر گنجي پس از بيمارستان به قرنطينه بهداشتي درماني زندان منتقل شده است. او توضيح داد كه اين قرنطينه به صورت عمومي است و زندانياني كه از بيمارستان مرخص مي شوند تحت مراقبت قرار مي گيرند تا وضعيت جسمي بهتري پيدا كنند و بعد از آن به بند منتقل شوند. وي وضعيت عمومي اكبر گنجي را خوب و مناسبت توصيف كرد. پيشتر معصومه شفيعي همسر آقاي گنجي از اين كه گفته مي شود او در قرنطينه درماني زندان اوين به سر مي برد ابراز نگراني كرده بود و نگهداري همسرش را در قرنطينه صرفا ناشي از دلايل سياسي دانسته بود. خانم شفيعي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:

معصومه شفيعي: آخرين باري كه با آقاي گنجي ملاقات كردم، در بيمارستان بود جمعه چهار شهريور تا امروز كه بيست و دوم است. من الان 18 روز است آقاي گنجي را نديدم، ملاقات ما قطع شده و از وضعيت او هيچ اطلاعي ندارم و بسيار نگران هستم.

مسعود ملك (راديو فردا): رئيس زندان ها گفته كه آقاي گنجي در قرنطينه به سر مي برند و احتياج به مراقبت هاي بهداشتي و درماني دارند.

معصومه شفيعي: وقتي مي گويند قرنطينه يعني اين كه ايشان از ديگران جدا نگهداري مي شوند، يعني سلول انفرادي. وقتي مي گويند بهداشتي درماني يعني حتما احتياج به مراقبت هاي درماني دارد. در صورتي كه آن روزي كه آقاي گنجي از بيمارستان مرخص شد، تيم پزشكي معالج ايشان تاكيد كرده بودند كه وضعيت سلامتي عمومي ايشان خوب است. لذا آن زمان احتياج به مراقبت درماني و بهداشتي نداشت. اگر همچين امري لازم بود، خود بيمارستان ترخيصش نمي كرد. ايشان را نگاه مي داشت. مشخص نيست اين ده روزي كه به زندان منتقل شده، چه بلايي سرش آمده كه دوباره رفته تحت درمان قرار گرفته. اگر واقعا منظورشان قرنطينه است، قرنطينه كه تلفن ممنوع نيست. چرا ايشان تلفن نمي زند؟ چرا هيچ تماس تلفني با منزل نمي گيرد كه وضعيت خودش را اطلاع بدهد؟ معنيش اين است كه ايشان را به يك سلول انفرادي بردند كه هيچ كس از حال و روز ايشان با خبر نباشد، هيچ كس ايشان را نبيند و ايشان هم از محيط خارج، خبرهاي خارج دور باشد و هيچ خبري نداشته باشد. و همه اينها خلاف آن صحبتي است كه رئيس زندان اوين آقاي خان ميرزادي كردند. ايشان قبلا مصاحبه كرده بودند و گفته بودند كه آقاي گنجي در بند عمومي است. وقتي كه در بند عمومي است، بند عمومي نام و نشان دارد، شماره دارد. اينها اعلام كنند كدام شماره است. ما وقتي به زندان مراجعه مي كنيم، حتي مي گوييم در كدام بند عمومي است، ما را ارجاع مي دهند به سعيد مرتضوي و مي گويند برويد از آقاي مرتضوي بپرسيد. همه اينها نشان مي دهد كه زندان اوين خودش را از مسئوليت آقاي گنجي مبرا مي داند و به همين خاطر پاسخگو نيست. تمام مسائلي كه در مورد آقاي گنجي اعم از ملاقات با وكيل، خانواده، تلفن، اسم بند، وضعيت كنوني آقاي گنجي وجود دارد، اينها هيچ كدام جرات ندارند در موردش حرف بزنند. وقتي سئوال مي كنيم، مي گويند برويد از آقاي مرتضوي بپرسيد. من خودم چندين و چند بار با زندان اوين تماس گرفتم، ولي نتوانستم ايشان را پيدا كنم. شخصي كه تلفن ها را جواب مي دهد، مي ترسيد بگويد. مي گفت خانم گنجي من اجازه ندارم بگويم و همه اينها را بايد از آقاي مرتضوي سئوال كنيد. من سئوالم اين است كه آقاي مرتضوي در اين مدت ده روز چه بلايي سر گنجي آمده كه تمام كساني كه در زندان اوين به نوعي مسئوليت دارند، از خودشان سلب مسئوليت كردند و اصلا جوابگو نيستند. اين مساله خيلي مشكوك است و انسان احساس خطر مي كند. به ما مي گويند براي ملاقات بايد از دادستاني مجوز داشته باشيد. مگر نگفتند كه گنجي دارد بقيه محكوميتش را مي گذراند. اين يعني يك زنداني عادي است كه مانند سايرين مرخصي و ملاقاتش و تمام مسائل داخل زندان بر عهده مسئول زندان آقاي خان ميرزادي است. ولي ايشان خودش را كنار كشيده و اصلا پاسخگو نيست. اين نشان مي دهد يك وضعيت حاد براي گنجي ايجاد شده و هيچ كس جرات نمي كند در اين مورد دخالت كند يا صحبتي كند. همه را به مرتضوي ارجاع مي دهند. من احساس خطر مي كنم و مي گويم آقاي مرتضوي جواب من را بده. چرا گنجي ملاقات ندارد؟ چرا هيچ خبري از گنجي نيست؟ چرا خلاف مذاكراتتان، توافقات صورت گرفته گنجي را به جايي كه به خانه بفرستيد، براي سپري كردن دوره نقاحت به زندان فرستاديد؟ مگر محيط زندان محيط خوبي براي يك بيمار است كه بتوان از و نگهداري و پرستاري شود؟ گنجي كه 70 روز اعتصاب غذا بوده، 30 كيلوگرم وزن كم كرده، سه بار بحران مرگ را پشت سر گذاشته به گفته پزشكان بيمارستان و بار آخر مرگش حتمي بوده، اين شخص بايد دوران نقاحتش را در زندان طي كند؟

م . م: خانم شفيعي شما اخيرا با نامه اي به كوفي عنان خواستيد براي آزادي آقاي گنجي تلاش كنند. تا چه حد خوشبين هستيد؟

معصومه شفيعي: من هميشه آدم خوشبيني بودم و هستم. گنجي فردي نيست كه اينها بتوانند به راحتي از شر او خلاص شوند. اگر يك همچين چيزي مد نظرشان است، بايد بدانند كه هزينه زيادي برايشان دارد. من كاملا از مسئولان داخل نااميد شدم، به خاطر اين كه اينها مسئوليني هستند كه قدرت دارند، ولي متاسفانه بر خلاف قانون اصلا پاسخگو نيستند. هر كاري دلشان بخواهد انجام مي دهند، بدون اين كه خودشان را در مقابل مردم پاسخگو بدانند. من تا جايي كه از دستم بربيايد و در اين زمان كه آقاي احمدي نژاد به نيويورك رفتند، تلاشم را مي كنم كه هر طوري شده آقاي كوفي عنان ايشان را مستقيم تحت سئوال قرار دهند كه چه بلايي سر گنجي آوردند و برنامه شان براي گنجي چيست و براي سازمان هاي بين المللي هم باز هم نامه نگاري هايم را ادامه مي دهم. با اين كه از مسئولان داخلي نااميد شدم، ولي از سر استيصال باز هم به آنها نامه خواهم داد و تقاضا مي كنم به وضعيت گنجي رسيدگي كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 1:12  توسط داریوش   | 


چهار زندانی در ايران در خطر اعدام قريب‌الوقع هستند

فراخوان عفو بين‌الملل برای نجات جان ٤ زندانی

دفتر مرکزی عفو بین‌الملل روز دوشنبه ١٢ سپتامبر طی اعلامیه‌ای از خطر اعدام قریب‌الوقوع چهار مرد کرد در زندان ارومیه خبر داده و از همه هواداران خویش خواسته که به مقامات ایرانی نامه نوشته و خواهان نجات جان این افراد شوند. همچنين، دفتر عفو بین‌المل در امریکا از خطر اعدام جوان ٢٢ ساله‌ای در زندان اهواز به اتهامی نامعلوم خبر داده و خواهان تلاش عموم مردم برای نجات این جوان شده است.

ایران امروز - دفتر مرکزی عفو بین‌الملل روز دوشنبه 12 سپتامبر طی اعلامیه ای از خطر اعدام قریب‌الوقوع چهار مرد کرد در زندان ارومیه خبر داده و از همه هواداران خویش خواسته که به مقامات ایرانی نامه نوشته و خواهان نجات جان این افراد شوند. در همان روز، دفتر عفو بین المل در امریکا از خطر اعدام جوان 22 ساله‌ای در زندان اهواز به اتهامی نامعلوم خبر داده و خواهان تلاش عموم مردم برای نجات این مرد شده است. متن این دو اعلامیه به ترتیب در زیر آمده است.


اعدام قريب الوقوع

MDE 13/054/2005
UA 235/05
12 سپتامبر 2005
بيم اعدام قريب الوقوع
ايران

ابوبکر میرزایی قادری
عثمان میرزایی قادری
قادر احمدی
جهانگیر بادوزاده


بر اساس گزارش‌های رسیده ، چهار مرد کرد که نام‌های آنها در بالا آمده است در خطر اعدام قریب‌الوقوع قرار دارند. آنها در زندان ارومیه در غرب ایران بسر می برند.

سه نفر اول، از اهالی بوکان در استان آذربایجان غربی، ظاهرا به همکاری با حزب دمکرات کردستان ایران که یک گروه اپوزیسیون کرد می‌باشد، متهم شده‌اند. گفته‌ می شود که آنها جزو گروهی از سربازان ایرانی بوده‌اند که در سال 1984 توسط حزب دمکرات کردستان ایران دستگیر شده‌ و سپس به خاطر کرد بودن، آزاد شده‌اند. پس از این واقعه آنها مخفی شده‌اند، اما به نظر می رسد که در اوایل امسال به شهر بوکان بازگشته‌اند. مسئولان حکومتی از آنجاییکه حزب دمکرات کردستان این افراد را رها کرده‌ است، به همکاری آنان با این حزب مظنون شده‌ و اکنون پس از 21 سال، آنان را بازداشت کرده‌اند.

بر اساس گزارش‌های تایید نشده، فرد چهارمی نیز در زندان ارومیه بنام جهانگیر بادوزاده در خطر اعدام قریب‌الوقوع قرار دارد. اتهام این فرد روشن نیست.


زمينه اطلاعات


حزب دمکرات کردستان ایران هدف خود را "استقرار یک ایران فدرال دمکراتیک و احقاق حقوق ملی کردها در کردستان ایران" اعلام داشته و بیان می دارد که "هیچگونه تروریستی و ... بمب گذاری در اماکن عمومی را نمی‌پذیرد."


ناآرامی‌ها در مناطق کردنشین ایران بدنبال کشته شدن فعال اپوزیسیون کرد، شوان قادری، آغاز گشت. این ناآرامی ها به کشته شدن چندین نفر و دستگیری‌های وسیع از جمله دستگیری مدافعین حقوق بشر انجامیده است. در روز 3 سپتامبر، اسماعیل محمدی، فرد کردی که به فعالیت در حزب ممنوعه کومله متهم شده بود، در زندان ارومیه اعدام شد. ( برای جزئیات بیشتر به اعلامیه UA 236/03 و MDE 13/028/03 و متعاقب آن رجوع کنید.) یک فرد کرد دیگر بنام محمد پنجوانی نیز همزمان به خاطر فعالیت در گروه کردی به نام اگری سور اعدام شد. عفو بین‌الملل بیم آن دارد که مقامات ایرانی در مقابله با ناآرامی‌های اخیر به شدت اعدام زندانیان کرد بیافزایند.


پيشنهاد عمل: لطفا درخواست نامه هاي خود را هر چه سریعتر به زبان انگليسي، فارسي، عربي يا زبان خود (حاوي مضامين زير) ارسال کنيد:

-بیان نگرانی عمیق درباره چهار فرد نامبرده شده که در خطر اعدام اعدام قریب الوقوع هستند؛
- درخواست از رهبر کشور، آیت‌الله علی خامنه‌ای، که حکم اعدام را لغو نماید؛
-پرسش درباره جزئیات محاکمه این افراد، از جمله اتهامات مشخص آنان، اینکه آیا حق داشتن وکیل مستقلی به انتخاب خود را داشته اند، و اینکه آیا آنها اجازه درخواست دادرسی مجدد در مورد اتهامات و محکومیت خویش، چنانچه در ماده 14(5) میثاق حقوق مدنی و سیاسی تصریح شده، داشته‌اند.

درخواست فرستاده شود به: (لطفا توجه داشته‌ باشید که شبکه ای-میل در ایران درست کار نمی کند. اگر نامه شما برگشت خورد، لطفا صرف نظر از علت برگشت، آن را دوباره بفرستید.)

رهبر جمهوري اسلامي

عاليجناب آيت الله سيد علي خامنه‌اي
رياست جمهوري، خيابان فلسطين، چهارراه آذربايجان، تهران، جمهوري اسلامي ايران
نمابر: 98 21 649 5880 (لطفا بنویسید "به دفتر حضرت آیته العظمی خامنه‌ای در قم برسد.)
اي-ميل:
webmaster@wilayah.org (در جای موضوع بنويسيد: قابل توجه حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، قم)
عنوان مخاطب: حضرت


رئیس قوه قضائيه حضرت آيت الله محمد هاشمي شاهرودي
وزارت دادگستري، پارک شهر، تهران، جمهوري اسلامي ايران
اي-ميل:
lrjpr@iranjudiciary.org (در جای موضوع بنويسيد برسد به دست عاليجناب آيت الله شاهرودي)
عنوان مخاطب: حضرت


کپي در خواست به:سخنگوی مجلس
غلامرضا حداد عادل
مجلس شورای اسلامی
خیابان امام خمینی،
تهران، جمهوری اسلامی ایران
نمابر: 98 21 646 1746
عنوان مخاطب: جناب آقای

و نمايندگان معتبر سياسي ايران در کشور شما.

لطفا درخواست خود را هر چه سريعتر بفرستيد.





12 سپتامبر 2005
UA 236/05

مجازات اعدام / بیم اعدام قریب الوقوع
ایران

مهدی غریب خانیان غمرودی، سن حدود 22 سال

مهدی غریب خانیان غمرودی بر اساس گزارش های رسیده قرار است در روز 18 سپتامبر در شهر اهواز در جنوب ایران اعدام شود. حکم اعدام وی به نظر می رسد که به تایید شورایعالی قضایی در تهران رسیده است. رهبر کشور ایران، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، این قدرت را در اختیار دارد که در این مرحله فرد را مورد عفو قرار دهد.

مهدی غریب خانیان غمرودی بنا به گزارش‌های رسیده توسط نیروهای امنیتی در دسامبر 2004 دستگیر شده است. علت دقیق دستگیری وی مشخص نیست. باور بر این است که وی دسترسی به مدافع حقوقی نداشته و نتوانسته است درخواست دادرسی مجدد نماید.

زمینه اطلاعات

سازمان عفو بين الملل مخالف مجازات اعدام به عنوان عنوان بیرحمانه‌ترین، غیرانسانی ترین، و توهین‌آمیز ترین مجازات است که مجازاتی در جهت نقض اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي است که ايران به آن متعهد مي باشد. ماده 6 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي بيان مي دارد که در کشورهايي که مجازات اعدام لغو نشده صدور حکم اعدام جائز نيست مگر در مورد جدی‌ترین جنايات. ماده 14 همچنین حق دسترسی به مدافع حقوقی و دادرسی مجدد حکم توسط دادگاه بالاتر را تصریح می‌نماید.

پیشنهاد عمل: لطفا درخواست نامه هاي خود را با سرعت هر چه بيشتر (حاوي مضامين زير) ارسال کنيد:

- با این نکته شروع کنید که عفو بین‌الملل حقوق و مسئولیت‌های دولت ها را در اجرای عدالت برای کسانی که مرتکب جرم شده‌اند، به رسمیت می شناسد، اما مخالف مجازات اعدام به عنوان بیرحمانه‌ترین، غیرانسانی ترین، و توهین‌آمیز ترین مجازات است؛
- -از مقامات بخواهید که سریعا برای توقف اجرای حکم اعدام مهدی غریب خانیان غمرودی اقدام کنند، و حکم اعدام او را لغو سازند؛
- در مورد جزئیات دادگاه وی بپرسید، از جمله اینکه آیا او دسترسی به مدافع حقوقی داشته و هیچگونه استینافی علیه حکم صادره داده شده است.


درخواست فرستاده شود به:

رهبر جمهوري اسلامي
عاليجناب آيت الله سيد علي خامنه اي
رياست جمهوري، خيابان فلسطين، چهارراه آذربايجان، تهران، جمهوري اسلامي ايران
نمابر: 98 21 649 5880 (لطفا بنویسید "به دفتر حضرت آیته العظمی خامنه‌ای در قم برسد.)
اي-ميل:
info@wilayah.org (در خط مربوط به موضوع بنويسيد: قابل توجه حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، قم)
عنوان مخاطب: حضرت



رئیس قوه قضائيه
عاليجناب آيت الله محمد هاشمي شاهرودي
وزارت دادگستري، پارک شهر، تهران، جمهوري اسلامي ايران
تلگرام: رياست قوه قضاييه، تهران، جمهوري اسلامي ايران
فاکس: 98 21 879 6671 ) غير قابل اطمينان، لطفا بنويسيد برسد به دست مدير امور بين المللي، قضائي)
اي-ميل:
lrjpr@iranjudiciary.org ( دفتر روابط عمومي دادگستري، لطفا بنويسيد برسد به دست عاليجناب آيت الله شاهرودي)
عنوان مخاطب: عاليجناب


کپي در خواست به:

ایران در حال حاضر در کشور امریکا نمایندگی ندارد. در عوض، کپی درخواست را به آدرس زیر بفرستید:

دفتر حفاظت منافع ایران
Iranian Interests Section
2209 Wisconsin Ave NW
Washington DC 20007
Phone: 202 965 4990
Fax: 202 965 1073


لطفا هر چه زودتر درخواست های خود را بفرستید. برای فرستادن درخواست‌ها پس از 18 سپتامبر با دفتر عفوبین‌الملل در کلرادو تماس بگیرید.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 20:35  توسط داریوش   | 

چهار زندانی سياسی در اعتصاب غذا

پيام زندانيان سياسی اعتصابی در زندان رجائی شهر كرج
 


به گزارش واحد اطلاع رسانی حزب دمكرات ايران، بينا داراب زند، بهروز جاويد تهرانی، حجت زمانی و ولی فيض مهدوی چهار زندانی سياسی در زندان رجائی شهر كرج دست به اعتصاب غذا زده اند.
اين چهار تن در پيامی از زندان اعلام كرده اند كه خواهان اجرای اعلاميه جهانی حقوق بشر در ايران هستند. يهروز جاويد تهرانی اولين زندانی سياسی بود كه دست به اعتصاب غذا زد. او پس از تبعيد از زندان اوين به اين زندان، از روزسه شنبه هشت شهريور اعتصاب خود را شروع كرد.
پس از او، بينا داراب زند از 13 شهريور اعلام كرد كه می خواهد دست به اعتصاب غذا بزند. او ضمن حمايت از بهروز جاويد تهرانی، اعتراض به نقض حقوق زندانيان، عدم تفكيك زندانها و پرونده سازی عليه خود از طرف مسئولان زندان را از دلايل اعتصاب خود اعلام كرد. اما گفت با ابن كار خواهان اجرای اعلاميه جهانی حقوق بشر در ايران است.
هنوز از اعتصاب غذای بينا داراب زند 4 روز نگذشته بود كه حجت زمانی و ولی فيض مهدوی از روز17 شهريور ماه، دست به اعتصاب غذا زدند.

بينا داراب زند، بهروز جاويد تهرانی ، حجت زمانی و ولی فيض مهدوی كميته اعتصاب غذای زندان رجائی شهر را تشكيل داده اند و در پيام خود از زندان رجائی شهر از "كميته دانشجوئی دفاع از زندانيان سياسی به مسئوليت حسن زارع زاده اردشير" خواسته اند تا سخنگويی "كميته اعتصاب غذای زندانيان سياسی در زندان رجائی شهر" را بر عهده بگيرند.
خواسته های "كميته اعتصاب غذای زندانيان سياسی در زندان رجائی شهر" به شرح زير است.

اجرای قانون طبقه بند زندانها و تفكيك جرايم
انتقال همه زندانيان سياسی به زندان اوين و رسيدگی عادلانه به پرونده آنها
آزادی كليه اسيران سياسی از زندانهای رژيم
اجرای كامل مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 5:25  توسط داریوش   |