تبليغاتX
دموکراسی و حقوق بشر

دموکراسی و حقوق بشر

سیاسی اجتماعی فرهنگی

متن نامه "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "سازمان جهاني مبارزه برعليه شکنجه"، خطاب به احمدي نژاد برای آزادی سريع و بی قيد و شرط اکبر گنجي

نامه مشترک "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" و "سازمان جهاني مبارزه برعليه شکنجه"، خطاب به محمود احمدي نژاد:

"حضور رياست محترم جمهوري،

برنامه نظارت بر حمايت از مدافعين حقوق بشر که برنامه اي مشترک از فدراسيون بين المللي حقوق بشر و سازمان جهاني مبارزه برعليه شکنجه مي باشد، نگراني هاي شديد خود را در خصوص ادامه بازداشت، بدرفتاري و شکنجه بر روي آقاي اکبر گنجي روزنامه نگار "صبح امروز" و مدافع حقوق بشر ابراز مي دارد.

آقاي اکبر گنجي درآوريل سال 2000 دستگير شد و در ژوئن 2001 به جرم"تهديد مقامات ملي و شعار برضد ارزش هاي دولت اسلامي" به 6 سال زندان محکوم گرديد.

وي به اتهام فاش نمودن جزئيات قتل انديشمندان و مخالفين حکومت در اواخر سال 1998 و به جرم متهم نمودن برخي ازسياستمداران که در اين مساله دست داشتند، بازداشت شد.

آقاي اکبر گنجي به منظور اعتراض نسبت به دستگيري خود اقدام به اعتصاب غذا نمود و از تاريخ 11 ژوئن تا 22 اوت 2005 به بيمارستان منتقل شد. از وزن وي در اين مدت 25 کيلوگرم کاسته شد و از آن پس نيز بهبود نيافت.

برنامه نظارت اخيرا مطلع گرديده است که آقاي گنجي در طي 2 روز بستري خود در بيمارستان، با هدف اين که از ديدگاه هاي خود صرف نظر کرده و وفاداري و تابعيت خود را از رهبر عالي نظام اعلام نمايد، مورد شکنجه و بدرفتاري قرار گرفته و متعاقباً، پس از مخالفت با پذيرش اين مساله، در تاريخ 3 سپتامبر 2005 مجددا به زندان اوين برگردانده شده است.

درطي انتقال وي، چشمان او در ماشين بسته شده و فردي که او را همراهي مي کرده گلويش را به منظور ايجاد ترس فشار داده است.

از آن پس آقاي گنجي در سلول انفرادي در يک قسمت اختصاصي از زندان اوين حبس شده است. قابل يادآوري است که گروه نظارت بر "بازداشت هاي خودسرانه" از طرف سازمان ملل در ديدار خود از ايران به تاريخ فوريه 2003 توسط نيروهاي امنيتي از ورود به اين قسمت منع شدند؛ و در نتيجه نتوانستند از اين "زندان در زندان"، که در آن اکثر زندانيان سياسي حبس هستند، بازديد کنند.

به آقاي گنجي فقط اجازه يک ملاقات در تاريخ 17 اکتبر 2005 داده شده است که در آن همسر، مادر و وکيل او حضور داشته اند. وضعيت جسماني و روحي او بسيار وخيم است و برنامه نظارت نگران وضعيت وي مي باشد.

بازداشت مستبدانه آقاي گنجي، خشونتي آشکار از مجموعه اعمال ناقض حقوق بشر جمهوري اسلامي است که به طور جدي اعتبار اين کشور را لکه دار مي کند. برنامه نظارت خاطرنشان مي سازد که در 16 سپتامبر 2005 گزارشگر ويژه آزادي بيان از سازمان ملل، از جمهوري اسلامي خواسته است که وي را بدون هيچ گونه تاخيري آزاد نمايد. در گذشته، در تاريخ 15 ژوييه 2005، گزارشگران ويژه حق سلامتي و حق آزادي عقايد و بيان و نماينده مخصوص دبير کل مدافعين حقوق بشر و رئيس گروه نظارت بر بازداشت هاي خودسرانه به طور هماهنگ از دولت ايران درخواست کرده بودند که حقوق آقاي گنجي را تضمين کند و وي را از حق آزادي خود محروم نکند.

برنامه نظارت، از شما به عنوان رئيس جمهور ايران انتظار دارد که سريعا از همه نظر، وضعيت بي عيب و نقص روحي و بدني آقاي گنجي را ضمانت کرده و اطمينان دهيد که وي هر چه سريعتر و بدون هيچ گونه شرط و شروطي آزاد گردد؛ و همچنين اجازه فرماييد کليه فوريت هاي پزشکي بنابر احتياجات وي سريعا فراهم شود.

اميد اين که به کليه اين ملاحظات و درخواست ها جامه عمل بپوشانيد."

به نقل از پيک ايران

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معصومه شفيعى در گفتگو با بهنام باوندپور: ”شرمندگی متوجه مسئولین سیاسی ایران است، نه شخصیت بزرگواری مثل آیت‌اله منتظری“، صدای آلمان

معصومه شفيعى پس از ۵۲ روز بى‌خبرى از همسرش اكبر گنجى نويسنده و روزنامه‌نگار منتقد جمهورى اسلامى، بالاخره توانست همسر خود را ملاقات كند. به اين شكل مسئله اكبر گنجى كه در اين ملاقات پرده از شكنجه خود توسط تيم دادستانى برداشته بود، دوباره ذهن مدافعان حقوق بشر و آزادى بيان را متوجه خود كرد، تا آنجا كه اكنون سازمان عفو بين‌الملل نيز خواستار آزادى بدون قيد وشرط اين روزنامه‌نگار شده است. پاسخهاى معصومه شفيعى همسر گنجى به پرسشهاى صداى آلمان، در رابطه با تلاشهاى اخير براى آزادى اكبر گنجى.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

دویچه وله: خانم شفیعی، همسر شما آقای اکبر گنجی از ضرب و شتم خودشان توسط تیم دادستانی با شما صحبت کرده‌اند. با توجه به اینکه آقای یوسف مولايی، وکیل همسرتان هم، به همراه شما شاهد بودند که آقای گنجی از شکنجه‌ی خودشان صحبت کردند، آیا از دست ایشان هم کاری برای رسیدگی به شکنجه‌ی آقای گنجی ساخته نیست؟

معصومه شفیعی: من خودم دیروز این را مکتوب کرده‌ام. آن اطلاع رسانی اولیه بعد از ملاقات ما با آقای گنجی خطاب به آقای شاهرودی بود که ما این اطلاعیه را نوشتیم و تمامی بلاهایی که به سر آقای گنجی آمده برای آقای شاهرودی شرح دادیم که ایشان در جریان مسایل قرار بگیرند. دیروز هم، من یک شکایتی تنظیم کردم و بردم دفتر ایشان، به حوزه ریاست قوه قضاییه و این را ثبت کردم. شکایت کردم ازاینکه ایشان را در بیمارستان شکنجه کرده اند، از اینکه در زندان انفرادی بسر می‌برد. چون علی رغم مسایل قانونی زندانی ای که دوران محکومیت‌اش را طی می‌کند باید در بند عمومی باشد، ولی ایشان در بند انفرادی ست، در بند ۲­ الف، و همانطور که آقای سلیمانی رییس کل زندانهای تهران هم گفته‌اند، ایشان در بازداشتگاه اوین بسر می‌برد. یعنی اینها خودشان رسما تایید کرده‌اند که ایشان دربند عمومی نیست. من تمامی این موارد را، با اینکه ایشان هيچ امکان و هیچ دسترسی به امکانات درمانی و بهداشتی ندارد، خدمت آقای شاهرودی در آن شکایت نامه ای که نوشتم همه را آورده ام و از آقای شاهرودی خواسته‌ام بدون فوت وقت و خیلی سریع به این مسئله رسیدگی بکنند. چون در زندان انفرادی، دور ازچشم دیگران، اگر این مسئله مورد رسیدگی قرار نگیرد، اگر مسئولین امرهیچ واکنشی نسبت به آن نشان ندهند، امکان تکرار این فجایع در انفرادی، بازهم، هست و با توجه به حال و روز آقای گنجی معلوم نیست پیامد این مسایل چه خواهد بود. لذا من فکر می‌کنم در مورد اقداماتی که آقای مولایی از دستشان برمی‌آید، بهتر است با خودشان صحبت کنید و حتما این موضوع را نیز، شما در نظر دارید که جو کنونی کشور جو بسیار سنگینی ست و اینها که حتا در عرصه‌ی بین المللی نسبت به مجامع حقوق بشر و نسبت به کسانی که به آنها تعهد دارند هیچ احساس مسئولیتی نمی‌کنند و هیچکدام از تعهدات خودشان را انجام نمی‌دهند،‌ پس در داخل کشور خیلی راحتتر اینکار را می‌توانند انجام بدهند.

دویچه وله: خانم شفیعی، به وضعیت بین المللی اشاره کردید. سازمان عفو بین‌الملل هم، همانطور که مطلع هستید، خواستار آزادی بی قید و شرط آقای گنجی شده است. آیا این مسئله هیچ انعکاسی در ایران داشته و یا در مثلا خبرگزاری‌ها؟

معصومه شفیعی: در داخل تمام مطبوعات و خبرگزاری‌ها را تهدید کرده‌اند که هیچ خبری در مورد زندانیان سیاسی و از جمله آقای گنجی درج نکند. اگر شما به مطبوعات ما مراجعه کنید، ‌این مسئله را کاملا احساس می‌کنید. هر نوع خبری که بنوعی بخواهد اطلاع رسانی بشود و هر ظلم و جنایتی که در زندانها و در حق مردم این جامعه می‌شود انعکاس‌اش در روزنامه‌ها بکلی ممنوع است. اگر روزنامه‌ها اینگونه مسایل را منعکس بکنند، هم مدیر مسئولش احضار می‌شود، هم نویسنده و کلا روزنامه تعطیل می‌شود. لذا، یک خود سانسوری عجیبی در داخل کشور وجود دارد. و خبر این مسئله را هم، که دقیق نمی‌دانم کجا آن را دیده‌ام، يا در اینترنت و یا در یکی از روزنامه‌ها خواندم. در واقع می‌خواهم بگویم این اخبار یا اصلا انعکاس ندارد یا در دو سطر بسیار ریز در یکی از صفحات وسط روزنامه‌ها، جایی که اصلا به چشم نمی‌آید درج می‌شود. این جو سنگینی ست که آقایان در داخل کشور ایجاد کرده‌اند و شما فکر کنید که حال و روز ما، با توجه به مظالمی که بر ما وارد می‌شود، با توجه به این وضع سنگین چگونه خواهد بود.

دویچه وله: خانم شفیعی، شخصیت مذهبی صاحب نفودی مثل آیت اله منتظری هم نسبت به نامه‌ی اخیر شما عکس العمل نشان دادند و خطاب به شما نامه ای نوشته‌اند. شما این نامه را دریافت کرده اید قطعا، درست است؟

معصومه شفیعی: بله.

دویچه وله: چون این نامه حتا در سایت اینترنتی «امروز» که از سایت‌های معروف جریان موسوم به «اصلاح طلب» است هم نیامده است، سوال من اینست كه آیا نامه‌ی آیت‌اله منتظری هم، بعنوان یک چهره‌ی شاخص مذهبی، هیچ بازتابی در ایران نداشته؟

معصومه شفیعی: در واقع بازتاب اش را شما خودتان باید در رسانه‌ها و افکارعمومی ببینید. من که چیزی ندیده ام. بهرحال آیت اله منتظری شخصیتی ست که خودشان مستقیما مورد ظلم واقع شده‌اند و در قبال مسایلی که بر ایشان هم رفته است، آن کسانی که در این کشور مسئولیت شرعی شان بوده، آنطور که باید هیچ اقدامی انجام نداده‌اند. در مورد آقای گنجی هم، مسلما وقتی ایشان اظهارنظر می‌کند بطریق اولی در خبرها نشان داده نمی‌شود.

دویچه وله: خانم شفیعی، وقتی این جمله را از آیت‌الله منتظری خواندید خطاب به شما، چه حسی به شما دست داد؟ این جمله که نوشته‌اند «اینجانب بعنوان کسی که در پیروزی انقلاب نقش داشته، از ظلمی که به شما و امثال شما در این جمهوری می‌شود احساس شرمندگی می‌کنم.»

معصومه شفیعی: من واقعا من ناراحت شدم این جمله را از ایشان شنیدم. به عقیده‌ی من اين مسئولین کنونی جمهوری اسلامی که به هیچیک از این آرمانها پایبند نیستند، به هیچیک اصول و ارزشهای اصیل اسلامی، و بخاطر مصلحت قدرت این کار‌ها را انجام می‌دهند، من فکر می‌کنم، این شرمندگی متوجه مسئولین سیاسی ایران است، نه شخصیت بزرگواری مثل آیت‌اله منتظری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شكايت همسر گنجي از تيم ويژه دادستان تهران

 معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي،در پنجاه وهفتمين روز بازگشت اين روزنامه نگار از ‏بيمارستان ميلاد به انفرادي زندان اوين و در چهاردهمين روز ازبي خبري مجدد از وضعيت وي با ‏انتشار نامه اي خبر داد كه شرح وضعيت گنجي را براي رسيدگي به تخلفات انجام شده توسط ‏تيم ويژه دادستاني در قبال وي را به رياست قوه قضائيه ارسال كرده است.‏

متن كامل اين نامه كه براي سايت امروز نمابر شده در ادامه مي آيد:‏

بسمه تعالي
در روز يك شنبه 8/8/84 در نامه اي خطاب به آقاي هاشمي شاهرودي-رياست محتر قوه ‏قضائيه- شكايت خويش رانسبت به ضرب وشتم همسرم- آقاي اكبر گنجي- توسط تيم ويژه ‏دادستاني، هنگام انتقال ايشان به زندان انفرادي ومحروميت از امكانات پزشكي-دارويي علي ‏رغم نياز مبرم به آن، به حوزه رياست قوه قضائيه تحويل داده وثبت نمودم.‏

در اين شكايت، رسيدگي فوري و اقدام عاجل ايشان نسبت به موارد خلاف قانون مذكور ‏ومعرفي آمران وعاملان اين شكنجه ها را خواستار شدم.‏

با توجه به شرايط جسماني آقاي گنجي بعد از اين شكنجه ها، عدم دارو ودرمان و پنهان ‏نمودنايشان از چشم ديگران،اميد وارم آقاي شاهرودي به حساسيت موضوع توجه نموده و ‏بدون فوت وقت به وظيفه شرعي و قانوني خويش عمل نمايد.‏

معصومه شفيعي
‏9/آبان/1384‏

‏-مطابق با پنجاه و هفتمين روز زندان انفرادي وچهاردهمين روز بي خبري مجدد از زندگي ‏وسلامت آقاي گنجي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نامه همسر اكبر گنجي به آيت الله شاهرودي، ايلنا

تهران- خبرگزاري كار ايران

معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي در نامه اي خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه از آنچه كه آن را نحوه برخورد باهمسرش خوانده است، شكايت كرد.
همسر اكبر گنجي با ارسال نمابري به خبرگزاري كار ايران (ايلنا) تصريح كرد: در نامه به رئيس قوه قضائيه خواستار رسيدگي فوري و اقدام عاجل آيت الله شاهرودي در جهت رسيدگي به مشكلات همسرم شده ام كه اميدوارم رئيس قوه قضائيه با توجه به وضعيت حساس گنجي به اين موضوع رسيدگي كند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مديركل زندان‌هاي استان تهران: وضعيت فعلي گنجي براي كسب قواي بدني خوب است، ايسنا

وي همچنين درباره‌ي وضعيت فعلي اكبر گنجي در زندان، اظهار داشت: خانواده اكبر گنجي با او ملاقات كرده‌اند و در حال حاضر وي مشكل خاصي ندارند و در صورت وجود مشكل مسوولان زندان اوين مكلف هستند نسبت به درمان وي اقدامات لازم را انجام دهند.

سليماني خاطرنشان كرد: ملاقات گنجي با اجازه‌ي مرجع قضايي براي خانواده‌ي او بلامانع است و وضعيت فعلي او براي كسب قواي بدني خوب است و روز به روز هم بهتر مي‌شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شمع و شب، برای گنجی، ب. بهرامي(باباقوري)

نمی خواند سرودی مرغکی بیدار شب هنگام
نمی سوزد چراغی گرم و نورافشان
حریم خانه ها را ظلمتی مدهش
به یغما میبرد خاموش هم آرام


درختان خیابانها
ز خوف این شب تاریک
فراز آورده اند آن شاخساران دست
نشان از انفعال از ترس از تسلیم
تو گوِیی پیکر لرزانشان در شب
ز دود آتش بیداد قیرین فام


وزان باد سیاهی میکند تهدید
به هر خردک شرار آتشی یا کور سوی نور
وگر بیند به راهش شعله لرزان شمعی رو به خاموشی،
دژم گردیده با نفـرت، روا میداردش دشنام

درین هنگامه بیداد شمع روشنی بودن،
حـدیث محرز اسطوره های دور
روایت از غرور از پهلوانیهاست
نشان و یادگار از عِرق و خون پاک تختی ها ، مصدق هاست
نشان مقصد پر نور آینده ست در هـر گام


بسوز ای مانده در دستان این باد سیه آیین
بسوز ای شمع لرزان تا ابد جاوید
بنور روشن آزادگی بفروز ره بر خیل گمراهان
شب ار یلداوش است و سالها پاید
بنور رادمــردان فـروزنده
بماند لاجرم ناکام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يوسف مولايي: گنجي اذعان داشت كه قبل از انتقال به زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، ايلنا

وكيل اكبر گنجي:
ادعاهاي موكلم را به مقامات قفضايي منعكس كرده‌‏ايم
تهران- خبرگزاري كار ايران

وكيل اكبر گنجي برخي اظهارات همسر موكلش در مورد ادعاي ضرب و شتم اين روزنامه‌‏نگار سياسي در بيمارستان ميلاد را تاييد كرد.

يوسف مولايي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: ما اين مساله را به مقامات قفضايي منعكس كرده‌‏ايم و نامه‌‏اي به دفتر رئيس قوه قضاييه كه به امضاي همسر موكلم رسيده بود، تحويل داده شد و منتظريم كه از سوي اين مقامات تحقيقاتي به عمل آيد تا مشخص شود اظهارات گنجي از نظر قضايي آيا مورد تاييد است يا خير؟
وي افزود: بنده منتظر بودم تا دريافت پاسخ نهايي از سوي مقامات قضايي، اين مساله در مطبوعات منعكس نشود تا به روند تحقيقات تاثير منفي وارد نشود.
وكيل اكبر گنجي تصريح كرد: بنده ترجيح مي دادم در اين مورد صحبت نكنم، اما جهت اطلاع بايد بگويم كه در ملاقاتي كه با موكلم داشتم، وي اذعان داشت كه قبل از انتقال به زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته كه در نهايت كتفش آسيب ديده و حتي مدتي هم در زندان فيزيوتراپي شد و در حين ملاقات هم دست چپش به طور كامل بالا نمي‌‏آمد.

وكيل اكبر گنجي ادامه داد: به دليل اين كه موكلم اين اظهارات را بيان كرده، بنده بايد بپذيريم، اما به لحاظ حقوقي بايد تحقيقات صورت گيرد تا مشخص شود كه اين اتفاق كجا به وقوع پيوسته است، بنابراين اين امر نياز به تحقيقات قضايي مستقل دارد.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 15:35  توسط داریوش   | 

کمیته دفاع از آزادی اکبر گنجی و زندانیان سیاسی اعتصابی در ایران-پاریس
نامه به کوفی عنان در مورد وضعيت نگران کننده اکبر گنجی

  • در پی در خواست شخص شما، در نوزدهم اوت گذشته، برای آزاد ساختن اکبر گنجی و فشارهای بین المللی در این زمینه، مقامات قضائی تهران به روز نامه نگار اعتصابی، نزدیکان و وکلایش چنین وانمود کردند که وی را، در صورتیکه دست از اعتصاب غذا بکشد، آزاد خواهند ساخت. اما پس از آنکه اکبر گنجی اعتصاب غذای خود را شکست، یه جای رها کردن وی، او را که در نهایت فرسودگی جسمی بود، از بیمارستان به زندان منتقل کردند.
  • ما بیش از هر زمان دیگری نسبت به سرنوشت این روزنامه نگار که در پی بیش از دو ماه اعتصاب غذا جانش در معرض مخاطره جدی قرار دارد نگرانیم و یکبار دیگر شما را مخاطب قرار می دهیم و مصرانه از شما در خواست می کنیم که مسئولییت مقامات قضائی جمهوری اسلامی را به آنها خاطر نشان و آزادی اکبر گنجی را از آنان طلب کنید.
  • کمیته دفاع از آزادی اکبر گنجی و زندانیان سیاسی اعتصابی در ایران-پاریس

    نامه به کوفی عنان در مورد وضعیت نگران کننده اکبر گنجی

     

     

     

    جناب آقای کوفی عنان

    دبیر کل سازمان ملل متحد

    در سیزدهم اوت گذشته در نامه ای خطاب به شما نگرانی عمیق خود را نسبت به سلامت روزنامه نگار ایرانی اکبر گنجی، که در آنزمان شصت و پنجمین روز اعتصاب غذای خود را سپری می کرد، ابراز داشتیم.

    در آن هنگام رسانه های جهانی و سازمان های مدافع حقوق بشر، چون دیده بان حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز، پیوسته افکار عمومی را از وضعییت این روزنامه نگار، که از سال 2001 تا کنون در زندات بسر می برد، آگاه می ساختند.

    اکبر گنجی نزد افکار عمومی جرمی جز برملا کردن مسئولییت بلند پایگان رژیم حاکم بر ایران در قتل های زنجیره ای روشنفکران ایرانی در پائیز 1998 ندارد.

    در پی در خواست شخص شما، در نوزدهم اوت گذشته، برای آزاد ساختن اکبر گنجی و فشارهای بین المللی در این زمینه، مقامات قضائی تهران به روز نامه نگار اعتصابی، نزدیکان و وکلایش چنین وانمود کردند که وی را، در صورتیکه دست از اعتصاب غذا بکشد، آزاد خواهند ساخت. اما پس از آنکه اکبر گنجی اعتصاب غذای خود را شکست، یه جای رها کردن وی، او را که در نهایت فرسودگی جسمی بود، از بیمارستان به زندان منتقل کردند. بر طبق اطلاعات به دست آمده از خانواده او و نیز گزارشگران بدون مرز، گنجی در بند 2-الف زندان اوین در سلول انفرادی به سر می برد. همسر او خانم شفیعی به دنبال تنها ملاقاتی که 52 روز پس از انتقال وی به زندان با او داشته اعلام کرده است که وضع جسمی وی بسیار بدتر از آنچه او می پنداشته می باشد. وی افزون بر تحمل حبس انفرادی زیر شکنجه های جسمی نیز قرار داشته است.

    جمهوری اسلامی یکبار دیگر نشان داد که تا چه حد نسبت به خواست و داوری جامعه بین المللی بی اعتناست و آنرا خوار می شمارد.

    آقای دبیر کل

    ما بیش از هر زمان دیگری نسبت به سرنوشت این روزنامه نگار که در پی بیش از دو ماه اعتصاب غذا جانش در معرض مخاطره جدی قرار دارد نگرانیم و یکبار دیگر شما را مخاطب قرار می دهیم و مصرانه از شما در خواست می کنیم که مسئولییت مقامات قضائی جمهوری اسلامی را به آنها خاطر نشان و آزادی اکبر گنجی را از آنان طلب کنید.

    با تقدیم بهترین احترام ها

    کمیته دفاع از آزادی اکبر گنجی و زندانیان سیاسی اعتصابی در ایران-پاریس

    4 آبان 1384

    26 اکتبر 2005

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    شکنجه اکبر گنجی در بیمارستان، گزارش سازمان عفو بین الملل

    خبرنامه گویا - در اطلاعیه ای که روز پنج شنبه توسط سازمان عفو بین الملل منتشر شده، این سازمان نگرانی عمیق خود از گزارش های حاکی از شکنجه و بد رفتاری با اکبر گنجی توسط ماموران امنیتی در بیمارستان میلاد تهران را اعلام کرده است.

    این سازمان از دولت ایران خواسته است که به سرعت در مورد این مدعیات تحقیق کند و دسترسی به آزمایشات و نیازهای پزشکی اکبر گنجی را با دادن امکان انتخاب پزشک مستقل و مورد نظر وی، فراهم کند.

    عفو بین الملل از آنجا که معتقد است اکبر گنجی منحصرا بخاطر بیان صلح جویانه باورهایش زندانی است، درخواست خود را برای آزادی فوری و بدون قید و شرط گنجی تکرار می کند.

    عفو بین الملل در ادامه با اشاره به نامه منتشره از همسر گنجی در سایت امروز، جزئیات واقعه را منتشر ساخته است.

    - متن کامل بیانیه سازمان عفو بین الملل

    LIBRARY MIDDLE EAST AND NORTH AFRICA MIDDLE EAST IRANOctober 2005
          
     

    AMNESTY INTERNATIONAL

    Public Statement

    AI Index: MDE 13/064/2005 (Public)
    News Service No: 290
    27 October 2005


    Iran: Journalist Akbar Ganji reportedly tortured in hospital

    Amnesty International is gravely concerned at reports that Iranian journalist Akbar Ganji was tortured and ill-treated by Iranian security officers in Milad hospital in Tehran. The organization calls on the Iranian authorities to launch an immediate investigation into these allegations, to grant Akbar Ganji immediate access to medical examination and any necessary care by an independent doctor of his choice. Amnesty International reiterates its call for Akbar Ganji’s immediate and unconditional release as he is a prisoner of conscience detained solely for the peaceful expression of his beliefs.

    In an open letter published today on the Emrouz news web site, Akbar Ganji’s wife, Massoumeh Shafii, reported that she was allowed to visit her husband on 18 October 2005, that is 51 days after she had last visited him in hospital on 28 August. She states that her husband told her that two days after her last visit, a team of Iranian security officers visited him in hospital and asked him to apologize in writing for his book “Republican Manisfesto” and for the letters he had written to Ayatollah Montazeri, and to undertake not to give interviews if was to be granted prison leave. Akbar Ganji refused and was reportedly severely beaten by the same officers while in the quarantine wing of the Milad hospital.

    On 3 September Akbar Ganji was reportedly told by the head of the of same security team that he was about to be released and that the officers who had beaten him would apologize for their actions. He was then driven to Evin prison and during the car journey he was reportedly ill-treated and suffered a dislocated shoulder as a result. His request to be taken back to hospital was denied and he was given physiotherapy by a prison doctor. He remains in Evin prison, serving the rest of his six-year sentence.

    Akbar Ganji had recently ended a two-month hunger strike, during which his health deteriorated, and Amnesty International is concerned that his condition will worsen unless he receives prompt and adequate medical care.

    The detention and treatment of Akbar Ganji, imprisoned since April 2000, has raised widespread concern at the level of the international community. On 19 August, the United Nations (UN) Secretary General Kofi Annan called on President Ahmadinezhad to release Akbar Ganji. On 12 October the European Union (EU) also expressed concern at increased restrictions on freedom of expression in Iran.


    Background
    Akbar Ganji began a hunger strike on 11 June in protest at being denied the necessary medical care for chronic asthma, despite specialist recommendation that he be treated outside prison. He was eventually rushed to Milad hospital on 17 July, as his condition deteriorated. He ended his hunger strike in mid-August, after nearly 70 days. He had reportedly lost over 30kg, and had been moved to an intensive care unit a week before he resumed eating.

    Akbar Ganji, now aged 46, was arrested in April 2000, together with 17 other Iranian journalists and intellectuals who had taken part in a cultural conference in Berlin. He was sentenced to 10 years' imprisonment, which was reduced on appeal to six months, for "taking part in an offence against national security" and "propaganda against the Islamic system" (For details see EXTRA 43/00, MDE 13/07/00, 25 April 2000, and follow-ups). In July 2001 he was again brought to trial on charges of "collecting confidential state documents to jeopardize state security" and "spreading propaganda", and was sentenced to six years’ imprisonment. In 2000 he had written a series of articles, which were later published as a book, in which he implicated several high-ranking officials in the 1998 murders of several prominent writers and political activists, in what became known as the "serial murders" case. Among those implicated in the articles was the former President, Akbar Hashemi Rafsanjani.

          

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    يوسف مولايي: گنجي اذعان داشت كه قبل از انتقال به زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، ايلنا

    وكيل اكبر گنجي:
    ادعاهاي موكلم را به مقامات قفضايي منعكس كرده‌‏ايم
    تهران- خبرگزاري كار ايران

    وكيل اكبر گنجي برخي اظهارات همسر موكلش در مورد ادعاي ضرب و شتم اين روزنامه‌‏نگار سياسي در بيمارستان ميلاد را تاييد كرد.

    يوسف مولايي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: ما اين مساله را به مقامات قفضايي منعكس كرده‌‏ايم و نامه‌‏اي به دفتر رئيس قوه قضاييه كه به امضاي همسر موكلم رسيده بود، تحويل داده شد و منتظريم كه از سوي اين مقامات تحقيقاتي به عمل آيد تا مشخص شود اظهارات گنجي از نظر قضايي آيا مورد تاييد است يا خير؟
    وي افزود: بنده منتظر بودم تا دريافت پاسخ نهايي از سوي مقامات قضايي، اين مساله در مطبوعات منعكس نشود تا به روند تحقيقات تاثير منفي وارد نشود.
    وكيل اكبر گنجي تصريح كرد: بنده ترجيح مي دادم در اين مورد صحبت نكنم، اما جهت اطلاع بايد بگويم كه در ملاقاتي كه با موكلم داشتم، وي اذعان داشت كه قبل از انتقال به زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته كه در نهايت كتفش آسيب ديده و حتي مدتي هم در زندان فيزيوتراپي شد و در حين ملاقات هم دست چپش به طور كامل بالا نمي‌‏آمد.

    وكيل اكبر گنجي ادامه داد: به دليل اين كه موكلم اين اظهارات را بيان كرده، بنده بايد بپذيريم، اما به لحاظ حقوقي بايد تحقيقات صورت گيرد تا مشخص شود كه اين اتفاق كجا به وقوع پيوسته است، بنابراين اين امر نياز به تحقيقات قضايي مستقل دارد.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    لزوم گزارش يك هيات مستقل بين المللى از وضع اكبر گنجى، صدای آلمان

    سازمان گزارشگران بدون مرز درآخرين اطلاعيه خود،نسبت به شرايط حبس اكبر گنجى اعتراض كرده است. در اين نوشته قيد شده اكبر گنجى بعنوان روزنامه نگار و زندانى عقيدتى نبايد در بند ويژه و در سلول انفرادى نگاهدارى شود. گزارشگران بدون مرز خواستار اينست كه براى اطلاع از وضعيت سلامتى و مشخص شدن عدم شكنجه اكبر گنجى، مقامات جمهورى اسلامى اجازه دهند هر چه سريعتر نهاد هاى بين المللى مستقل به ايران رفته و با او ملاقات كنند.

    اين همان چيزى است كه همسر اكبر گنجى در روزهاى گذشته نيز پيوسته بر آن تاكيد داشته و ميگويد اگر مسئولان زندان اوين حسن نيت دارند و شرايط گنجى مناسب است، عكاسان و خبرنگاران مستقلى را براى ارائه گزارشى بيطرفانه به بند دو الف كه گنجى درآن بطور ويژه و بدور از ساير زندانيان و زندانبانان عادى نگهدارى ميشود، بفرستند.

    محمد رضا معينى مسئول بخش ايران سازمان گزارشگران بدون مرز در همين زمينه ميگويد:

    ” ما درآخرين اطلاعيه مان نه تنها از خبرنگاران و روزنامه نگاران و عكاسان، بلكه از نهاد هاى بين المللى نيز خواسته ايم تا ترتيبى بدهند كه يك هيات مستقل از نمايندگى هاى اين نهادها، روزنامه نگاران و سازمان هاىمستقل بتوانند ايران بروند وبا آقاى گنجى ملاقات كنند تا ادعاى عدم شكنجه ايشان اثبات شود“.

    معصومه شفيعى آخرين ملاقات با همسر خود اكبر گنجى را چنين توصيف ميكند:

    ” وضعيت كلى ايشان اصلا خوب نيست. وزن اش ۵۱كيلوگرم و فشارش هفت و نيم روي پنج است. از هيچ امكانى داخل زندان بهره مند نيست. روز ۲۵ مهر كه ملاقات كرديم بمن گفت از اوضاع بيرون زندان كوچكترين اطلاعى ندارد. آقايان گفته بودند گنجى در قرنطينه بهداشتى درمانىا ست و دارند پايش را معالجه ميكنند اما ايشان در بند انفرادى دو الف چندين بار فيزيوتراپى كتف شده. كتف چپ اش به شدت آسيب ديده. بمن گفت نمى توانم دستم را بالا بياورم“.

    خانم شفيعى مى افزايد از توضيح اينكه چرا كتف آقاى گنجى آسيب ديده، معذور است. ميگويد در ملاقات مادر اقاى گنجى هم بود اما ايكاش ايشان را نبرده بود، چون مادر پس از ملاقات خيلى بهم ريخته است.

    ” گنجى يك لباس مناسب نداشت بپوشد بيايد ملاقات ما. آنقدر گشته بودند يك تى شرت خيلى... پيدا كرده بودند داده بودند بپوشد. دست هاش يخ يخ بود. او در زندان اوين كه در ارتفاعات است و هوا سرد تراست، حتى از پوشش مناسب برخوردار نيست“.

    محمد رضا معينى در مورد اينكه چه ابزارها و اهرم هايى ميتوانند خواسته گزارشگران بدون مرز براى اعزام هيات مستقل پيگيري شرايط گنجى را عملي سازند ميگويد:

    “اين كمى مشكل است.از اين زاويه كه يكطرف دولت قرار دارد و وقتي دولت قوانين و مقررات بين المللي را رعايت نميكند، دولتى كه زندان انفرادى دارد و سلول انفرادى با شكنجه فيزيكي يا سفيد در بند ويژه اوين دارد، اين دولت در برابرهمه دنيا ايستاده است. اجازه نميدهد كسى گنجي را ببيند. اما بايد فشارباشد چه از طريق ارگان ها يا نهاد هاى بين المللى و جه از طرف افكار عمومى جامعه ما. بايد در اين رابطه بيشتر كار كرد و سكوت را شكست“.

    معصومه شفيعى اما در مورد سكوت افكار عمومي در ايران ميگويد. از سكوت روزنامه ها كه از بيم بسته شدن، كلمه اى در باره گنجى نمي نويسند.

    ” من غير از مصاحبه هايى كه با شما يا ديگران ميكنم، هيج راهي براي اطلاع رسانى ندارم. من از حالا ميگويم، براى قضاوت چند تا خبرنگار بفرستيد داخل زندان فقط يك عكس از گنجى بگيرند. اگر آقايان راست ميگويند، چرا ابا دارند كسى گنجى راببيند؟ چرا گنجى را قايمش كرده اند، چرا نميگذارند هيچكس او را ببيند؟ حتى براي بيمارى هايش او را نبرده اند بهدارى، از بهدارى يكنفر رابرده اند بند دو الف. چه بلايى سر گنجي آمده كه هيچكس نبايد او را ببيند؟

    مهيندخت مصباح

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    گنجي چراغ اميد است، اين چراغ را روشن نگه داريم، رضا دلبري

    در زماني که به دليل نااميدي و ترس، زمين مبارزه به نفع اقتدارگرايان پيروز در انتخابات فرمايشي ترک شده بود، اميد آفريني گنجي مردم را به ميدان رقابت دعوت کرد. ضعف رقيب نيز مشخص شد

    مدتي بود که از اکبر گنجي بي خبر بوديم. از آخرين ديدار گنجي با همسرش 52 روز گذشت تا اينکه سرانجام به خانواده و وکيل او اجازه ملاقات دادند. دکتر مولايي که همانند سلطاني، وکيل ديگر گنجي خود را در معرض خطر برخورد قضايي احساس مي کند، صرفا اظهار اميدواري کرد که وضعيت گنجي بهبود يابد. اما همسر شجاع گنجي که با او هم قامت است، پرده از جنايات پشت پرده در مورد گنجي برداشت. نامه سراسر درد خانم شفيعي را که خواندم، محنت و رنجي را که گنجي و خانواده اش مي کشند تاحدي درک کردم. اصلا اگر ذره اي وجدان و انسانيت وجود داشته باشد، نمي توان اين گونه رفتارها را در حق کسي روا داشت. نبايد گذاشت گنجي و خانواده اش تنها بمانند. صحبت از فرد نيست، صحبت دفاع از ارزشهاي انساني و حقوق بشر است. گنجي نمادي است براي ميزان رعايت حقوق بشر از سوي حاکميت. اگر با گنجي که شهرت جهاني دارد، بسياري نگرانش هستند و رفتارهاي حاکميت را در مورد او زير نظر دارند، اين گونه رفتار مي شود، با ديگران چگونه رفتار مي کنند؟ بنابراين ديدگاه حاکميت درباره حقوق شهروندي و نحوه رفتار با مردم روشن تر مي شود.
    گنجي بيش از 70 روز اعتصاب غذا کرد تا نشان دهد که قدرت آهنين حاکميت وحشت، براي او پوشالين است. از جانش مايه مي گذاشت تا هرچه بيشتر قدرت مطلقه را شفاف کند و بي عدالتي آن را نشان دهد. در اوج فشار و درد مي نوشت تا قلم را به مبارزه مشت آهنين بفرستد. او از دو چيز با فضيلت براي مبارزه با اقتدار استبداد، استفاده کرد: جان و قلم. همانطور که قلمش رو به پاياني مي گذاشت، جانش نيز در معرض پايان قرار مي گرفت و گنجي تا آخر پيوند ناگسستني جان و قلمش را نشان داد. به همين دليل پس از اعتصاب غذايش، او را به حال خود رها نکردند و حتي همانند يک زنداني عادي با او رفتار نکردند. به بند عمومي انتقالش ندادند تا شايد يکي از ابزار هاي گنجي را بتوانند از او بگيرند. اگر نتوانسته بودند جانش را بگيرند، لااقل قلمش را از او بستانند و او را خلع سلاح کنند. گنجي نشان داد که فشار انفرادي، شکنجه و ضرب و شتم سلاحي کارآمد در برابر دو سلاحش نيستند و او حاضر است که هر دو را از دست دهد اما يکي بدون ديگري را نمي خواهد.
    گنجي تا کنون و به خصوص در مدت اعتصاب غذايش، چراغ اميد را در ميان ما زنده نگه داشته است. گنجي مي توانست مرخصي اش در دوران انتخابات را به آزادي اش پيوند زند و کافي بود که فقط سکوت کند. او دفتر دوم مانيفست جمهوري خواهي اش را قبل از مرخصي منتشر کرد و رسالتش را در مورد انتخابات انجام داده بود. محافظه کاران حتي حاضر بودند که انتشار مانيفست دوم جمهوري خواهي با عنوان تحريم انتخابات، گامي به سوي جامعه باز را ناديده بگيرند به شرط آنکه گنجي در مورد مقامات عالي نظام و قدرت مطلقه سکوت کند. اما درست زماني که اقتدار گرايان تدارک انتخابات فرمايشي را مي ديدند و از همه گروههاي داخلي براي شرکت دراين خيمه شب بازي دعوت کرده بودند، و کمتر کسي دم بر مي آورد، گنجي و عده اي ديگر سکوت سنگين فضا را شکستند. گنجي همانند گذشته به تاريکخانه قدرت نور افکند و پرده قدرت مبهم و پيچيده را به کناري زد. با آنکه بنا بود تا پايان دوره درمان در بيرون زندان بماند، اما همانند هميشه عهد شکني کردند. به همراه دوستانم افشاري و مومني در خانه گنجي بوديم که به خانه اش ريختند. براي بردن زنداني بيمار، 8-7 تا ماشين ويژه آورده بودند. مامور قوه قضاييه علنا علت بردن پيش از موعد مقرر گنجي را مصاحبه هاي اخيرش عنوان مي کرد. به عبارتي اعتراف مي کردند که جرمش اين است که اسرار هويدا مي کند.


    ياسي که به اميد تبديل مي شود
    بيش از 6 ماه است که گنجي يا در اعتصاب غذاست و يا در انفرادي. در اين 6 ماه به اندازه کل 6 سال زندانش به گنجي و خانواده اش فشار آمده است. اما گنجي در اين شرايط سخت نيز، با همت بلندش اميد آفريني کرد. درست پس از برگزاري انتخابات و آشکار شدن پروژه حاکميت، ياسي عميق فضاي کشور را فرا گرفت. ياسي که مي رفت تا به ترس و وحشت مانده از انتخابات پيوند بخورد، اما با تلاش گنجي و دوستدارانش، اميد مجددا جوانه زد. در زماني که به دليل نا اميدي و ترس، زمين مبارزه به نفع اقتدارگرايان پيروز در انتخابات فرمايشي ترک شده بود، اميد آفريني گنجي مردم را به ميدان رقابت دعوت کرد. ضعف رقيب نيز مشخص شد. او از حضور آگاه و منقدانه مردم هراس دارد. ابزاري جز رعب افکني و اقتدار ندارد. اما در نهايت مي داند که با سر نيزه هر کاري مي توان کرد، اما نمي توان روي آن نشست. اميد که ايجاد شود، ترس نيز کنار مي رود.
    نبايد دستاوردهاي اعتصاب غذاي گنجي و جنبش حمايت از او را ناديده گرفت. حاکميت دموکراسي و حقوق بشر يک شبه به وجود نمي آيد. يک شبه مي توان ويران کرد، نمي توان ساخت. بايد عمري تلاش کنيم تا ويران کردن هاي هاي مدوام استبداد را بسازيم. صبر و تدريج است که بناي حاکميت آزادي و دموکراسي را مي سازد.
    گنجي نگذاشت که اقتدارگرايان و نودولتان در سکوتي گورستاني کارشان را آغاز کنند و نشان داد که حتي در سخت ترين شرايط نيز مي توان شرايط را بهتر کرد. براي کساني که حاکميت ياس، رکود و وحشت را تجربه مي کنند، امثال گنجي هستند که مي توانند شرايط را تغيير دهند. اميد تزريق کنند و اقتدار آهنين را به سخره بگيرند و پوشالين بودن اقتدار را به نمايش عموم گذارند.

    شرايط ما شبيه پس از بهار پراگ و هجوم ارتش شوروي به چکسلواکي سابق است. يان اسکاسل شاعر آن دوران چک، از اندوهي که فرايش گرفته مي گويد، دلش مي خواهد آن را بردارد و به دوردست ها ببرد، با آن خانه اي بسازد، خود را سيصد سال در آن حبس کند، و در اين سيصد سال در را باز نکند، در را به روي هيچ کس باز نکند!
    سيصد سال؟ اسکاسل اين ابيات را در سال هاي هفتاد نوشت و در اکتبر 1989 مرد، يعني يک ماه پيش از آنکه سيصد سال اندوهي که بر او متجلي شده بود، در عرض چند روز غبار شود: مردم به خيابان هاي پراگ ريختند، دست هايشان را بالا گرفتند و دسته کليدهاشان را به صدا در آوردند و آغاز دوران نو را جشن گرفتند.
    آيا اسکاسل شاعر در مورد سيصد سال اشتباه کرده بود؟ البته. اما حتي اگر پيش بيني ها درباره رخدادهاي آينده به خطا روند، درباره شخص پيش بيني کننده حقيقت را مي گويند، پيش بيني ها بهترين کليد براي درک چگونگي زندگي پيش بيني کنندگان در زمان خودشان است. پس از تهاجم روسيه، هيچ تصوري در مورد پايان کمونيسم در ميان مردم چک وجود نداشت. بنابراين مردم گمان مي کردند که در ابديتي زندگي مي کنند، پس چيزي که که نيروي آنها را گرفت، شهامتشان را خفه کرد، و بيست سال تحت اشغال شوروي را به عصري بس جبون و نکبت بار تبديل کرد، خلاء آينده بود، نه رنج حقيقي زندگي.
    نبايد گذاشت خلا آينده بر جامعه مستولي شود و اميد از ميان مردم رخت بربندد. گنجي چراغ اميد را مدتي روشن نگاه داشت، حال وظيفه ماست که نقش او را ايفا کنيم.

    عدالت را فرياد کنيم

    در ماهي که به نام امام عدالت است، بي عدالتي سرلوحه اعمال حاکمان شده است. با گنجي اين چنين رفتار مي کنند. عبدالفتاح سلطاني، وکيل شجاع گنجي و زهرا کاظمي را بي هيچ دليلي به جرم دفاع از موکلانش به مدت 3 ماه به انفرادي مي افکنند و خانواده اش را از ديدارش محروم مي کنند. بي عدالتي در ارکان قدرت نهادينه شده است. از اين رو مردم تشنه عدالتند و حاکمان سوار بر اسب بي عدالتي بر طبل عوامفريبي مي کوبند. آنچه که بي عدالتي نودولتان را سخت تر کرده است، به سخره گرفتن ارزش والا و ناب عدالت توسط آنان است. ظالمان و نقض کنندگان عدالت، مدعاي داشتن اين کالاي ناب را مي کنند و مخالفانشان را به تيغ ظلم از ميدان به در مي کنند و از فريب خود خجل نيستند.
    بايد از آرمان عدالت دفاع کنيم. نبايد گذاشت مفاهيم ناب را ابزار کنند و همان بلايي که بر سر دين آوردند بر سر عدالت هم بياورند. عدالت و ظلم را بشناسانيم و مصاديقش را به مردم معرفي کنيم تا هرکسي مدعي آن نباشد.

    جنبش حمايت از گنجي را دوباره فعال کنيم

    اگر اقتدارگرايان سکوت گنجي را مي خواهند، بايد با حمايت از او و شکستن سکوت فضا، جاي او را پر کنيم. اگر مي خواهند با فشار بر گنجي اميد را از ميان ما برکنند، بايد به جاي او اميد آفريني کنيم.
    مي توانيم شرايط گنجي را همانند دوران اعتصاب غذاي اش در نظر بگيريم. مي توانيم همانند قبل براي دفاع از گنجي تجمع کنيم و متحصن شويم و برايش شب شعر برگزار کنيم. حتي شرايط بهتري را اکنون داريم. دانشگاهها که مهمترين نهاد و سنگر دفاع از عدالت و آزادي است را فعال کنيم. در تابستان، مهمترين مشکل حاميان گنجي بسته بودن دانشگاهها بود. تنها نهادي که مي توانست جنبش مقاومت مدني شکل گرفته در فضاي مجازي اينترنت را وارد فضاي واقعي کند.
    نبايد منتظر ماند و دفاع از آزادي و عدالت را تاخير انداخت. نيازي به مجوز برنامه از سوي حاکميت و مسولان دانشگاه نيز وجود ندارد. دانشجويان آزاديخواه و تحول طلب و تشکل هاي دانشجويي دموکراسي خواه مي توانند روزهاي مشخصي را با داشتن عکس گنجي و توزيع خلاصه اي از شرايط، مقاله ها و انديشه هاي او در شناساندن او و ظلمي بر گنجي و خانواده اش مي رود بکوشند. وجدان پاک و انساني جامعه دانشجويي را آنها را به عرصه دفاع از آزادي و عدالت مي کشاند. با فعال شدن دانشگاه آزادي گنجي و زنداني سياسي را فرياد مي کنيم.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    شعری به ياد گنجي، الف. تهراني

    به ياد گنجي^

    کسي که هميشه به پا ايستاده است
    عاشق است، نه به خود
    توانا در عشق و عاشق بر همگان
    اينگونه است که نه کوه، نه دريا، نه رنج و نه وسوسه اي به ترديدش نمي افکند
    زيرا که او چيره بر ستيز آمده است
    اي تواناترين مرد بيدار! از تو مي گويم
    که ديريست که بر کمانه کلمات، کتابهاي ناگفته را بلند بلند مي خواني و شهيد مي شوي
    اگر زبان و قلمت را حبس کرده اند
    ما مي دانيم که آرمانهايت محبوس هيچ قفل و کليدي نخواهد شد
    زيرا که آواز تو رساست
    زيرا که چشمانت راوي آن همه قصه است
    ما دانسته ايم آنان که بر مي خيزند، آزادي را با جان خويش فراخوانده اند
    و هرگز با هيچ اهريمني به سازش در نمي آيند که اينان رستگارانند،
    عاشق مي آيند، عاشق مي روند، عاشق مي ميرند
    عاقلاني بد کيش، کژ انديش و ناخوش دشمنان اينانند
    و رستگاراني از اين گونه عاشق، در ازدحام رنج به سرنوشت آگاهند و مي دانند
    که جاي هر اره بر آرنج باغ، جوانه خردي از خواب حادثه خواهد روييد،
    يعني روييده است،
    مي رويد.

    الف. تهرانی

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    ‏نامه آيت الله منتظري به معصومه شفيعي، همسر اكبر گنجي: از ظلمی که به شما و امثال شما در اين‏ ‏جمهوري مي‎شود احساس شرمندگي مي‎كنم

    بسم الله الرحمن الرحيم

    ‏خواهر ارجمند خانم معصومه شفيعي دام توفيقها

    ‏ ‏پس از سلام و آرزوي قبولي طاعات و اظهار همدردي ; نامه مورخه ‏1384/8/4‏ شما را در مورد‏ ‏همسر مظلومتان آقاي اكبر گنجي خوانده و بسيار متأثر شدم .

    ‏ ‏انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي براي اين بود كه ارزش هاي اسلامي محقق گردد و از ظلم‏ ‏و تجاوز اجتناب شود، ولي متأسفانه اينگونه عمل نشد. اينجانب بارها اعلام كرده ام كه در صدر اسلام‏ ‏هيچگونه زنداني سياسي وجود نداشت و زنداني نمودن افراد به اتهامات سياسي ، ظلمي است فاحش‏ ‏و اگر به نام اسلام انجام شود بدعت و خلاف شرع مي‎باشد.

    ‏ ‏اينجانب به عنوان كسي كه در پيروزي انقلاب نقش داشته از ظلمي كه به شما و امثال شما در اين‏ ‏جمهوري مي‎شود احساس شرمندگي مي‎كنم .

    ‏ ‏اميدوارم در اين ماه مبارك رمضان تحولي در مسئولين امر پيدا شده و در كارهاي خود تجديدنظر‏ ‏نمايند و بيش از اين اجازه ندهند با زندانيان در بند اينگونه ظلم و ستم شود و از قرار دادن خود و ديگران‏ ‏در معرض هلاكت پرهيز نمايند.

    ‏ (واتقوا فتنة لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصة ).
    ‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

    ‏‏1384/8/6‏‏
    ‏حسينعلي منتظري


     


     

    + نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 16:32  توسط داریوش   |