تبليغاتX
دموکراسی و حقوق بشر

دموکراسی و حقوق بشر

سیاسی اجتماعی فرهنگی

kurds-soldiers_sq سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان ايران فهرستي از اسامي زندانيان سياسي كرد را منتشر كرد
سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان ايران فهرستي از اسامي زندانيان سياسي كرد را منتشر كرده و از مراجع داخلي و خارجي خواهان توجه به وضعيت اين زندانيان شده است. محمدصديق كبودوند دبير اين سازمان در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: ليستي كه ارائه شده شامل 35 تن از زندانيان سياسي فقط در دو زندان اروميه و سنندج است. البته اين ليست كامل نيست و در برگيرنده همه زندانيان سياسي دو زندان مذكور هم نيست. آقاي كبودوند مي گويد: از اين 35 نفر حدود 15 نفرشان به علت ارتباط يا وابستگي با حزب دموكرات كردستان ايران زنداني هستند كه البته دو تن از آنها اعدام شدند و يازده تن ديگر به علت ارتباط و وابستگي به سازمان كموله بودند، دو تن در ارتباط با سازمان خواد و دو تن در ارتباط با سازمان مجاهدين خلق دستگير و زنداني شدند، سه چهار نفر از اين افراد هم به اتهام جاسوسي براي دولت عراق زنداني هستند 
 
مينا بهارمست (راديو فردا): سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان ايران فهرستي از اسامي زندانيان سياسي كرد را منتشر كرده و از مراجع داخلي و خارجي خواهان توجه به وضعيت اين زندانيان شده است. محمدصديق كبودوند دبير اين سازمان در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:

محمدصديق كبودوند: ليستي كه ارائه شده شامل 35 تن از زندانيان سياسي فقط در دو زندان اروميه و سنندج است. البته اين ليست كامل نيست و در برگيرنده همه زندانيان سياسي دو زندان مذكور هم نيست. بر اساس اطلاعات ما در زندان سنندج افراد ديگري هستند كه هنوز اطلاعات ما درباره آنها كامل نشده و بر اساس آن ما مي توانيم بگوييم در زندان هاي ساير شهرهاي كردستان و همينطور همدان، زنجان، تبريز، مراغه، نهاون، خرم آباد، كرج و تهران و حتي بندرعباس تعداد ديگري از زندانيان سياسي كرد هستند كه اطلاعات ما در خصوص آنها هنوز كامل نشده.

م . ب: اين افراد در چه ارتباط و به چه دلايلي زنداني شدند؟

محمدصديق كبودوند: از آن 35 نفري كه ما ليست كرديم، حدود 15 نفرشان به علت ارتباط يا وابستگي با حزب دموكرات كردستان ايران زنداني هستند كه البته دو تن از آنها اعدام شدند و يازده تن ديگر به علت ارتباط و وابستگي به سازمان كموله بودند. دو تن در ارتباط با سازمان خواد و دو تن در ارتباط با سازمان مجاهدين خلق دستگير و زنداني شدند. سه چهار نفر از اين افراد هم به اتهام جاسوسي براي دولت عراق زنداني هستند.

م . ب: وقتي شما مي گوييد به جرم وابستگي به حزب دموكرات كردستان يا سازمان هاي ديگر منظور اين است كه فقط به جرم وابستگي به اينها اعدام شدند يا گفته شده دست به كارهاي خاصي زدند.

محمدصديق كبودوند: احزاب سازمان هاي سياسي كرد در اوايل انقلاب يك اهدافي داشتند و پس از آنكه با جمهوري اسلامي در تقابل قرار گرفتند، ناچار شدند برخي از آنها به شيوه هاي چريكي روي بياورند. در همان ايام دادگاه هاي موسوم به انقلاب اسلامي داير شده بود كه با شدت عمل زيادي نيروهاي اين احزاب را پس از دستگيري مجازات و حتي اعدام مي كردند. در سال هاي پس از آن هم هركس و هر نيرويي كه متهم به ارتباط با اين احزاب مي شد، از نظر دادگاه انقلاب محارب با نظام بود و مجازات سختي را بايد متحمل مي شد. دادگاه هاي انقلاب منطبق با موازين پذيرفته جهاني نيست. اين دادگاه ها غيرعلني برگزار مي شود، يك نفر همزمان بازپرس، دادستان و قاضي است و متهمان از حق داشتن وكيل محروم هستند و حتي حقوق بنيادي متهمان رعايت نمي شود.

م . ب : هيچ سازمان و نهاد حقوق بشري داخلي و خارجي در اين مورد موضع گيري كردند يا خير؟

محمدصديق كبودوند: تاكنون هيچ نهاد و شخصيتي نسبت به وضعيت زندانيان سياسي كرد هيچ نوع اظهارنظري نكرده و نهادها و مراجع حقوق بشري ايراني هم متاسفانه با توجه به اتفاقاتي كه در كردستان افتاد، باز هم سياست سكوت را در پيش گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 21:56  توسط داریوش   | 

ضرورت اقدام ضرورى و فورى

اطلاعيه سازمان حقوق بشر اهواز در مورد دستگيری های گسترده در خوزستان
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

چهارشنبه ۶ مهر ١٣٨۴ – ٢٨ سپتامبر ٢٠٠۵


سازمان عفو بين الملل
سازمان حقوق بشرجهانى وابسته به سازمان ملل
سازمان عربى دفاع از حقوق بشر
كليه سازمانهاى مدافع از حقوق بشردر ايران
كليه سازمانهاى بشر دوست در جهان


بر خلاف قوانين ومقررات بين المللی و نيز برخلاف ماده 5 ميثاق حقوق بشر جهانى كه شكنجه به هر نوع آن ومجازات انسانها و تجاوز به حريم آنها را ممنوع كرده و آنچه در قانون اساسى جمهورى اسلامى در ماده 32 ذكر شده، که دستگيرى افراد بايد با مجوز دادگاهاى صالحه صورت گيرد وپرونده دستگير شده حداكثر تا 24 ساعت به دادگاه صالحه ارسال شود و محاكمه متهم در اسرع وقت انجام گرفته و طبق قوانين مجازات شود- نيروهاى امنيتى و افراد لباس شخصى وابسته به حکومت جمهورى اسلامى حمله و يورشهاى بى سابقه اى را به خانه هاى فرزندان ملت عرب اهواز انجام داده ومى دهند و به دنبال آن، افراد زيادى را دستگير و روانه زندان کردند. يورشهاى حكومت به افراد سياسى و فرهنگى، بعد از شورش و قيام ملت عرب در 15 اپريل سال جارى و اعتراضات و تظاهرات بعد از آن شدت چندانى گرفت كه حتى شامل فرهنگيان و افراد عادى شد.
حكومت جمهورى اسلامى، جهت زهر چشم گرفتن از فرزندان ملت عرب و سياست پاكسازى نژادى و قومي- در روزها و هفته هاى گذشته اعدامهاى هيستريك و خلق الساعه ای در ميدانها و در ملأ عام انجام داد.
در هفته های گذشته، دو نفراز هموطنان ما ظاهراً به علت سرقت در ميدانهاى شهر اعدام شدند. همينطور، آقايان عماد باوى و هانى باوى كه در تاريخ 11 سبتامبر 2005 دستگير و زندانى شدند و از وضعيت بد بهداشتى ودرمانى شكايت مى كنند. كودك 12 ساله، جاسم سوارى بدست مأموران امنيتى حكومت جمهورى اسلامى بهلاكت رسيد. روزنامه محلی همسايه ها بعلت افشاى دستگيرى حميد قاطع پور با خطربسته شدن مواجه است.
در دو هفته گذشته مجدداَ افراد ديگرى از فرزندان ملت ما دستگير و روانه زندان شدند كه در بين آنها روشنفكر، فرهنگى، دانش آموز ، دانشجو و غيره است و علت دستگيرى همگی فقط به سبب اعتقادات ملى و عشق به فرهنگ ملت خود است. سازمان ما توانست جزئى از نامهاى دستگير شدگان را بدست آورد كه بشرح زبر است:

1- حميد گاطع پور، رئيس اداره آموزش و پرورش منطقه 2 اهواز
2- ريسان سوارى
3- محمدعلى سوارى
4- محمد حزباوى
5- حميد عفراوى
6- على حلفى
7- حبيب حلفى
8- احمد عفراوى
9- محمد عبيات ، حميديه
10- عبدالله عبيداوى
11- غالب منابى
12- عبدالساده آلبوغبيش
13- ريسان سوارى
14- عماد رفيعى ، آموزگار ، تاريخ دستگيرى 10.08.2005 در شهر اهواز
15- طارق عبيات ، از اهالى خشايار شهر اهواز
16- جعفر سوارى ، كوت عبدالله
17- ناصر منبوهى ، حميديه
18- حاتم عبيات

ما به نام سازمان حقوق بشر اهواز از سازمان عفو بين الملل و كميته حقوق بشر وابسته به آن وهمه سازمانها و مجامع انسان دوست و مدافع از حقوق بشر- افراد و سازمانهای مترقی و مدافع حقوق بشر ايراني- در خواست مى كنيم جهت آزادى سريع اين زندانيان وهمه زندانيان سياسى ملت عرب اهواز و حفظ جان آنها اقدام و دخالت سريع كنند و از راه هاى ديبلماسى به حكومت جمهورى اسلامى در اين زمينه فشار بياورند.

سازمان حقوق بشر اهواز

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 16:12  توسط داریوش   | 

جای بسياری از زندانيان در ليست انجمن حمايت از زندانيان خالی است

روابط عمومی جبهه ی دموکراتيک ايران
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

دوشنبه ۴ مهر ١٣٨۴ – ٢۶ سپتامبر ٢٠٠۵


با وجود زحمات بی دريغ و تلاش های شبانه روزی دوستان در انجمن حمايت از زندانيان ، كه منجر به دستور رئيس قوه قضائيه برای اعاده دادرسی ـ بررسی مجدد ـ پرونده های قضايی تعدادی از زندانيان ـ به ويژه زندانيان سياسی و عقيدتی ـ و رفع حقوق ضايع شده انسانی 34 نفر از زندانيان شد ، متاسفانه نام تعداد بسياری از زندانيان سياسی و عقيدتی جا مانده است كه جهت اطلاع و يادآوری و هرگونه اقدام مقتضی ، به آگاهی می رساند.
1- صادق سيستانی : اين زندانی كه در اوايل دهه 70 به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين به حبس ابد محكوم گرديده و سالهاست كه در زندان اوين با بيماری های مختلفی دست و پنجه نرم می كند. خانواده اين زندانی كه ساكن ساری می باشند جهت ملاقات با وی ،با مشكلات عديده ای مواجه می شوند. اين زندانی در طول تحمل زندان هيچگاه نتوانسته از مرخصی استفاده نمايد.
2- جعفر اقدامی :اين زندانی از سال 1380 دستگير و پس از سپری كردن مدت شش ماه در سلول های انفرادی 209 و يك سال و نيم ديگر در بند های حفاظتی ـ عمومی 209 به زندان رجائی شهر منتقل گرديده است.اتهام وی هواداری از سازمان مجاهدين عنوان شده و به همين اتهام به شش سال حبس محكوم گرديده است.اين زندانی نيز تا كنون موفق نشده به مرخصی رود.
3- سعيد ماسوری : اين زندانی در سال 79 به اتهام همكاری با سازمان مجاهدين به حكم اعدام محكوم شده است. وی كه از ورزشكاران مطرح در رشته های تنيس روی ميز و شناوژيمناستيك ميباشد ، از ناحيه دستگاه گوارشی بشدت رنج می برد. با وجودی كه اين زندانی در اواخر سال 1380 پس از تحمل ماه های طولانی در سلولهای انفرادی به بند عمومی ـ بند های سه و يك ـ اعزام گرديد ، اما در پائيز سال 1383 بار ديگر به بازداشتگاه 209 ـ ويژه وزارت اطلاعات ـ تبعيد شد. خانواده اين زندانی در خرم آباد زندگی می كنند كه هر هفته برای ملاقات مجبور به پيمودن اين راه طولانی می شوند. اين زندانی نيز تاكنون نتوانسته از مرخصی استفاده نمايد.
4- غلامحسين كلبی : اين زندانی نيز همراه با سعيد ماسوری دستگير گرديده و به حكم اعدام محكوم گرديده است. او نيز از ورزشكاران بنام استان خوزستان در رشته فوتبال بوده است و از ناحيه چشم و دستگاه گوارش به شدت رنج می برد. خانواده اين زندانی نيز كه اهل خوزستان می باشند ، برای ملاقات های هفتگی مجبور به پيمودن اين مسافت طولانی می گردند. اين زندانی نيز تاكنون از مرخصی استفاده نكرده و اكنون در بند 350 ـكارگری ـ زندان اوين تحمل حبس می كند.
5- حجت زمانی : اين زندانی نيز به اتهام همكاری با سازمان مجاهدين به سه مرتبه اعدام محكوم گرديده و از سال 1379 تا اوايل 1383 در بازداشتگاه 209 ـ ويژه وزارت اطلاعات ـ بسر برده است. در طول تحمل حبس در بازداشتگاه 209 مدت طولانی در سلولهای انفرادی بوده است. اين زندانی در بند 6 زندان رجايی شهر ـ بند محكومين شرارتی و زندانيان از نوع خطرناك ـ بسر می برد. او نيز تاكنون نتوانسته از مرخصی استفاده نمايد.
6- افشين بايمانی : در سال 1379 به اتهام همكاری با سازمان مجاهدين ، ابتدا به اعدام و سپس به زندان ابد محكوم گرديد. او نيز در تابستان 1383 از بند عمومی زندان اوين به زندان رجايی شهر تبعيد گرديد. اخيرا نيز زندانبانان برای وی پرونده سازی كرده اند . با وجوديكه قرار بود اين زندانی با سپردن وثيقه به مرخصی اعزام گردد ، اما تاكنون از اعزام اين زندانی به مرخصی ممانعت به عمل آمده است.شايان ذكر است كه برادر اين زندانی در درگيری با نيروهای امنيتی از دست رفته و اين زندانی هيچ ارتباطی با سازمان نداشته است.
7- ولی الله فيض مهدوی : اين زندانی نيز به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين به اعدام محكوم گرديده است .محكوميت اين زندانی به تاييد ديوان نيز رسيده است. اين زندانی در سال 1379 دستگير و در طول دوران بازداشت زندان های مختلفی چون ،اوين ،بازداشتگاه 209 ، ديزل آباد و زندان رجايی شهر بسر برده است . خانواده اين زندانی در همدان زندگی می كنند . به علت دوری مسافت ، اين زندانی از ملاقات محروم گشته است. او نيز تاكنون از مرخصی استفاده نكرده است. بيماری های قلبی و كبد بشدت او را آزار می دهد.
8- بهنام وفا سرشت: اين زندانی از سال1381 مدت طولانی را در بازداشتگاه های 209 و بند 325 ويژه حفاظت و اطلاعات سپاه بسر برده است . اگرچه در چند ماه اخير اين زندانی از قانون ّ رای باز ّ استفاده می كرد اما مدتی است كه وی را ممنوع المرخصی كرده اند.
9- رضا عامری : اين زندانی در سال 1378 به اتهام عضويت در گروه ّمهدويت ّ و اقدام به ترور ‘ رازينی ‘ ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محكوم گرديد.اين زندانی در دوران بازجويی و مدت طولانی تحمل انفرادی فرزند دخترش را از دست داده است.قابل ذكر است كه از گروه موسوم به ‘ مهدويت ‘ آيت الله ميلانی در اثر بيماری و فشارهای بازجوئی وفات و كليه متهمين آن ـ به غير از اين زندانی ـ آزاد شده اند. اين زندانی در طول مرخصی های يك هفته در ميان ثابت كرده است كه آزادی او هيچ مشكلی درست نخواهد كرد.اين زندانی مدتی است كه از قانون رای بازی استفاده كرده و هم اكنون در زندان خورين ورامين می باشد.
10- عليرضا كرمی خير آبادی : اين زندانی به اتهام هواپيما رباعی از سال در زندان های عراق ، اردن و اوين تهران و رجايی شهر در كرج بسر می برد . او نيز سالهای متمادی است كه زير حكم اعدام قرار دارد. او در طول مدت حبس ، دچار حملات قلبی و سكته مغزی گرديده است . اين زندانی نيز اهل گچسر بوده و به علت طولانی بودن مسير ، سالی يك مرتبه نمی تواند خانواده اش را ملاقات نمايد . او نيز تاكنون از مرخصی محروم مانده است.
11- خليل شالچی : اين زندانی در سال 1381 ، به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين دستگير و پس از مدتی با قرار وثيقه از زندان اوين آزاد گرديد. اين زندانی با بيش از 60 سال سن و بيماری های آزار دهنده ، به 15 سال حبس محكوم گرديده است.او نيز چند ماهی است كه برای تحمل حبس طولانی خود در زندان اوين بسر ميبرد.
12- ابراهيم مومنی : اين زندانی در ابتدا به اتهام جاسوسی و سپس به اتهام همكاری با سازمان مجاهدين به 10 سال حبس محكوم گرديده است و در طول مدت حبس به زندان های اوين ، بازداشتگاه 59 سپاه ، ديزل آباد و... منتقل گرديده و حدود يكسال است كه در زندان اوين می باشد. بيماری از ناحيه كبد ، معده و بيماری های روحی و روانی كه نتيجه فشار های بازجوئی و ... بشدت وی را عذاب ميدهد.
13- مهران كوثری : اين زندانی به اتهام داشتن دين بهائيت به يك سال حبس محكوم گرديده است كه نيمی از حبس خود را پشت سر گذارده و ميتواند از آزادی مشروط استفاده نمايد.
14- مصطفی جوكار : اين زندانی از نويسندگان و روزنامه نگاران می باشد كه تا كنون كمتر نهاد حقوق بشری از وی دفاع نموده است.اين زندانی چند ماهی است كه در زندان اوين ، در بلاتكليفی بسر ميبرد.
15- رضا گل پور : اين زندانی نيز از مامورين وزارت اطلاعات بوده كه به دليل انتشار كتاب ‘ شمول اشباح ‘ دستگير و سه ماه در سلول های انفرادی 209 بسر برده است.
16- حسين غضنفری : اين زندانی سه ماه در سلول های انفرادی 209 به علت تماس با شبكه های ماهواره ای خارج از كشور دستگير و چند روزی است كه در بند 350 كارگری ، در بلاتكليفی است.
17- مهدی سنجری باف ـ كيانوش ـ : اين زندانی در چند سال اخير چندين مرتبه دستگير گرديده و با پشت سر گذاردن دوره های مختلف در زندان های گوناگون ، اينك حدود سه ماه است كه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات ـ209 ـ بسر ميبرد. هيچ اطلاعی از چگونگی نگهداری وی در دست نيست.
18- عليرضا شريعت پناه : اين زندانی نيز به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين در دهه 70 و 80 چندين مرتبه دستگير و آزاد گرديده است . اين زندانی حدود سه ماه است كه به علت تجمع برای آزادی زندانيان سياسی در مقابل زندان اوين ، در منزل دستگير شده و اطلاع دقيقی از وی در دست نيست.همچنين قابل ذكر است كه اين زندانی از سلامت جسمی كاملی برخودار نمی باشد.
19- هاشم شاهين نيا : اين زندانی نيز در سال 1379 به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين دستگير و در سال 1382 با پرداخت جريمه از زندان اوين آزاد گرديد. اين زندانی نيز به علت شركت در تجمع مقابل زندان اوين بازداشت و حدود 3 ماه است كه از او اطلاعی در دست نيست.
20- بهرام مشهدی : اين زندانی نيز به اتهام داشتن دين بهائيت حدود دو ماه است كه در زندان اوين ، در بلاتكليفی بسر می برد.
21- رضا ملك : اين زندانی كه سابقا از مديران و ماموران برجسته وزارت اطلاعات بوده است و به اتهام انتشار نامه رسوا گری 80 صفحه ای به 12 سال حبس محكوم گرديده است.اين زندانی چهار سال از حبس خود را در سلول های انفرادی و بند ويژه وزارت اطلاعات سپری كرده و هم اكنون نيز در همان بند ـ 209 ـ ميباشد.او نيز تاكنون در طول تحمل حبس از مرخصی استفاده نكرده است.
22-جمشيد امينی : اين زندانی كه از پزشكان مطرح و فرماندهان ارتش بوده به اتهام واهی جاسوسی ابتدا به اعدام و سپس به 14 سال حبس محكوم گرديد. مدارك و اسناد قابل ملاحظه ای كه نشان از شكنجه شدن وی دارد در دست ميباشد. لازم به ذكر است كه اين زندانی توانست با ارائه اسناد و مدارك ، شكنجه را به اثبات رسانده و مامور بازجوی بند 36 ـ بند ويژه حفاظت و اطلاعات ارتش ـ را محكوم نمايد. اما اين اسناد نتوانست در دادگاه غير قانونی و حكم صادره تغييری ايجاد نمايد. اين زندانی مدتی است كه به دليل تاراحتی از ناحيه كليه در بيمارستان بستری است.
23- محمد حسين قاسمی : اين زندانی نيز از خلبانان مطرح و زبردست نيروی هوايی بوده است كه به اتهام واهی جاسوسی برای سازمان سيا به تحمل 15 سال حبس محكوم گرديده است.وی از سال 1378 به مدت دو سال در انفرادی و زير شكنجه های شديد روحی و جسمی قرار گرفته است. با توجه به اين كه اين زندانی از مرخصی ماهانه استفاده مينمايد ، آزادی وی هيچ مشكلی ايجاد نخواهد كرد.
24- يوسف شفيعی : اين زندانی نيز كه بيش از 70 سال دارد، به اتهامات نا مفهومی به حبس ابد محكوم گرديده است. وی نيز كه مدرس و استاد فرماندهی جنگ و مديريت ارتش است از سال 1379 تاكنون در زندان بسر می برد.او نيز از بيماری های پوكی استخوان ، آرتروز گردن ,... بشدت رنج می برد.
25- عليرضا بهبودی :اين زندانی كه به اتهام همكاری در فرار مسعود رجوی و بنی صدر ، به 5 سال زندان محكوم گرديده است شديدا در بازداشتگاه 36 ارتش مورد شكنجه و بازجوئی قرار گرفته است. اين زندانی از سال 1382 در زندان بسر ميبرد.وی نيز به علت فشارهای جسمی و عصبی در طول مدت بازجوئی به بيماری های عديده ای مبتلا گرديده است.
26- حميد پور مند : اين زندانی كه پس از تغيير دين به مسيحيت روی آورده و به تبليغ آيين مسيحيت تحت عنوان كشيش در يكی از كليسا ها می پرداخت ، دستگير و اكنون در بند 350 زندان اوين در بلاتكليفی بسر می برد.
و بسياری از زندانيان سياسی كه تاكنون اطلاعی از وضعيت آنها در دست نيست. اين افراد به علت عدم ارتباط از دايره شناخت ما خارج بوده و در زندانهای گوناگون كشور پراكنده اند .
توضيح اينكه هيچ يك از زندانيان نامبرده نتوانسته اند از داشتن وكيل و داشتن محاكمه قانونی برخوردار گردند. لذا جبهه دمكراتيك ايران ـ روابط عمومی ـ ضمن تشكر و قدر دانی از دوستان در انجمن حمايت از زندانيان ، ياد آوری می نمايد كه بسياری از خانواده های اين نوع زندانی در سر تا سر كشور ـ به علت حضور اعضای نان آور خانواده در زندان ـ در وضعيت مالی نامناسبی قرار دارند كه حمايت از آن خانواده ها ،از وظايف قوه قضاييه است. اما تاكنون دستگاه های قضايی از انجام وظيفه در اين زمينه خود داری نموده اند.
ضمنا از كليه هم ميهنانی كه از وجود ساير زندانيان سياسی كه در اقصی نقاط كشور به اتهامات عقيده ، بيان و قلم بازداشت يا محكوم گرديده اندو اطلاع رسانی در مورد آنها صورت نگرفته است ، درخواست مينمايد كه نسبت به معرفی دقيق آنها به اين واحد از جبهه دمكراتيك ايران، به آدرس ذيل اطلاع رسانی نمايند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 21:25  توسط داریوش   | 

اطلاعيه عفو بين‌الملل درباره بازداشت سه فعال سياسی در اهواز


اطلاعيه عفو بين‌الملل درباره بازداشت سه فعال سياسی در اهواز
بازداشت سه فعال سياسی


MDE 13/059/2005
UA 252/05
23 سپتامبر 2005

بازداشت در قرنطینه*/بیم شکنجه و آزار

حمید قاطع پور، آموزگار
عماد رفیعی، آموزگار
محمد حزباوی (به نام حزبایی زاده نیز شناخته می‌شود)، سردبیر روزنامه

حمید قاطع‌پور، عماد رفیعی و محمد حزباوی (که با نام حزبایی زاده نیز شناخته شده است)، اعضای حزب اقلیت عرب ایران، بر اساس گزارش های رسیده در شهر اهواز یا حومه آن در بازداشت بسر می‌برند. این افراد در قرنطینه* در مکان نامعلومی بوده و گفته می‌شود که در معرض خطر شکنجه یا آزار قرار دارند.

عماد رفیعی، آموزگار، در روز 10 آگوست بازداشت شد. حمید قاطع، آموزگار، در حوالی 17 سپتامبر در ناحیه 2 شهر اهواز دستگیر شد. محمد حزباوی، سردبیر روزنامه محلی "همسایه‌ها" در 18 سپتامبر دستگیر شد. هنوز هیچ جرمی برای سه فرد نامبرده مشخص نشده است.

تنش در میان جمعیت عرب از ماه آپریل، پس از شایعات مربوط به برنامه دولت برای انتقال عرب‌ها به دیگر مناطق ایران به منظور اجبار آنان به رها کردن هویت عربی ایشان شدت گرفت. از آن زمان، صدها عرب ایرانی بازداشت شده‌اند. (به عنوان نمونه رجوع کنید به UA 91/05, MDE 13/014/2005، 18 آپریل 2005، و UA 222/05, MDE 13/048/2005، 26 آگوست 2005.) تنها در طول چند هفته گذشته، حدود 250 نفر بازداشت شده‌ اند. افراد بازداشت شده شامل روزنامه نگاران، وکیل‌ها، رهبران قبیله ها، دانشجویان و مدافعین حقوق بشر برجسته هستند.


زمينه اطلاعات

جامعه عرب بطور عمده در منطقه خوزستان زندگی می‌کند که هم مرز با عراق است. این منطقه از نظر اشتراتژیک دارای اهمیت است، زیرا منابع نفت ایران در آنجا قرار دارد. مردم عرب احساس می‌کنند که به اندازه مردم فارس از درآمد نفت سهم نمی‌برند؛ آنان در طول تاریخ همواره در حاشیه و مورد تبعیض بوده‌اند، و از جمله حق آموزش به زبان خود را ندارند.

در یک مصاحبه رسانه‌ای در 9 آگوست 2005، میلون کوتهری، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد درزمينه حق مسکن مناسب، بیان داشت که صدها هزار نفر ساکنین منطقه اطراف اهواز از روستاهای خود انتقال داده شده‌اند تا پروژه‌های بزرگ دولتی در منطقه صورت پذیرد. آنان معمولا دسترسی محدود به ابتدایی‌ترین امکانات از جمله آب تمیز، فاضلاب بهداشتی، برق و گاز داشته و از حق مسکن و زمین در سطح پایین برخوردارند.

افزون بر آن، دولت مشغول ساختن شهرهای جدیدی در منطقه خوزستان بوده و جمعیت نوینی از استان‌های دیگر برای کار و زندگی بدانجا می‌آورد. میلون کوتهری نمونه‌ای از شهر شیرین‌شاه نقل کرد که اکثر مردمی که بدانجای می‌آیند، از استان یزد و غیرعرب‌تبار هستند.

در 14 آگوست، گفته می‌شود که دولت ایران، انگلستان و امریکا را متهم به تحریک برخوردهای قومی در میان اقلیت های عرب و کرد کشور نموده است.


پيشنهاد عمل: لطفا درخواست نامه هاي خود را هر چه سریعتر به زبان انگليسي، فارسي، عربي يا زبان خود (حاوي مضامين زير) ارسال کنيد:


-نگرانی عمیق درباره امنیت حمید قاطع پور، عماد رفیعی و محمد حزباوی، که گزارش شده در قرنطینه بوده و در معرض خطر شکنجه و آزار قرار دارند، بیان دارید.
- از مقامات کشور درخواست کنید محل بازداشت آنان روشن شده و آنان فوری آزاد شوند، مگر آنکه سریعا مورد مشخص اتهام کیفری علیه آنان روشن شود.
- از آنان بخواهید که برای این افراد سریعا امکان دسترسی به وکیل، خانواده هایشان ، و درصورت نیاز به مترجمین و درمان بهداشتی، فراهم سازند.
- از مقامات بخواهید که به شما اطمینان دهند که این افراد در طول بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار نمی‌گیرند.
- به مقامات یادآوری نمایید که اعتراف گرفتن زیر فشار توسط ماده 38 قانون اساسی ایران ممنوع است که بیان می دارد " هر كٌونه شكنجه براي كٌرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است." و ایران یکی از کشورهای عضو میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است که ماده 7 آن بیان می‌دارد که "هیچ کس نباید مورد مجازات بیرحمانه، غیرانسانسی و توهین‌آمیز قرار بگیرد."

درخواست فرستاده شود به:

رهبر جمهوري اسلامي
عاليجناب آيت الله سيد علي خامنه اي
رياست جمهوري، خيابان فلسطين، چهارراه آذربايجان، تهران، جمهوري اسلامي ايران
نمابر: 98 21 649 5880 (لطفا بنویسید "به دفتر حضرت آیته العظمی خامنه‌ای در قم برسد.)
اي-ميل:
webmaster@wilayah.org
عنوان مخاطب: حضرت

رئیس قوه قضائيه
حضرت آيت الله محمد هاشمي شاهرودي
وزارت دادگستري، پارک شهر، تهران، جمهوري اسلامي ايران
اي-ميل:
lrjpr@iranjudiciary.org (در جای موضوع بنويسيد برسد به دست عاليجناب آيت الله شاهرودي)
عنوان مخاطب: حضرت

کپي در خواست به:
سخنگوی مجلس
غلامرضا حداد عادل
مجلس شورای اسلامی
خیابان امام خمینی،
تهران، جمهوری اسلامی ایران
نمابر: 98 21 646 1746

و نمايندگان معتبر سياسي ايران در کشور شما.

لطفا درخواست خود را هر چه سريعتر بفرستيد.


PUBLIC AI Index: MDE 13/059/2005
23 September 2005

UA 252/05 Incommunicado detention/Fear of torture or ill-treatment

IRAN Hamid Qate'Pour (m), teacher
Emad Rafi’i (m), teacher
Mohammad Hezbawi (also known as Hezbaee Zadeh) (m), newspaper editor

Hamid Qate’Pour, Emad Rafi’I and Mohammad Hezbawi (also known as Hezbaee Zadeh), members of Iran’s Arab minority, have all reportedly been detained in or around the city of Ahvaz, southwestern Iran. They are being held incommunicado at unknown locations and are reportedly at risk of torture or ill-treatment.

Emad Rafi’I, a teacher, was arrested on 10 August. Hamid Qate’Pour, also a teacher, was arrested around 17 September in Area 2 of Ahvaz city. Mohammad Hezbawi, the editor of Hamsayeha, a regional newspaper, was arrested on 18 September. The three are not known to have been charged with any offence.

Tension has mounted among the Arab population since April, after it was alleged that the government planned to disperse the country's Arab population or to force them to relinquish their Arab identity. Since then, hundreds of Iranian Arabs have been detained (See, for example, UA 91/05, MDE 13/014/2005, 18 April 2005 and UA 222/05, MDE 13/048/2005, 26 August 2005). In the last few weeks alone, approximately 250 people have been arrested. Those detained include prominent journalists, lawyers, tribal leaders, students and human rights activists.

BACKGROUND INFORMATION
The Arab community mainly lives in the Khuzestan region, which borders Iraq. It is strategically important because it is the site of much of Iran’s oil reserves. The Arab population do not feel they have benefited as much from the oil revenue as the Persian population; historically they have been marginalised and discriminated against, for instance being denied the right to an education in their own language.

In a media interview on 9 August 2005, UN Human Rights Special Rapporteur on the Right to Housing, Miloon Kothari noted that hundreds of thousands of inhabitants of the area around Ahvaz are being displaced from their villages in order to establish large-scale government development projects in the area. They are often granted only limited access to basic services such as clean water, sanitation, gas and electricity, as well as inferior housing and land rights.

Additionally, the government is building new towns in the Khuzestan region and is bringing in new people from other provinces to live and work there. Miloon Kothari cited the example of the town of Shirinshah, where most of the people are arriving from the Yazd province and are of non-Arab descent.

On 14 August, the Iranian government reportedly accused the UK and the USA of instigating the recent ethnic clashes involving the Arab and Kurdish minorities in the country.

RECOMMENDED ACTION: Please send appeals to arrive as quickly as possible, in Arabic, English or your own language:
- expressing concern for the safety of Hamid Qate’Pour, Emad Rafi’I and Mohammad Hezbawi, who are reportedly held in incommunicado detention and are at risk of torture or ill-treatment;
- calling on the authorities to reveal where they are detained, and release them immediately, unless they are promptly charged with a recognizably criminal offence;
- calling for them to be given immediate access to lawyers, their family, interpreters and medical treatment if necessary;
- seeking assurances that they are not being tortured or ill-treated in detention;
- reminding the authorities that confessions extracted under duress are prohibited by Article 38 of the constitution of Iran, which says that “All forms of torture for the purpose of extracting confession or acquiring information are forbidden,” and that Iran is a state party to the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR), of which Article 7 states that “No one shall be subjected to cruel, inhuman or degrading punishment.”

APPEALS TO:
Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei
The Presidency, Palestine Avenue, Azerbaijan Intersection
Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: + 98 21 649 5880 (please mark ‘For the attention of the Office of His Excellency, Ayatollah al Udhma Khamenei')
Email:
info@wilayah.org
Salutation: Your Excellency

Head of the Judiciary
His Excellency Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Ministry of Justice, Park-e Shahr, Tehran, Islamic Republic of Iran
Email:
irjpr@iranjudiciary.org (mark 'Please forward to His Excellency Ayatollah Shahroudi')
Salutation: Your Excellency

COPIES TO:
Speaker of Parliament
Gholamali Haddad Adel
Majles-e Shoura-ye Eslami (Parliament)
Imam Khomeini Avenue, Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: + 98 21 646 1746

and to diplomatic representatives of Iran accredited to your country.

PLEASE SEND APPEALS IMMEDIATELY. Check with the International Secretariat, or your section office, if sending appeals after 4 November 2005.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 20:37  توسط داریوش   | 


نامه‌ی معصومه شفيعی به رئيس قوه قضاييه

چه اتفاقی برای گنجی افتاده است؟

● این نامه را در حالی می‌نویسم که از فرط نگرانی خواب به چشمانم راه پیدا نمی‌کند و دلیل آن نیز بی خبری محض و شایعات تکان دهنده درباره‌ی سلامتی و حیات همسرم است.
● چرا به ما ملاقات نمی‌دهند؟ چرا به گنجی اجازه نمی‌دهند یک تلفن به منزل بزند و فرزندان نگرانش را از انتظار و اضطراب نجات بخشند؟ و اگر گنجی در قرنطینه‌ی بهداشتی – درمانی است به چه دلیل به قرنطینه منتقل شده مگر پزشکان بیمارستان میلاد(علی الادعا) رسماً اعلام نکردند که حال گنجی، خوب است!!؟ حتماً اتفاق خاصی افتاده که به قرنطینه‌ی درمانی منتقل شده است.

جناب آقای شاهرودی،
ریاست محترم قوه‌ی قضاییه!
این نامه را در حالی می‌نویسم که از فرط نگرانی خواب به چشمانم راه پیدا نمی‌کند و دلیل آن نیز بی خبری محض و شایعات تکان دهنده درباره‌ی سلامتی و حیات همسرم است. از بی‌نتیجه بودن این نامه تقریباً مطمئنم ولی از سر استیصال به آن اقدام می‌کنم. اندک ایمانی که داشتم در نتجه‌ی عملکرد عدلیه‌ی زیر نظر شما به کفر گراییده ولی با یادآوری آیه‌ی شریفه‌ی: * ... لا تَایسُوا مِن رّوحِ اللهِ إِنَّهُ لَا یَایسُ مِن رَّوحِ اللهِ إِلَّا القَومُ الکَفِرونَ*(یوسف/٨٧) « از رحمت خدا مأیوس نشوید زیرا تنها کافران از رحمت خدا مأیوس می‌شوند.» نیرویی وادارم می‌کند که قلم در دست گیرم. آخرین باری که همسر زندانی و تکیده و بیمارم را ملاقات کردم چهارم شهریور ماه بود و از آن زمان تا کنون هیچ خبری از وی ندارم و چشمان نگران و پرسشگر دخترانم و مادر دل شکسته و بیمار همسرم، مرا رنج می‌دهد و علی‌رغم طی کردن همه‌ی مجاری قانونی باز آرام و قرار ندارم. بهترین سال‌های زندگی من و فرزندانم در فراق و نگرانی، اشک و آه و دعا و انتظار گذشته است بارها و بارها به ذهن و زبانم آمده که اگر اکبر گنجی زبان منتقدی نداشت، اگر به کسب ثروت نامشروع مشغول بود، اگر همان اولین روز بازداشت فقط « یک جمله می‌نوشت»، اگر به جای مطالعه و پژوهش به کارهای خلاف اخلاق می‌پرداخت، اگر به فکر پست و مقام بود و اگر... یقیناً خود و خانواده اش چنین مورد بی مهری قرار نمی‌گرفتند.

جناب آقای شاهرودی!
شما به موجب قانون و به عنوان رئیس قوه‌ی قضاییه موظفید که به من به عنوان یک شهروند و همسر یک زندانی – که دارای حقوقی انسانی و قانونی است- پاسخ دهید؛ هیچ قانونی شما را از پاسخگویی معاف نمی‌کند. همسر من در زندانی است که تحت نظارت مستقیم شماست. او هر جرمی که کرده باید مطابق قانون با او برخورد شود. هیچ قانونی رفتار کنونی قوه‌ی قضائیه با وی و شکنجه دادن خانواده‌اش را توجیه نمی‌کند.

جناب آقای شاهرودی!
مسؤلین مربوطه یک بار ادعا می‌کنند که گنجی در بند عمومی است و بقیه‌ی محکومیت خود را می‌گذراند، بار دیگر ادعا می‌کنند که در قرنطینه‌ی بهداشتی – درمانی زندان اوین است. اگر در بند عمومی است در کدام بند است و روزهای ملاقات آن بند کدام است؟ زندانیان بند عمومی هر هفته روزهای خاصی ملاقات دارند، تلفن دارند، به مرخصی می‌روند و... و طبق آیین نامه‌ی داخلی زندان تمام امورشان تحت اختیار مسؤل زندان است نه دادستان ولی در مورد گنجی تنها کسی که مسؤلیت ندارد رئیس زندان است. چرا به ما ملاقات نمی‌دهند؟ چرا به گنجی اجازه نمی‌دهند یک تلفن به منزل بزند و فرزندان نگرانش را از انتظار و اضطراب نجات بخشند؟ و اگر گنجی در قرنطینه‌ی بهداشتی – درمانی است به چه دلیل به قرنطینه منتقل شده مگر پزشکان بیمارستان میلاد(علی الادعا) رسماً اعلام نکردند که حال گنجی، خوب است!!؟ حتماً اتفاق خاصی افتاده که به قرنطینه‌ی درمانی منتقل شده است. هیچ مقام مسئولی پاسخ ما را نمی‌دهد شما به ما بگویید ما چه کنیم؟ اگر کسی، از مسئولین تحت امر شما شاکی باشد باید به کجا مراجعه کند؟
من، آقای گنجی و وکلای ایشان بارها و بارها طی ٥ سال گذشته از قضات پرونده‌ی آقای گنجی به دادستانی انتظامی قضات و کمیسیون اصل نود مجلس ششم شکایت کردیم فقط در مرحله‌ی اول رسیدگی شد و برای قاضی پرونده‌ی گنجی کیفر خواست صادر شد ولی در مراحل بعد، مسکوت گذراندند تا شامل مرور زمان شود. کمیسیون اصل نود نیز بعد بررسی و تحقیق بسیار اعلام کرد که در جریان پرونده‌ی گنجی کارهای خلاف قانون صورت گرفته است.

آقای شاهرودی!
اگر در دادستانی انتظامی قضات به شکایت متعدد ما رسیدگی می‌شد و یا حداقل کیفر خواست صادره بیطرفانه رسیدگی می‌شد، اگر گزارش کمیسیون اصل نود ضمانت اجرایی داشت، اکنون چنین نامه‌ای نوشته نمی‌شد. امیدوارم این مکتوب نیز به سرنوشت مکتوبات دیگر دچار نشود لذا خاضعانه از افکار عمومی تقاضا دارم که پاسخ به این نامه را از آقای شاهرودی طلب کنند.

معصومه شفیعی
همسر آقای گنجی
٣٠/٦/١٣٨٤
رونوشت به: رسانه‌های عمومی

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 19:20  توسط داریوش   | 

بي خبرى از اكبر گنجى و سكوت قوه قضاييه، گفتگوي مهيندخت مصباح با محمدرضا معينى، صداي آلمان

به نقل از آخرين اطلاعيه سازمان گزارشگران بدون مرز، به نظر ميرسد گنجى درسلول هاى انفرادى بند ويژه زندان اوين، يعنى در تنهايى مطلق بسر ميبرد. اينجا جايى است كه تنها ماموران قضايى ­ امنيتى حق رفت و آمد دارند. آيا در قرنطينه قرار دادن زندانى داراى حكم، زير پا نهادن صريح قوانين موجود نيست؟

بيست و هفت روز است كه خانواده اكبر گنجى، دوستان او و فعالان حقوق بشر از حال وى بى خبرند. گنجى پس از انتقال از بيمارستان به زندان ، مجهول المكان و ممنوع الملاقات است.

محمد رضا معينى مسئول بخش ايران سازمان گزارشگران بدون مرز در مصاحبه با ”دويچه وله” چگونگى تلاش اين نهاد براى پيگيرى مورد گنجى و ديگر روزنامه نگاران دربند را تشريح كرد.
------------------------------------------

مصاحبه: مهيندخت مصباح

دويچه وله: آقاى معينى در بيانيه اخير سازمان گزارشگران بدون مرز به اينكه مصمم هستيد به تلاش براى آزادى گنجى ادامه دهيد اشاره كرده ايد. چه كار مشخصى قرار است انجام شود؟

محمد رضا معينى: به طور مشخص همان كارهايى كه از قبل كرده ايم، بسيح عمومى براى آزادى تمام روزنامه نگاران وبويژه آقاى گنجى با توجه به وضعيت شان ادامه خواهد داشت. ما در همين مسير به تلاش مان براى بسيج نهاد هاى بين امللى و افكار عمومى بين الللى به منظور آزادى آقاى گنجى ادامه ميدهيم.

دويچه وله:در اين رابطه از آقاى كوفى عنان، آقاى ليگابو، از اتحاديه روپا تا جرج بوش، همه خود را درگير كرده اند . فكر ميكنيد برخورد مقامات جمهورى اسلامى راه حلى براى بن بستى كه مورد آقاى گنجى به آن دچار شده، ميگذارد؟

محمد رضا معينى: من فكرميكنم اشتباه است اگر گمان شود كارى نشده است. من فكر ميكنم مسئولان جمهورى اسلامى ميخواهند نشان دهند كه بى اعتنا هستند اما اين گونه نيست. واقعيت اين است كه آقاى گنجى را در آن شرايط به قصد كشت به بيمارستان برده بودند. اين كه نتوانستند او را به قتل برسانند يك موفقيت جهانى براى همه است.از لحاظ بين المللى واز نظر ايرانيانى كه در اين مورد تلاش كردند.ضمنا اينگونه نيست كه در روابط بين المللى، رژيمى بتواند يكسر آنچه را خود ميخواهد بتواند پيش ببرد. بگذريم كه اين رژيم هم رژيم يكدستى نيست.

دويچه وله: آقاى ليگابو آخر هفته گذشته بيانيه دادند و از جمهورى اسلامى خواستند بخاطر مسايل انسانى آقاى گنجى را آزاد كنند، رابطه شما با آقاى ليگابو و اصولا نهاد حقوق بشر سازمان ملل چگونه است؟

محمد رضا معينى: اساسا يكى از وظايف گزارشگران بدون مرز همكارى و اطلاع رسانى به اين نهاد هاست. من فكر نميكنم آقاى ليگابو خود بخود به اين فكر افتادند. اين اطلاع رسانى ما همواره ادامه داشته و من يك سوءتفاهم را هم بايد اينجا رفع كنم كه ما يك اطلاعيه داديم و گفتيم كه سكوت خود را مىشكنيم. اين سكوت، سكوت مقامات قضايى است. ما از اول هم سكوت نكرده بوديم. يك دوره اى بنا بر مذاكراتى كه در ايران پيش ميرفت، ما از اين مذاكرات حمايت كرديم و طبعا در حين مذاكرات نمى شد اطلاعيه داد و بطور مرتب اصرار برامرى كرد. اين برمبناى خوش بينى ما نبود چون دستگاه قضايى ايران بارها ثابت كرده كه نمى تواند و نمىخواهد به قوانين و تعهد هاى جمهورى اسلامى در قبال جامعه بين المللى وفادار باشد. اما در اين رابطه تلاش ما ادامه خواهد داشت و اين فقط رفع سوءتفاهمى خواهد بود براى آنان كه فكر كرده اند با سكوت ميتوانند هركارى دلشان ميخواهد پيش ببرند.

دويچه وله: منظورتان اينست در فاصله ايكه آقاى گنجى بر اساس مذاكراتى قرار شد از بيمارستان متتقل شود و اميدوارى پيش آمده بود كه ايشان را آزاد ميكنند، گزارشگران بدون مرز به اين نتيحه رسيده بود بهتر است سكوت كند تا موضوع در آرامش حل شود ؟

محمد رضا معينى: منظور من مشحص اين است كه مذاكراتى از طرف خانواده و دوستان آقاى گنجى و برخى نهاد هاى مدنى در ايران آغاز شد با مقامات قضايى براى حل اين مشكل. اين مشكل در اصل دفاع ما از مذاكره در مسئله منطقى آزادى گنجى بود بهمين خاطر هم براى پيشبرد آن مذاكره ما تا جايى كه توانستيم سعى كرديم خللى در اين روند ايجاد نشود و بنا بر اين امر هم برخى كارهايى كه در آن دوره ميكرديم مثل اطلاع رسانى و حركت هاى اعتراضى را متوقف كرديم تا آن مذاكرات پيش رود. امروز مقامات قضايى كاملا سكوت كرده اند ونه تنها به تمام حرفهايى را كه زده بودند پايبند نيستند، بلكه طى ۲۶ روز گذشته هيچ خبرى از آقاى گنجى نيست

دويچه وله: بله، حتى آقاى سحر خيز عنوان كرده كه نمى تواند نسبت به زنده بودن يا نبودن آقاى گنجى اظهار نظر كند.

محمد رضا معينى: من نگرانى آقاى سحرخيز را مى فهمم زيرا خودشان از روزنامه نگاران مورد تهديد هستند اما اين واقعيتى است كه هرگاه زندانى در جمهورى اسلامى در زندان ناپديد شده ، اين پيام خوشايندى براى خانواده و دوستان و همگان نبوده. اين نگرانى امروز جدى است . آقاى گنجى بعنوان روزنامه نگار و زندانى سياسى كجاست؟ محكومى كه حكم دارد چرا ملاقات ندارد و چرا يك عده از دفتر دادستانى و يك عده از قوه قضاييه بطو مشخص سعىميكنند با بحران آفرينى مانع احقاق حقوق واقعى مردم و بويژه زندانيان شوند.


+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 2:55  توسط داریوش   |