تبليغاتX
دموکراسی و حقوق بشر

دموکراسی و حقوق بشر

سیاسی اجتماعی فرهنگی

اكبر گنجى كلماتش را با جانش فرياد مى‌زند!”
”كوشش مى‌شود گنجى از حافظه‌ى جامعه‌ى ايران حذف بشود و جوانان ديگر فراموش كنند، چهار سال پيش چه اتفاقى افتاده است.”
”كوشش مى‌شود گنجى از حافظه‌ى جامعه‌ى ايران حذف بشود و جوانان ديگر فراموش كنند، چهار سال پيش چه اتفاقى افتاده است.”
در نامه‌ى سرگشاده‌اى كه روز چهارشنبه ۱۸ آبانماه جمع كثيرى از فعالان فرهنگى، سياسى و دانشگاهى خطاب به آيت‌اله شاهرودى و در اعتراض به نقض حقوق شهروندى اكبر گنجى، خبرنگار زندانى، انتشار دادند، از رئيس قوه‌ى قضاييه‌ى جمهورى اسلامى ايران خواسته شده به نقض حقوق شهروندى اكبر گنجى رسيدگى شود. در اين زمينه نظرات محمد سيف‌زاده، حقوقدان، خانم نرگس محمدى‌، فعال حقوق بشر، عبداله مؤمنى‌، فعال جنبش دانشجويى و ابراهيم نبوى، طنزپرداز و نويسنده را مى‌خوانيد.

داود خدابخش

در اين نامه‌ى سرگشاده آمده، طبق نامه‌اى كه خانم معصومه شفيعى، همسر گنجى به رئيس قوه‌ى قضاييه نوشته است، اكبر گنجى در زندان مورد ضرب و شتم مكرر بوده، به او دستبند قپانى زده‌اند و مورد فحاشى مأموران دادستانى قرار گرفته است. در پى آن آيت‌اله شاهرودى، رئيس قوه‌ى قضاييه، پيش از آنكه به اين اعتراضات رسيدگى كرده و صحت اين ادعا را پيگيرى كند، اظهار داشته بود، گمان نمى‌رود كه اين ادعاها صحيح باشند.

دكتر محمد سيف‌زاده، وكيل دادگسترى و عضو كانون مدافعان حقوق بشر ضمن اشاره به اينكه قوه‌ى قضاييه بايد در اين زمينه تحقيق كند و كانون مدافعان حقوق بشر نيز بيانيه‌اى در اين زمينه انتشار داده است، گفت:

”وضعیت گنجى بر طبق آن چه در اطلاعیه صادره شده وضعیت مناسبی نیست و وظیفه‌ی قوه‌ى قضاییه هم اینست که کلیه امکانات درمانی را در اختیار آقای گنجی قرار بدهد. به ما هم اطلاع داده شده، به کانون مدافعان حقوق بشر، که در این ارتباط هم اقدام کرده‌ایم و به نظر می‌رسد کسانی که ایشان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند قوه قضاییه باید قانونا اینها را تعقیب کند و به مجازات برساند.”

يك عضو رهبرى جنبش دانشجويى دفتر تحكيم وحدت، آقاى عبداله مؤمنى، ضمن اشاره به اين امر كه مبارزات و مقاومت‌هاى اكبر گنجى در راه آزادى و دمكراسى و عليه استبداد، درسى بوده براى تمامى اصلاح‌طلبان و دمكراسى‌خواهان، تأسف كرد از اينكه اكبر گنجى از سوى بسيارى بدست فراموشى سپرده شده است:

”قطعا کسانی که دارند ندای مبارزات دمکراتیک خواهانه و آزادی طلبانه سر می‌دهند اگر در کنار قضیه آقای گنجی بی‌تفاوت باشند، آن مسایل جز شعار و جز عوامفریبی هیچ مفهومی نخواهد داشت. چون الان ما باید آقای گنجی را نماد و سمبول آزادیخواهی و مقاومت در جامعه ایران بدانیم. کسی که بیش از ۶ سال در مقابل مستبدان ایستاده  و با نورافکنی به تاریکخانه‌ها سعی کرده روشنگری خودش را پیرامون آن روش‌های مستبدانه در جامعه کاملا آشکار و عیان کند.

متأسفانه قوه‌ى قضاییه براساس قانون اساسی موجود در جمهوری اسلامی وظیفه‌اش بيطرفى و عدم جانبداری از جریانات و گروه‌های سیاسی ست و نوعى از داورى که همگان نقش داوری و حکم قوه قضاییه را بپذیرند. و الان احساس می‌شود با توجه به موضعگیری‌های قوه قضاییه و احکام قضایی كه در طول سالهای پس از دوم خرداد صورت گرفته، عملا قوه‌ى قضاییه از داوری بی‌طرفانه خارج شده و خودش یک پای اصلی منازعات و درگیری‌ها و چالش‌های اصلی‌ست. از این جهت من فکر می‌کنم زمانیکه قوه قضاییه یا قضات که قبل از بررسی احکام و به نتیجه رسیدن پیشداوری می‌کنند، این خودش نشان می‌دهد که بهرحال سوگیری خاصی نسبت به مسایل دارند. و قبل از اینکه قوه قضاییه و شخص رییس قوه قضاییه پیگیری کند، مسئله‌ی آقای گنجی را یا شکایت خانواده‌ی ایشان را‌ ، آمده اعلام کرده که به نظر می‌رسد صحت هم نداشته باشد، و این نشان می‌دهد که یا قوه قضاییه از داوری خارج است که قبل از بررسی و پیگیری یک مسئله‌ای می‌آید پیشداوری می‌کند یا اینکه خودشان در جریان اتفاقات هستند و قاعدتا باید اتفاقاتی که افتاده است را توجيه كنند، که به نظر من وجه دوم قضیه صحیح‌تر است. یعنی امکان درارتباط نبودن و بی اطلاع بودن قوه قضاییه امری منطقی به نظر نمی‌آید، بلکه به نظر می‌رسد که ارکان مختلف قوه قضاییه از آنچه برسر آقای گنجی رفته  مطلع هستند. چون آقای گنجی مدت ۵ ماهی هست که این وضعیت را دارد طی می‌کند. و اگر نسبت به مسئله‌ی آقای گنجی تعهد داشته باشند و یا تعهد دارند، قاعدتا بایستی یک راه حلی، یک راه برون رفتی از این مسئله را پیشنهاد بدهند که قضیه آقای گنجی فیصله پیدا کند. از این جهت ادامه‌ی وضعیت آقای گنجی کاملا نشانگر بی‌تفاوتی قوه‌ى قضاییه برای حل این مسئله است.”

يك عضو ديگر كانون مدافعان حقوق بشر خانم نرگس محمدى در باره‌ى وضعيت اكبر گنجى معتقد است:

”قضیه آقای گنجی بُعد اخلاقی و انسانی هم در جامعه ما پیدا کرده و این وضعیت تاسف‌بار، این وضعیت نگران کننده که خانواده‌ی ایشان را هم تنها و بی‌پناه در جامعه ایران مشاهده می‌کنیم، من فکر می‌کنم که با اين شرایط وظیفه قوه قضاییه هست که مسئولان بلندپایه آن و ارشاد نظام وضعیت آقای گنجی را بررسی بکنند و به این وضعیت نگران کننده هرچه سریع‌تر پایان بدهند.

نويسنده و طنزپرداز ابراهيم نبوى نيز معتقد است كه زندانى كردن و حبس يك دگرانديش به معناى دورى او از جامعه و افكار عمومى است و طبيعى است كه فرد زندانى در معرض فراموشى قرار مى‌گيرد:

”به نظر من آقای گنجی بعد از اینکه وارد زندان شد در موقعیتی قرار گرفت که یا باید بتدریج فراموش می‌شد؛ البته نه خود گنجی، چون فکر نمی‌کنم خود گنجی چندان علاقه‌ای به شهرت و مطرح بودن دارد، بلکه آن چیزی که گنجی گفته بود، یعنی آن پیامی که برای جامعه داشت، آن حرفی که برای جامعه داشت و تصویری که از استبداد می‌خواست برای جامعه روشن بکند. چیزی که فراموش می‌شد این حرفها بود و اینها حرفهایی بود که گنجی حاضر بود برایش بازی مرگ را تا به آخر ادامه بدهد.

به نظر من چنانکه خیلی‌ها هم گفته‌اند، زندان  اوین و نسبتی که جامعه ایران و بخصوص جامعه سیاسی ایران با زندان اوین دارد، بشکلی‌ست که زندان برای فرد زندانی تبدیل به فراموشخانه می‌شود. من فکر می‌کنم ۶ سال زندان برای گنجی عملی بود که براحتی می‌توانست گنجی را حذف بکند، از حافظه‌ی جامعه ایران که بسرعت وقایع جدید می‌آید و تمام اتفاقات قبلی را فراموش می‌کند. بخصوص جوان‌هایی که روز به روز بزرگ می‌شوند و فراموش می‌کنند چهار سال پیش چه اتفاق‌هایی در این جامعه افتاده است. گنجی کاری که می‌کند و کاری که کرد بعد از یک دوره‌ی طولانی که همه‌ی ما که می‌توانستیم بنویسم و مسئولیت‌اش را داریم، آن دوره‌ای که ننوشتیم و حرف گنجی را تکرار نکردیم،  گنجی تصمیم گرفت با جان خودش ریسک بکند و آنچه درباره‌ی استبداد، درباره‌ی نوع نگاهش به رهبری، درباره‌ی نوع نگاهش به حکومت دینی وجود داشت و همه ی اینها را قبلا گفته بود، این را تکرار بکند و با جان خودش پای این گفته‌ها بایستد. حاصل هم همان چیزی بود که اتفاق افتاد و الان به نظر من گنجی همین را دنبال می‌کند. یعنی می‌خواهد که حرف خودش را تکرار بکند. یک‌موقعی با قلمش اینکار را می‌کرد، الان مجبور است که کلماتش را با جانش فریاد بزند.” 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 4:35  توسط داریوش   | 

معصومه شفيعى: مرگ گنجی مطابق با مرگ سیاسی بسیاری از سران طراز اول نظام خواهد بود
معصومه شفيعى: هرکس در برابر جنایتی که دارد در بند ۲ الف اتفاق می افتد سکوت بکند،‌ انسانیتش زیر سوال می‌رود معصومه شفيعى: هرکس در برابر جنایتی که دارد در بند ۲ الف اتفاق می افتد سکوت بکند،‌ انسانیتش زیر سوال می‌رود
اخبار رسانه‌ها و نامه‌هاى روشنگرانه معصومه شفيعى، از وضعيت وخيم اكبر گنجى نويسنده و روزنامه‌نگار زندانى حكايت مى‌كنند. معصومه شفيعى همسر گنجى، در نامه اخير خود كه در پاسخ به رييس زندانهاى استان تهران نوشته شده، از وخامت شديد حال گنجى و عدم رسيدگى مسئولان به وضعيت وى خبر مى‌دهد. در اين ميان «كانون مدافعان حقوق بشر» نيز خواستار رسيدگى فورى به وضعيت گنجى شده است و نامه همسر وى را «تكان‌دهنده» خوانده است. مسئله گنجى به كجا مى‌رود و همسر وى ديگر به چه اقداماتى دست خواهد زد؟ معصومه شفيعى همسر اكبر گنجى به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

دويچه‌وله: خانم شفيعى آقاى سليمانى رييس زندانهاى استان تهران اعلام كرده‌اند كه همسر شما آقاى گنجى «مشكل خاصى» ندارند! ممكن است نظرتان را در خصوص ادعاى آقاى سليمانى بيان بفرماييد؟

معصومه شفيعى:  من نمی‌دانم منظور ایشان از مشکل خاص چی هست. دیگر از اين بدتر چه باید بشود موقعیت موجود. آقای گنجی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته، شکنجه شده، کتف‌شان بشدت آسیب دیده و بجای اینکه ایشان را مداوا بکنند، او را به یک بند انفرادی برده‌اند و مداواها همه قطع شده، حتا یک قرص هم به ایشان نداده‌اند. من نمی‌دانم منظور ایشان از مشکل خاص چی هست. آیا باید حتما(خدای ناکرده) طرف فوت بکند تا بگویند مشکل خاصی وجود داشته است! اینها همه مشکل خاص است. من مطمئنم که آقای سلیمانی اصلا اجازه ندارد برود به آن بند و آقای گنجی را ببیند. این بند ۲ الف که آقای گنجی درآنجا نگهداری می شود در واقع زندان در زندان است. یک زندان دیگری در داخل زندان اوین ساخته اند که مسئولیت‌اش اصلا با سازمان زندانها نیست، نه آقای سلیمانی را به آنجا راه می‌دهند، نه مسئول زندان اوین و نه هیچکس دیگری را در این راستا. ارتباط‌ها همه قطع است. اگر واقعا مشکل خاصی وجود ندارد، چرا ایشان را پنهان کرده‌اند از چشم دیگران! چرا ایشان را نشان نمی‌دهند! چه بلایی سرش آورده‌اند که می‌ترسند دیگران او را ببینند! بعدهم اینکه آقای سلیمانی قبلا گفته بودند ایشان در بازداشتگاه اوین است. من حرفم این است که خود ایشان قبلا گفته بودند آقای گنجی دوران محکومیت خودش را می‌گذراند. طبق آئین نامه‌ی زندان‌ها کسی که دوران محکومیت‌اش را می‌گذراند باید در بند عمومی نگهداری بشود، نه در بازداشتگاه. و این یک تخلف آشکار اینهاست. بعدهم اینکه ایشان را بیاورند توی بند عمومی، بعدا آنموقع می‌‌بینیم که آیا ایشان مشکل خاصی داشته یا نداشته است.

دويچه‌وله: چه مدتى از بسر بردن آقاى گنجى در انفرادى و همينطور بى‌خبرى شما از وضعيت ايشان مى‌گذرد؟

معصومه شفيعى:  امروز شصت و چهارمین روز زندان انفرادی آقای گنجی و بیست و یکمین روزی ست که من از ایشان دوباره بی‌خبرم. ۲۱ روز پیش من ایشان را ملاقات کردم. اگر واقعا مسئولیت زندانی پای مسئولان زندان هست، مسئولیت تغذیه، مسئولیت دارو، بهداشت و درمانش را دارند،‌ چرا آقای گنجی را از همه‌ی اینها محروم کرده‌اند! چرا به آقای گنجی غذا نمی‌دهند! غذا که دیگر امری ست عادی! دادن غذا به زندانی از وظایف اولیه‌ی اینهاست. این مسئله که دیگر سیاسی نیست. گاهی وقتها به آقای گنجی غذا می‌دهند و بعد، ۱۰ روز، یکهفته و شاید بیشتر به او دیگر غذا نمی‌دهند. حتا در حضور آقای مولایی آقای گنجی گفتند که وقت افطار به من فقط ۳ تا فلاسك آب‌جوش می‌دهند. من می‌خواهم بدانم،‌ زندانی‌ای که در زندان انفرادی نگهداری می‌شود، دسترسی به هیچ امکانی ندارد،‌ آیا از نظر تغذیه فقط باید ۳ تا فلاسك آب‌جوش به او بدهید!

دویچه وله: خانم شفیعی، یعنی واقعا آقای گنجی خودشان گفتند که روزها می‌گذرد و به ایشان غذا نمی‌دهند؟

معصومه شفیعی: بله، بله، بله. اوایل به ایشان چندبار غذا دادند، ولی دیگر برایش غذا نیاوردند. در حضور آقای مولایی آقای گنجی گفتند که من روزه می‌گیرم و اینها وقت افطار فقط به من ۳تا لیوان آبجوش می‌دهند. بخاطر چی وزنشان رسیده به ۵۱ کیلوگرم! در بدترین شرایط وزن آقای گنجی در بیمارستان ۵۴ کیلوگرم بود. الان مطمئنا وزنش پایین‌تر آمده است. ۲۰ روز پیش شده بود ۵۱ کیلوگرم. آن عکس‌هایی که از آقای گنجی در اینترنت چاپ شده، در حال اعتصاب غذا، زمانی بود که ایشان ۵۸ کیلوگرم وزن داشت. در آن عکسها با آن وضعیت ۵۸ کیلوگرم وزنش بود، الان شده ۵۱ کیلوگرم. این اوج فاجعه است. من نمی‌دانم مشکل خاص از نظر آقای سلیمانی چی هست. حتما باید، دور از جان، خبر مرگ آقای گنجی بیاید بیرون که ایشان بگویند مشکل خاصی وجود داشته است! اصلا ایشان که اجازه ندارند آقای گنجی را ببینند، چه جوری با این صراحت اظهارنظر می کنند. یکی از مسئولین سابق زندان اوین فقط بخاطر اینکه رفته بود به بند ۲ الف سرکشی کرده بود، فقط بخاطر سرکشی به آن بند ایشان را احضار کردند، از سمت‌اش برکنارش کردند.

دویچه وله: خانم شفیعی، به نظر خود شما مسئولان بند ۲ الف واقع در محل زندان اوين، از ندادن غذا و دارو به آقاى گنجى چه هدفى را دنبال مى‌كنند؟

معصومه شفیعی: ببینید، وقتی که آقای گنجی را پنهان کرده‌اند و به کسی نشان نمی‌دهند و وقتی که تمام این موارد غیرانسانی و ضدبشری را در مورد ایشان اعمال می کنند، البته که مشخص است. منظورشان واضح است، می‌خواهند آقای گنجی را از بین ببرند و نمی‌خواهند کسی این مسئله را ببیند و متوجه بشود. من نمی‌دانم اینها به چه نتیجه‌ای رسیده‌اند، ولی مسلما، خدا آنروز را نیاورد، مرگ آقای گنجی مطابق با مرگ سیاسی بسیاری از سران طراز اول نظام خواهد بود و این مسئله کم هزینه‌ای برای جمهوری اسلامی دربرنخواهد داشت.

دويچه‌وله: خانم شفيعى، براى رسيدگى به وضعيت وخيم آقاى گنجى ديگر چه كار خواهيد كرد و يا چه پيشنهادى براى حل اين معضل كه به يك گره كور تبديل شده داريد؟

معصومه شفيعى: من به آقایان توصیه می‌کنم عاقلانه بیندیشند و آقای گنجی بیشتر از این حرفهایی که زده دیگر چی می‌تواند بگوید. بالاتراز این حرفها که دیگر حرفی نمی‌تواند بزند. پس چرا در حق ایشان اینقدر ضدبشری و ددمنشانه رفتار می‌کنند. کسی که به زندانی غذا و دارو ندهد، این نهایت رذالت یک انسان است، نهایت ددمنشی و خوی درندگی آن اشخاص هست. لذا، من فکر می‌کنم که اقدام عاجلی که می‌شود انجام داد اینست که یک شخصی، یک گروه بیطرفی برود زندان و آقای گنجی را ملاقات بکند. هر گزارشی که آن گروه یا شخص بیطرف بدهد، ما قبول می‌کنیم. چرا از اینها واهمه دارند! یک نفر برود آنجا، کسی که آنها هم قبولش دارند. من نمی‌گویم حتما از بچه‌های اصلاح طلب باشند. من نمی‌گویم از دوستان آقای گنجی باشد. هر کسی که خود آن آقایان قبول دارند و ما هم به بیطرفی او اعتراف بکنیم، ما آمادگی این را داریم که ایشان برود آقای گنجی را ببیند. هر گزارشی که داد، همان را ما مدنظر قرار می‌دهیم و مطابق آن عمل می‌کنیم.

دویچه وله: خانم شفیعی، آقای حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه، در قبال موضع آمریکا مبنى بر خواست آزادی بی‌قید و شرط آقای گنجی، اعلام كرده‌اند که مسئله گنجى، مسئله داخلى ايران است! نظرتان در مورد سخنان آقاى آصفى چيست؟

معصومه شفیعی: مسئله ی آقای گنجی الان به یکجایی رسیده که اصلا نظرات ایشان مطرح نیست، بلکه صرفا و صرفا یک مسئله‌ی انسانی ست. هرکس در برابر این جنایتی که دارد در بند ۲ الف اتفاق می‌افتد سکوت بکند،‌ انسانیت اش زیر سوال می رود. خود این آقایان تا مسئله ای، هر چیزی که اتفاق می افتد،‌ فورا به تمام اقصا نقاط جهان اطلاعیه‌ای می دهند و محکوم می‌کنند و خیلی کارها انجام می‌دهند. پس اینها اگر از نظر انسانی در برابر آن احساس مسئولیت می کنند، باید این حق را به دیگران هم بدهند که از نظر انسانی در برابر فجایعی که زندانهای ایران اتفاق می‌افتد احساس مسئولیت کنند. آقای آصفی گفته‌اند این مسئله، مسئله‌‌ای داخلی ست و باید خودمان حل‌اش کنیم. من می‌گویم، ما چقدر شکایت کردیم، چقدر اطلاع رسانی کردیم،‌ چه کسی تا حالا به یکی از این شکایت‌های ما رسیدگی کرده است. ما اینهمه از افراد مختلفی که در این پرونده نفوذ داشتند  و توطئه چینی می‌کردند، شکایت کردیم. به این شکایت‌ها به هیچ عنوان رسیدگی نشد. همین شکایتی که من اخیر کردم به دفتر آقای شاهرودی. من از آقای آصفی سوال می کنم، اگر واقعا بر اعتقادات‌تان صادق هستید به این شکایت رسیدگی کنید. بگويید به چه مجوزی ماموران ويژه‌ی دادستانی آقای گنجی را در محل بیمارستان مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار دادند؟ به چه مجوزی كتف ایشان را دچار آسيب‌ديدگى کردند؟ به چه مجوزی ایشان را بردند توی زندان انفرادی؟ به چه مجوزی به ایشان غذا و دارو نمی‌دهند؟ آقای آصفی اگر راست می‌گوید به این مسایل رسیدگی بکند. بیاید و به این شکایت‌های ما رسیدگی بکند. ما که واقعا خسته شده‌ایم. ما تمام راهها را طی کرده‌ایم، ولی در هر راهی که طی کردیم به قفل‌های محکم برخوردیم و این قفل‌های محکم هم به مسئولین طراز اول نظام برمی‌گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 20:25  توسط داریوش   |