تبليغاتX
دموکراسی و حقوق بشر

دموکراسی و حقوق بشر

سیاسی اجتماعی فرهنگی

صدور حکم اعدام برای یک دختر جوان

رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی حکم اعدام یک دختر جوان را که هنگام ارتکاب جرم 17 سال سن داشت، صادر کرده است. این دختر جوان 'دلارام' نام دارد و از 2 سال پیش و از سن 17 سالگی در زندان بسر می برد.

حکم اعدام این دختر جوان توسط دیوانعالی جمهوری اسلامی نیز مورد تائید قرار گرفته است.

همچنین قرار است حکم اعدام دو تن دیگر در شهر اهواز و در ملاعام به اجرا گذاشته شود. دادگستری جمهوری اسلامی در استان خوزستان اعلام کرد حكم صادره پس از تائيد از سوى شعبه 32 ديوانعالى كشور چهارشنبه هفتم ديماه (فردا) ساعت هفت صبح در منطقه سه ‌راه تپه، جنب ترمينال پس از طى مراحل قانونى و شرعى اجرا خواهد شد.

رژیم اسلامی چند روز پیش نیز یک جوان 19 ساله به نام فرهاد صالح پور را در شهر سقز بدار آویخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 2:6  توسط داریوش   | 

اعدام سه جوان 22 تا 25 ساله به سبک طالبان در ورزشگاه سبزوار

رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی صبح روز گذشته سه جوان را در ورزشگاه شهرستان سبزوار بدار آویخت. به نوشته روزنامه حکومتی خراسان، سن اعدام شدگان بین 22 تا 25 سال اعلام شده است. رژیم طالبان نیز در افغانستان، مردم را در استادیوم شهر کابل تیرباران و اعدام می کرد.

در مراسم اجراى اين حکم غیرانسانی در ورزشگاه سبزوار، جمعى از دژخیمان محلی رژیم اسلامی نیز حضور داشتند.

یادآوری می شود مجمع عمومی سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا طی روزهای گذشته با صدور قطعنامه و بیانیه های جداگانه، بار دیگر نقض مستمر و وحشیانه حقوق بشر در ایران تحت حاکمیت فاشیسم اسلامی را محکوم کردند.

رژیم قرون وسطايی جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراضات بین المللی می گوید "نه تنها حقوق بشر در ایران نقض نمی شود بلکه دستگاه قضايی رژیم اسلامی در جهت حفظ كرامت انسانی و رعايت حقوق شهروندی عمل می کند."

سخنگوی قوه قضائیه رژیم اسلامی روز گذشته در این باره گفت "متأسفانه برخي كشورها به بهانه‌‏هاي مختلف، مسائل كهنه شده را هر از چند گاهي جمع‌‏آوري و عليه نظام مردمي جمهوری اسلامی مطرح مي‌‏كنند تا چهره آن را مخدوش كنند."

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندان گوهردشت كرج شش هفته از اعتصاب غذاي گروهي از زندانيان سياسي در زندان گوهردشت كرج گذشت
شش هفته از اعتصاب غذاي گروهي از زندانيان سياسي در زندان گوهردشت كرج می گذرد. صادق نقاشكار، سخنگوي برونمرزي كميته رفراندوم آزاد ايران در هلند، در مصاحبه با راديو فردا می گوید: زندانياني كه در حال اعتصاب غذا هستند، عبارتند از آقايان بهروز جاويدتهراني، حسن شقاقي، حجت زماني، اميرحسين حشمت ساران، جعفر اقدامي، افشين باايماني، ولي الله فيض مهدوي، مهرداد لهراسبي. زندانیان خواهان ارسال نماينده از سوي سازمان ملل متحد جهت رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي، اجراي طرح تفكيك جرائم از سوي قوه قضاييه در زندان هاي جمهوري اسلامي به ويژه زندان گوهردشت كرج شدند. آنها همچنین در نامه ای به د بیرکل سازمان ملل متحد خواستار تشكيل يك كميته حقيقت ياب بين المللي براي تحقيق و تفحص و بررسي در جهت شناسايي، دستگيري، مورد پيگرد قرار دادن آمرين، عاملين و كشتار و سركوب آزادي خواهان و مردم ايران در طول 27 سال شدند.


پس از گذشت شش هفته از اعتصاب غذاي گروهي از زندانيان سياسي در زندان گوهردشت كرج، مهندس صادق نقاشكار، سخنگوي برونمرزي كميته رفراندوم آزاد ايران در هلند، در مصاحبه با راديو فردا از شرايط نامطلوب زندگي زندانيان سياسي و خواست هاي آنان مي گويد. مهندس نقاشكار اسامي زندانيان سياسي را اينطور نقل مي كند.

صادق نقاشكار: زندانياني كه در حال اعتصاب غذا هستند، عبارتند از آقايان بهروز جاويدتهراني، حسن شقاقي، حجت زماني، اميرحسين حشمت ساران، جعفر اقدامي، افشين باايماني، ولي الله فيض مهدوي، مهردار لهراسبي كه در زندان گوهردشت به تناوب تعدادي شش هفته و تعدادي دو و سومين هفته اعتصاب غذاي خودشان را مي گذرانند.

شهرام ميريان (راديو فردا): اين عده از زندانياني كه شما اشاره كرديد، از اوين به گوهردشت منتقل شدند؟

صادق نقاشكار: تعدادي از اين زندانيان بله از اوين به صورت تبعيد به زندان گوهردشت انتقال داده شدند. تعدادي الان در دارالقران كنار هم هستند و تعدادي به صورت منفرد در كنار زندانيان عادي و خطرناك در بندهاي يك،‌ پنج و شش كه عبارتند از بهروز جاويدتهراني، حسن شقاقي و حجت زماني.

ش . م: خواسته اين زندانيان چيست؟

صادق نقاشكار: ارسال يك نماينده از سوي سازمان ملل جهت رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي، اجراي طرح تفكيك جرائم از سوي قوه قضاييه در زندان هاي جمهوري اسلامي به ويژه زندان گوهردشت كرج. انتقال زندانيان سياسي گوهردشت از بند زندانيان عادي با جرام خطرناك به بند سياسي اوين.

ش . م: چرا اينها خواهان اين هستند كه از اين زندان به زندان ديگري بروند؟

صادق نقاشكار: زندانيان عادي كه در آنجا نگهداري مي شوند، زندانياني هستند كه با جرايم قتل، تجاوز، سرقت مسلحانه و غيره در آنجا نگهداري مي شوند و اساسا از اين زندانيان مسئولين زندان گوهردشت استفاده مي كنند به عنوان يك عامل فشار عليه زندانيان سياسي كه آنجا هستند.

ش . م: ديگرتقاضاها چيست؟

صادق نقاشكار: تقاضاي اخيري كه تعدادي ديگر از زندانيان سياسي كه دو هفته پيش دست به اعتصاب غذا زدند، تشكيل يك كميته حقيقت ياب بين المللي از سوي نهادهاي مدافع حقوق بشر سازمان ملل متحد براي تحقيق و تفحص و بررسي در جهت شناسايي، دستگيري، مورد پيگرد قرار دادن آمرين، عاملين و كشتار و سركوب آزادي خواهان و مردم ايران كه در طول 27 سال حاكميت ملايان در ايران به ويژه در دهه هاي 60 و 70 به وقوع پيوسته. ناگفته نماند اين جملات، عين جملات و كلمات زندانيان طي بيانيه اي است كه به بيرون دادند كه ترجمه شده و به آقاي كوفي عنان هم ارسال شده. در پايان اشاره مي كنم به حمايت هايي كه تاكنون از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي شده و خواهان آزادي آنان هستند، دانشجويان دانشگاه زنجان و سيستان بلوچستان و اخيرا ما تقاضا كرديم از سازمان هاي بين المللي و شخصيت هاي سياسي و آزادي خواهي ايراني كه تاكنون تعداد زيادي از اين اعلاميه حمايت كردند و با هم به صورت پوسترهايي كه عكس زندانيان سياسي هم در آنها چاپ شده، در اختيار سازمان هاي بين المللي قرار گرفته.

ش . م: صادق نقاشكار سخنگوي برونمرزي كميته رفراندوم آزاد ايران در هلند در پايان اين مصاحبه به يك درگيري خونين در زندان گوهردشت در دو روز پيش اشاره مي كند كه طي آن يك زنداني عادي كشته و شماري از زندانيان هم مجروح شدند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معصومه شفیعی همسر اکبرگنجی با تکذیب اظهارات مدیر زندانها، وضع نویسنده زندانی را بحرانی توصیف کرد و گفت دوا وغذا به او نمی رسد
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی، در نامه‌ای درپاسخ به اظهارات اخیر محمود سالارکیا معاون امور زندانهای دادستانی تهران، ادعای وی را کذب محض خواند. آقای سالارکیا گفته بود اکبر گنجی ممنوع‌الملاقات نیست، در وضعیت نسبتا خوبی به سر می‌برد و موضوعی به نام شکنجه در زندان نداریم. خانم شفیعی در مصاحبه با رادیو فردا، می گوید گنجی در محدودیت شدید دارویی و غذایی به سر می برد و او که وضع گنجی را بحرانی می داند در باره آن سکوت نخواهد کرد. خانم شفیعی در نامه خود می‌نویسد: جهان بداند که این یک مرگ تدریجی و بی صداست و تمام کسانی که در این پرونده دست دارند، باید بدانند که روزی در دادگاهی که توسط مردم برگزار می‌شود پاسخگو خواهند بود.
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی، روزنامه نگار زندانی، در پاسخ به اظهارات اخیر محمود سالارکیا معاون امور زندانهای دادستانی تهران گفت: ادعاهای آقای سالارکیا کذب محض است. آقای سالارکیا روز شنبه در گفتگو با خبرگزاری ایسنا گفته بود اکبر گنجی ممنوع‌الملاقات نیست و در وضعیت نسبتا خوبی به سر می‌برد. او همچنین گفته است: موضوعی به نام شکنجه در زندان نداریم. خانم شفیعی در نامه خود می‌نویسد: اگر شکنجه در زندانها وجود ندارد، پس شکنجه اکبر گنجی توسط دادستانی، آسیب رساندن به کتف چپ او و محدودیت شدید غذایی و دارویی چیست؟

مریم منظوری (رادیو فردا): معصومه شعفیعی همسر اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی که ششمین سال از دوران حبس خود را به سر می برد، در نامه خود در پاسخ به محمود سالارکیا، معاون امور زندانهای دادستانی تهران، اظهارات او را در مورد همسرش کذب محض خواند و گفت که 38 روز است که موفق به ملاقات همسرش نشده است. محمود سالارکیا، روز شنبه سوم دیماه، در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته بود آقای گنجی ممنوع‌الملاقات نیست و بر اساس درخواست وکیل و خانواده او زمان ملاقات وی با موافقت دادستان تعیین می شود و در این مدت درخواستی از سوی خانواده و وکیل او وجود نداشته. این درحالیست که یوسف مولایی وکیل اکبر گنجی نیز در مصاحبه با ایسنا می گوید بیش از دو ماه است که با اکبر گنجی ملاقاتی نداشته است. آقای مولایی گفته است دادستانی می داند که بنده و خانواده گنجی مایل به ملاقات با وی هستیم.

معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی در مصاحبه با رادیو فردا در این باره می‌گوید: این حرف کذب محض است. امروز دقیقا 38 روز است که ما آقای گنجی را ملاقات نکردیم و این یک امر مسلمی است که هر خانواده دوست دارد عزیز زندانیش را ببیند. کدام فرزندی هست که حاضر نیست پدری را که در زندان است ببیند؟ کدام مادری هست که نخواهد پسرش را ببیند؟ کدام همسر هست که نخواهد شوهرش را ببیند؟ این حرفها در واقع یک بهانه است به خاطر این که این مساله بی‌عدالتیهایی را که در حق آقای گنجی روا می دارند، بپوشانند. غافل از این که هر چه این مسائل و این بهانه تراشیها را بیشتر کنند، در واقع، معذرت می خواهم، گند ماجرا بیشتر درمی‌آید.

م. م: محمود سالارکیا در مصاحبه با ایسنا وضعیت جسمی اکبر گنجی را نسبتا خوب ارزیابی کرده و گفته است آقای گنجی در حالت عادی است و مشکل خاصی ندارد. اما به گفته خانم شفیعی امروز دقیقا 113 روز است که همسرش اکبر گنجی، در انفرادی 2 الف، در گوانتاناموی امنیتی اوین در شرایطی بسیار سخت به سر می برد.

معصومه شفیعی: ایشان در محدودیت شدید دارویی و غذایی است. وزنشان هم 38 روز پیش که ایشان را دیدم، 50 کیلو گرم است. آقای سالارکیا گفتند وزن ایشان نسبتا خوب است. این نسبتا خوب معنیش چیه؟ در شرایطی که آقای گنجی اعتصاب غذا را پشت سر گذاشته بود، به شدت شکنجه شده بود، کتفش به شدت آسیب دیده بود، در انفرادی نگهش داشتند، غذا و دارو بهش نمی دادند و ملاقات نداشت، آقای سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران مصاحبه کرد و گفت که شرایطش بسیار مطلوب است. الان آقای سالارکیا می گوید وضعش نسبتا خوب است. معنی این کلمه خیلی مهم است. مطمئن باشید گنجی وضعیتش بسیار بحرانی است که اینها می گویند شرایطش نسبتا خوب است. و مسلما در این شرایط من سکوت نخواهم کرد.

م. م: معصومه شفیعی در نامه خود می نویسد: جهان بداند که این یک مرگ تدریجی و بی صداست. تمام کسانی که در این پرونده دست دارند، باید بدانند که روزی در دادگاهی که توسط مردم برگزار می‌شود پاسخگو باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 19:42  توسط داریوش   | 

فراخوان شب شعر برای گنجی

روابط عمومی دفتر تحکيم وحدت
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

یکشنبه ۴ دی ١٣٨۴ – ٢۵ دسامبر ٢٠٠۵

تا کی بايد به بند بود برای اولين حق؛ آزادی

آنها که برای منافع مردم و تعالی نام ميهنشان تلاش ميکنند، شايسته تقديرند و آنها که در اين راه هزينه می پردازند و داغ و درفش و رنج زندان را تحمل می کنند قابل احترام.
هم اکنون اکبر گنجی روزنامه نگار شجاع ايران به تنهايی با از جان گذشتگی خويش، پرچم آزادی خواهی رابه يدک می کشد. و هرچه به پايان دوران محکوميتش نزديک تر می شود فشار بر او بيشتر و عرصه تنگ تر می شود. چرا که هرگز حاضر نشد از آنچه بدان معتقد است عدول کند.
اما آنچه نگرانی ها را افزون می کند بی خبری از وضعيت اوست. مدت مديدی است که خانواده او نتوانسته اند از اولی ترين حقوق يک زندانی – حق ملاقات– استفاده کرده، او را ببينند.
دفتر تحکيم وحدت دفاع از حقوق حقه اکبر گنجی و زنده نگاه داشتن نامش را وظيفه خود می داند. بدين منظور روز سه شنبه 6/10/84 از ساعت 17 در منزل اکبر گنجی – سعادت آباد، بلوار علامه، کوچه حق طلب -گرد هم می آييم تا با برگزاری مراسم شب شعر و با حضور فعالين سياسی و فرهنگی رشادتهای قهرمانانه او را پاس داريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 17:59  توسط داریوش   | 

معصومه شفيعي و اكبر گنجي اظهارات مسئولان قضايي جمهوري اسلامي كاملا متناقض است: همسر اكبر گنجي
يوسف مولايي وكيل اكبر گنجي گفت: بيش از دو ماه است با اين روزنامه نگار كه در سلول انفرادي نگهداري مي شود، ديدار نداشته است. معصومه شفيعي همسر آقاي گنجي نيز مي گويد: از همسرش در 40 روز گذشته خبري نداشته و نگران جان و سلامت اكبر گنجي است. در همين حال مهدي سالاركيا، معاون دادستاني تهران و مسئول زندان ها گفت: گنجي ممنوع الملاقات نيست و چنانچه خانواده او از دادستان اجازه بخواهند، مي توانند با او ديدار كنند. معصومه شفيعي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: حرف هاي آقايان كاملا ضد و نقيض است و مي گويند اكبر گنجي در حال گذراندن محكوميت خودش است، شخصي كه در حال گذراندن محكوميت است، طبق قانون بايد در بند عمومي باشد و به طور عادي از تسهيلات كامل مانند زندانيان ديگر برخوردار باشد و تنها زندانياني كه پرونده جديدي برايشان باز شده و تحت بازجويي هستند، ملاقاتشان موكول به اجازه مقام قضايي است، وگرنه ساير زندانيان به طور عادي اصلا احتياجي به مجوز براي ملاقات ندارند و اين موضوع به دادستاني و حتي رئيس زندان ارتباط ندارد.


يوسف مولايي وكيل اكبر گنجي گفت: بيش از دو ماه است با اين روزنامه نگار كه در سلول انفرادي نگهداري مي شود، ديدار نداشته است. معصومه شفيعي همسر آقاي گنجي نيز مي گويد: از همسرش در 40 روز گذشته خبري نداشته و نگران جان و سلامت اكبر گنجي است. در همين حال مهدي سالاركيا، معاون دادستاني تهران و مسئول زندان ها گفت: گنجي ممنوع الملاقات نيست و چنانچه خانواده او از دادستان اجازه بخواهند، مي توانند با او در زندان ديدار كنند.

معصومه شفيعي: اين آقايان كاملا حرفهايشان ضد و نقيض است. يك بار مي گويند گنجي در حال گذراندن محكوميت خودش است. اگر آقاي گنجي دارد دوران محكوميت خودش را مي گذراند، بايد طبق قانون در بند عمومي باشد. شخصي هم كه در بند عمومي است و دارد دوران محكوميت خودش را مي گذارند، مانند زندانيان ديگر به طور عادي از ملاقات، تلفن، مرخصي و ساير تسهيلاتي كه براي زندانيان ديگر در نظر گرفته شده برخوردار است. آقاي گنجي از همه اينها محروم است. سئوال من اين است: مگر پرونده جديدي براي آقاي گنجي باز شده كه ايشان را در بازداشتگاه و انفرادي نگاه داشتند؟ مگر ايشان تحت بازجويي است كه نمي گذارند كسي ايشان را ملاقات كند. تنها زندانياني كه پرونده جديدي برايشان باز شده و تحت بازجويي هستند، اينها ملاقاتشان موكول به اجازه مقام قضايي است، و الا ساير زندانيان بايد به طور عادي اصلا احتياجي به مجوز براي ملاقات ندارند و بايد در روزهاي معيني به زندان مراجعه كنند و ملاقات صورت مي گيرد و اصلا ربطي به دادستان و معاون دادستان و ساير مقامات ندارد. حتي رئيس زندان هم در اين امور دخالت نمي كند، چون آيين نامه زندان مي گويد: زنداني كه در حال گذراندن دوران محكوميت است، طبق قانون هر هفته روزهاي خاصي ملاقات دارد. صحبت من اين است كه حتما پرونده جديدي براي آقاي گنجي باز شده و تحت بازجويي است كه با ايشان اينطور رفتار مي شود و هر زماني كه ما به زندان تاكنون مراجعه كرديم، به ما گفتند بايد از دادستان مجوز ملاقات داشته باشي و اصلا ملاقاتي هاي بند دو الف به ما ربطي ندارد. اين آقايان كاملا حرفهايشان ضد و نقيض است و براي اين كه كارهاي خلاف خودشان را موجه جلوه بدهند، به يك همچين بهانه تراشي هاي واقعا مضحكي توسل پيدا مي كنند.

امير آرمين (راديو فردا): مگر در زندان هم كسي مي تواند مرتكب جرم شود كه برايش پرونده تشكيل دهند؟

معصومه شفيعي: اين سئوالي است كه ما بايد بكنيم. چون تنها كساني كه تحت بازجويي هستند، ملاقاتشان موكول به اجازه مقام قضايي است. قبلا ما هر زماني مي رفتيم زندان، اينها مي گفتند كه بايد حتما مجوز دادستاني باشد و يك بار به ما گفتند چرا هر دفعه شما براي ملاقات مي آييد و ملاقات شما به ما ربطي ندارد و بايد حتما دادستان اجازه دهد.

ا . آ: آيا تا كنون درباره اين سئوالاتي كه داريد، قوه قضاييه و مراجع قانوني پاسخي به شما دادند؟

معصومه شفيعي: هيچ وقت تاكنون قوه قضاييه و مراجع قانوني هيچ پاسخي ندادند. هرچه اعتراض كرديم و به نحوه رفتار دور از قانون و عدالت اين آقايان اعتراض كرديم، هيچ پاسخي به ما داده نشده و دائم به ما و افكار عمومي دروغ تحويل دادند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 4:50  توسط داریوش   | 

در اعتراض به بازداشت ۸ تن از اعضای سندیکای اتوبوس رانی و در حمایت از

اعتصاب سراسری روز یکشنبه ی کارگران و رانندگان اتوبوس در تهران و

حومه روز یک شنبه تمام وبلاگ هایمان را به نام سندیکای اتوبوس رانی آپ

کنیم و یا لوگوی سندیکا را در وبلاگ خود قرار دهیم و به این وبلاگ لینک کنیم.

 

        http://otobos1.blogfa.com/

وبلاگ دموکراسی و حقوق بشر حمایت و همبستگی خود را با کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اعلام را می دارد و از حقوق انسانی و دمکراتیک فعالین کارگری، سندیکای دفاع می کند و همه هموطنان ، مدافعان حقوق بشر و فعالان سیاسی مدافع دموکراسی و حقوق بشر را به حمایت و همبستگی با حرکت اعتراضی کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی تهران و حومه فرا می خواند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 1:58  توسط داریوش   | 

جمعيت دوستداران ايران در آمريکا
برای روشن شدن ابعاد کشتارسال ١٣۶۷
با ديدبان حقوق بشر هم صدا شويم

از سازمان های سياسی و افراد شرافتمند می خواهيم با تنظيم و امضای استشهاد نامه ای خطاب به مراجع جهانی، از خواست به حق سازمان ديد بانی حقوق بشر، که خواست همه مردم عدالتخواه ايران است پشتيبانی کنند
از مراجع حقوقی و حقوق دادنان ايرانی می خواهيم که در امر شکايت از افراد فوق الذکر در دادگاه های بين المللی به خانواده های قربانيان ياری رسانند
از کليه وسايل ارتباط جمعی ايرانی می خواهيم که با پخش گسترده گزارش هايی در اين رابطه، و انجام مصاحبه هايی با افراد ذی صلاح به پيشبرد اين اهداف انسانی و عدالت خواهانه کمک نمايند

برکسی پوشيده نيست که دولت جديد جمهوری اسلامی مجموعه ی متشکلی از افرادی است که متهم هستند در کشتار جمعی زندانيان، آدم ربايی و ترور افراد بی گناه، موسوم به قتل های زنجيري، دست داشته اند.
دوتن ازشاخص ترين اين افراد، مصطفی پور محمدي، وزير کشور، و غلامحسين اژه اي، وزير اطلاعات دولت احمدی نژاد هستند. اخيرا سازمان ديدبانی حقوق بشربا اتکا به اسناد منتشره شده، از جمله نوشته آيت الله منتظري، خواستار برکناری و محاکمه اين افراد شده است. روزنامه "روز" به نقل از احمد منتظري، فرزند آيت الله می نويسد:

"اين مرجع شيعه همان گونه که اين گروه به خاطرات و مکاتبات وی استناد کرده، مصطفی پورمحمدی وزير کشور کنونی ايران را از مسئولان اعدام دسته جمعی زندانيان سياسی در سال 1988 می داند". اگر چه در پانزده سال گذشته خانواده بسياری از جانباختگان تابستان 67 خواستار بررسی و گشودن پرونده چگونگی محاکمه مجدد و صدور حکم اعدام وابستگان خود شده اند، اما به نظر بسياری از صاحب نظران سياسی گزارش اخير سازمان ديده بان حقوق بشر بار ديگر پرونده اين اعدام ها را، پس از قريب به دو دهه، گشوده است. (روزنامه روز، 27 آذر 84)

دولت جمهوری اسلامی به جای پاسخ به اين خواست منطقی سازمان ديدبان حقوق بشر مبنی بر اخراج اين دو تن از کابينه دولت و محاکمه آنها، ديدبان حقوق بشر را متهم به دخالت در امور داخلی ايران کرده، و سابقه جنايی اين افراد را بخشی از شايستگی آنها برای احراز پست های مهم صدارتی دانسته است. علی جنتي، معاون سياسی وزرات کشور، و فرزند احمد جنتي، دبير شورای نگهبان در پاسخ به بيانيه سازمان ديدبان حقوق بشرمی گويد: "سازمان ديد بان حقوق بشر، سازمانی است كه در ظاهر اهداف حقوق بشری را دنبال می كند ولی همه می دانند كه عناصر و قدرت های پشت پرده آن را هدايت می كنند." وی می افزايد: "سازمان ديده بان حقوق بشر اصلا حق دخالت در امور داخلی ايران را ندارد و ما برای اين دخالت های بيجا هيچ ارزشی قايل نيستيم و به آن بهايی نمی دهيم." (روزنامه روز، 27 آذر 1384)

علی جنتی بدون آنکه شرکت مصطفی پور محمدی در اعدام های دسته جمعی زندانيان سياسی در سال 1367 و شرکت وی را در قتل های زنجيره ای نفی کند، خواست سازمان ديدبان حقوق بشر را زيرعنوان اينکه "عناصر و قدرت های پشت پرده آن را هدايت می کنند" تخطئه کرده و آنرا "دخالت بيجا" در امور داخلی ايران دانسته است. شايد علی جنتی نمی داند که سازمان های پشتيبان حقوق بشر، از جمله سازمان ديدبان حقوق بشر، حوزه کارشان جهانی است و برای مقابله با حکومت های است که حقوق شهروندان خود را ناديده می گيرند. معنای سخن جنتی در اين مورد اين است که دولت ايران حق حتی کشتار جمعی مردم خود را دارد و کسي، بطور مثال اگر خارجی باشد، نبايد در آن دخالت کند. اين عذر بدتر از گناه است. اما تنها سازمان ديدبان حقوق بشر اين واقعيت آشکار را بازگو نکرده است. آنچنانکه در زير اشاره کرده ايم، افرادی از بطن نظام نيز شرکت پور محمدی را در قتل های زندانيان سياسی و سرکوب مردم تأئيد کرده اند و به دولت جديد هشدار داده اند که با اين انتخاب منتظر پيامدهای آن در سطح جهانی نيز باشد.

گذشته از خانواده های قربانيان کشتار سال 1367 که مشخصات بيش از 4000 نفر از اين قرابانيان را اعلام کرده اند (1)، آيت الله منتظري، مصطفی پور محمدی را يکی از سه فردی ميداند که دستور قتل ها را صادر کردند. افزون براين منابع، حتی نمايندگانی در مجلس شورای اسلامی نيز با توجه به سوابق پور محمدی و غلامحسين اژه ای به انتخاب آنها برای تصدی پست های مهم وزارتی اعتراض کردند. دو تن از نمايندگان مجلس که خود از جناح راست حکومتی هستند، سخنانی درارتباط با نقش اين دوتن در سرکوبی مردم بيان کرده اند. ب ب سی در گزارش خود در 24 اوت 2005 از نشست مجلس و اظهارات اين دو نمايند ه مجلس به نام عماد افروغ، رئيس کميسيون فرهنگی مجلس، و الياس نادران می نويسد:
"آقای افروغ در ادامه اظهاراتش با اشاره به مسئوليتهای اطلاعاتی و امنيتی آقای پورمحمدی گفت: "يادم نرفته که در سال ۱۳۷۲جنبشهای شهری را در شيراز، مشهد، اراک و مبارکه چگونه قلع و قمع کردند و به خاک و خون کشيدند، چون فهمی نداشتند، اگر ما همين جريان ۱۸ تير را متوجه می شديم، دستور حمله صادر نمی کرديم".
وی افزود: "به ما حق بدهيد؛ فردی که از اين وزارتخانه با اين گذشته و فقدان سازوکارهای نظارتی می آيد، اين گونه برای ما تداعی شود که تنمان در عرصه‌ عمومی بلرزد، مگر نلرزيده است؟ مگر احساس نا امنی در گذشته نداشته ‌ايم"
الياس نادران نيز در مخالفت با مصطفی پورمحمدی به دورانی اشاره کرد که او معاون اطلاعات خارجی در وزارت اطلاعات بود و در همان زمان شماری از ناراضيان سياسی ايرانی در خارج از ايران ترور شدند که طرحريزی و اجرای اين ترورها به دستگاه اطلاعاتی ايران نسبت داده شد. (ب ب سي، 24 اوت 2005)
هادی قائمي، نماينده فارسی زبان سازمان ديدبانی حقوق بشر در اين رابطه در مصاحبه ای با راديو دويچه وله می گويد:
ببينيد، الان يک بحران عدالت و عدم پاسخگويی گريبانگير دولت ايران در بالاترين سطوح شده است و اين تنها نمونه نيست، نمونه های زيادی در حال حاضر وجود دارد، مانند قتل زهرا کاظمي، که هيچکس مسئول آن نبوده و کسانی که اين قتل را انجام داده اند شناخته نشده اند و در عوض وکيل آن پرونده را، يعنی آقای عبدالفتاح سلطانی ، در بازداشت غير قانونی بسر می برد، همچنين آقای ناصر زر افشان، وکيل خانواده های قربانيان "قتل های زنجيره اي" و اکبر گنجی زندانی هستند و درعوض آقايان پور محمدی و اژه ای به صدارت و وزارتخانه مهمی منصوب می شوند. اين موجب می شود که دامنه ی اين بحران هر روز وسيع تر بشود و اعتبار دولت ايران را در ميان ايرانيان و در ميان افکار بين المللی بشدت زير سوال ببرد." (15 دسامبر 2005)

در خواست:
هموطن، با انتشار اين بيانيه ما از سازمان های سياسی و افراد شرافمند، و همچنين خانواده های قربانيان کشتارسال 1367 و قتل های زنجيری می خواهيم که:
1. با تنظيم و امضای استشهاد نامه ای خطاب به مراجع جهاني، از خواست به حق سازمان ديد بانی حقوق بشر، که خواست همه مردم عدالتخواه ايران است پشتيبانی کرده، واز آنها بخواهند تا برای اجرای عدالت، جمهوری اسلامی را زيرفشار قرار دهند.
2. از مراجع حقوقی و حقوق دادنان ايرانی می خواهيم که در امر شکايت از افراد فوق الذکر در دادگاه های بين المللی به خانواده های قربانيان ياری رسانند.
3. از کليه وسايل ارتباط جمعی ايرانی می خواهيم که با پخش گسترده گزارش هايی در اين رابطه، و انجام مصاحبه هايی با افراد ذی صلاح به پيشبرد اين اهداف انسانی و عدالت خواهانه کمک نمايند.

جمعيت دوستداران ايران در آمريکا
infoiranfriends@yahoo.com

23 دسامبر 2005

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

        ارسال نامه کافی نيست، پی گيری قانونی کنيد!

         نامه جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران - کلن

                       به سازمان ديده بان حقوق بشر

مسئولین محترم دیده بان حقوق بشر
اقدام شما در تاریخ 15 دسامبر 2005 در مورد اعلام مشارکت دو تن از وزرای کابینه اقای احمدی نژاد،( وزیر کشور افای مصطفی پور محمدی و وزیر اطلاعات اقای غلامحسین اژه ای)، در نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت در طی دو دهه و هم چنین اعتراض شما به منصوب کردن این افراد به سمت وزارت اطلاعات و وزارت کشور، با توجه به دست داشتن این دو تن در قتل عام هزاران تن از زندانیان سیاسی در ایران در سال 1988 و نیز قتل عام روشنفکران و فعالان سیاسی ایرانی در سال 1998 در ایران، موجب شادی ما گردید. ما، جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران در کلن از سال 1988 تا کنون پیوسته افشای این جنایت هولناک و مسئولان ان و پی گیری در جهت درخواست محاکمه مسئولان این قتل عام را ، در دستور کار خود داشته و دارد.
استناد شما به کتاب خاطرات ایت اله منتظری به عنوان یک سند، در جهت اثبات نقش اقای مصطفی پور محمدی، وزیر فعلی کشور در جنایات مذکور، باعث ان گردید، که بخش فارسی رادیوی بی بی سی در روزهای بعد از ان در این مورد از دفتر اقای منتظری درمورد صحت موارد مندرج در کتاب سوال کند، و مسئول این دفتر، اقای احمد منتظری، بار دیگر بر صحت مندرجات این کتاب تاکید نمود.
دوستان عزیز؛
لازم به ذکر است، که متاسفانه با وجود حجم وسیع موارد نقض حقوق بشر و با وجود غیر قانونی بودن طبیعت این جنایات، تا کنون یک پی گیری جدی در سطح جهان در مورد قتل عام هزاران زندانی سیاسی در ایران در سال 1988 (1367)، و قتل روشنفکران و فعالان سیاسی بنام ایران در سال 1998، صورت نگرفته است. به همین سبب است که اقای حمید رضا اصفی، سخنگوی وزارت خارجه ایران به تاریخ 18 دسامبر 2005، ، مطالب طرح شده توسط سازمان شما را در طی یک مصاحبه مطبوعاتی بی پایه و بی ارزش بخواند.
علی رغم استقلالی که طبق قوانین به قوه قضاییه اعطا شده است، متاسفانه قوه قضاییه در ایران وابسته به حکومت و به صورت غیر مستقل به عنوان بازوی قوه مجریه و ولایت فقیه عمل کرده، مانع هر گونه رسیدگی به این پرونده ها میگردد. هر گونه سخن گفتن در رابطه با این جنایات به محدوده تابوهای رژیم تعلق دارد و کسانی که به نوعی اقدام به شکستن این تابو می کنند، به شدت مجازات می شوند. بدین وسیله میتوان زندانی بودن اقای ناصر زرافشان وکیل قربانیان قتلهای زنجیره ای سیاسی در ایران در سال 1998 و زندانی بودن اقای اکبر گنجی روزنامه نگاری که سکوت در مورد قتل عام سال 1988 را در ایران شکست، و قتل خانم زیبا کاظمی خبرنگار عکاس ایرانی-کانادایی را توضیح داد.
نمونه پی گیری قتل رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان، توسط سازمان ملل که با پی گیری اقای ملتین دادستان مستقل المانی صورت گرفت، نشان می دهد که در فضای امروز جهان میشود تلاش کرد، تا به سادگی از کنار چنین جنایاتی عبور نکرد و با پی گیری و محاکمه و مجازات قانونی عاملان این جنایات، مانع تکرار وادامه این جنایات توسط حکومتها و دولتها گردید.
جمعیت ما با استقبال از نامه اعتراضی شما در رابطه با انتصاب اقایان پور محمدی و اژه ای، از شما می خواهد که در جهت تکمیل و پی گیری این ابتکار به جا و به موقع، فقط به ارسال نامه به دولت و مجلس ایران اکتفا نکنید و از ارگانها و نهادهایی که امکان پی گیری قانونی انرا دارند، بخواهید که در این موارد اقدام به تحقیق کنند. ارسال این نامه، و انتشار ان در عین این که به فراموش نشدن، این جنایات و شناساندن تعدادی از عاملان ان به افکارعمومی کمک می کند، قطعا حاصل بیشتری به بار نخواهد اورد، اگر شما با استفاده از امکانات خود، مانند نمونه ترور رفیق حریری، مساله را در سطح جهانی مطرح نکنید، و خواستار پی گیری ان از سوی مراجع مستقل قضایی در سطح جهان نگردد.

یاداور می شویم که به نظر ما چشم پوشی مجامع موثر جهانی از عکس العمل در مقابل قتل عام زندانیان سیاسی در ایران در سال 1988 و قتل های زنجیره ای نویسندگان و دگر اندیشان ایرانی که نوک کوه یخ ان در سال 1998 اشکار گردید؛ و هم چنین سکوت عملی مجامع جهانی در قبال این جنایت ها زمینه ساز این حرکت امروز جمهوری اسلامی ایران است که ریئس جمهور ان به خود اجازه میدهد با صدای بلند، خواهان نابودی یک کشور و انکار جنایات نازیها بر علیه یهودیان گردد.
مسئولین محترم سازمان دیده بان حقوق بشر، ما به نمایندگی از سوی جمعی ازادیخواهان و مدافعان ایرانی حقوق بشر از اقدام تکمیلی شما استقبال می کنیم و امادگی خود را جهت هرگونه همکاری با شما در این زمینه را اعلام میکنیم
با احترام
جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران/ کلن ، 22 دسامبر 2005

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 17:4  توسط داریوش   |